گروه بندی
برگزیده ها
تازه های مشاوره
افشای رازهای زندگی مشترک توسط همسر؛ بمانم یا جدا شوم؟
راز شوکهای قیمتی ۱۴۰۵؛ از واقعیت هزینههای حملونقل تا اثربخشی کالابرگ الکترونیک
هنگام ادار اگر ادار به پای من اصابت کند، چگونه تطهیر کنم؟
ناتوانی جنسی شوهر بعد از ازدواج؛ راهکارهای عملی، درمان و تصمیمگیری درباره ادامه زندگی
روش اصولی کاریابی برای تصویرگر و نقاش کارتونی
چگونه اسراف انرژی در ادارات و اماکن را گزارش کنیم؟ راهنمای ثبت شکایت در سامانه فؤاد (۱۲۸)
خشم از خانواده به خاطر وسواس نجاست؛ چگونه گذشته را بپذیریم و ذهنمان را آزاد کنیم؟
آیا تغییر نامی که برای فرزند نذر شده، جایز است؟
چرا وسط مسیر خسته میشویم؟ راهنمای کاربردی غلبه بر خستگی تغییر عادت
ابهام در رفتار دوست قدیمی؛ چگونه آرام و بالغ برخورد کنیم؟
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
علاقه به کف پای زن
علت علاقه شدید به لیسیدن کف پای زنان چیه؟
با سلام دختری 12 ساله هستم از کودکی خود ارضایی می...
واژه جاری در کارنامه به چه معناست؟
مشاوره مذهبی: حکم خوردن میوه ی درختی که پای آن ادرار می شود، چیست؟
اگر خود ارضایی رو ترک کنم خدا منو می بخشه چکار کنم؟
دچار مشکل استفراغ عمدی هستم، بگین چیکار کنم؟
قضا شدن نماز صبح خللی در چهله ی زیارت عاشورا ایجاد می کند؟
مشاوره خانواده: بعد از ازدواج متوجه خیلی از کمبودهای شوهرم شدم و الان اصلا نمیتونم به زندگیم ادامه بدم" چه راهی هست؟
مشاوره مذهبی: می توان چند ساعت بعد از غسل جنابت با همان غسل نماز خواند؟
جستجوی عبارت مادر بیش از 31 نتیجه در بر داشت.
طبقه بالای پدرشوهرم زندگی می کنم، ولی مستقل نیستم!
سلام من هم بخاطر همین مستقل شدن مشکل دارم ۱ساله ازدواج کردم طبقه بالای پدرشوهرم اینا هستم ولی مستقل نیستم مادرشوهرم بعضی وقتا میشینه میگه من بدون پسرم نمیتونم ۱ساعت نبینمش دق میکنم مستقل بودن خوب نیست و.... خیلی حرفای مسخره ی دیگه همه اینا بهانست من هم میخوام ت خونه خودم باشم راحت باشم همسرم هم اصلا بازگو نمیکنه این موضوع رو پیش خانوادش لطفا کمکم کنین توی شرایط سختی هستم بهم بی احترامی میشه بهم تو هین میکنن
دخترم شش سالشه اصلا از خودش دفاع نمیکنه، چکار کنم؟
سلام دختر من شیش سالشه
در مقابل بقیه اصلا نمیتونه از خودش دفاع کنه نه کلامی نه فیزیکی،حتی زورش به بچه های خیلی کوچیکتر از خودش نمیرسه و وقتی از چیزی یا کسی ناراحت میشه چشاش قرمز و پر از اشک میشه لباش میلرزه ولی گریه نمیکنه به زور خودشو نگه می داره ،همه چیز رو تو خودش میریزه، یا پشت من قایم میشه و نمیزاره کسی پی به حال درونش ببره
امسال میره پیش دبستانی و با این اوضاع من خیلی نگرانشم
یکبار که یکی از فامیلامون عروسکشو ازش گرفت و الکی گفت این برا من و دیگه پست نمیدم..شدیدا شروع کرد به گریه کردن
منم بعدا بهش گفتم نباید برای مسائل کوچیک گریه کنی باید قوی باشی باید از حقت دفاع کنی، دیگه نبینم اشکاتو...فکر کنم از حرفام برداشت اشتباهی داشته و از اون موقع هر وقت ناراحت میشه یا بهش ظلم میشه یا مثلا میخوره زمین یا با دوستش بحثش میشه از خودش دفاع نمیکنه که هیچ، گریه هم نمیکنه اگه خودم متوجه بغضش نشم حتی به منم نمیگه و خودشو نگه میداره و میریزه تو خودش،خیلی مظلومه😔
نمیدونم چیکار کنم لطفا راهکار بدید
به پدرم بی احترامی کردم و دسترسی به ایشون ندارم، چطور حلالیت بطلبم؟
سلام. چندسال پیش پدر و مادرم خیلی دعوا و مشاجره میکردن تو خونه و من خواهر و کوچیکم اصلا آرامش نداشتیم و تنمون میلرزید با دعواهاشون.و چون کارا و حرفای بابام حرصمو در میاورد شاید بهش بی اجترامی کردم.البته نه اینکه فحش بدم ولی با داد و بیداد و سروصدا اعتراض میکردم به اون وضعیت. پدرم ۴-۵ سالیه ازدواج کرده و دیگه پیش ما زندگی نمیکنه.امکان اینکه حضوری ازش حلالیت بگیرم برام سخته حتی در ارتباطم نیستیم باهاش.چه طوری میشه جبران کرد اون بی احترامیارو و اینکه احیانا اگه دلش شکسته باشه؟
برای موفقیت در از پوشک گرفتن کودک چگونه اقدام نمایم؟
سلام خانمی هستم ۳۰ ساله دختر بچه ای ۲۶ ماهه دارم که ۶ ماهه که از پوشک دخترم را گرفتم. من اصلا تمایل به گرفتنش نداشتم ولی خودش خیلی سرتقه و پوشکشو باز میکرد و ما مجبور بودیم که از پوشک بگیریم ولی ۶ ماهه که هم در خانه جیش میکنه و هم در دستشویی متاسفانه اگه من نبرمش دستشویی تو شلوارش میجیشه و تمام خونه ام فرش هایم تخت ها مبلا هر جا که ذهنتون برسه جیش کرده و من واقعا خسته ام از اینکه روزی ده بار شلوار شاشی و گوهی بشورم.
بعضی وقتا بعد جیش کردنش میزنمش و براش آرزوی مرگ میکنم که اینکه کاش نبود کاش اصلا به دنیا نمیومد و بعد باز پشیمون میشم اینقدر حالم بده بده، خونه ام بعد ۶ ماه اینقدر بوی تعفن میده، امروز گفتم با همسر فرشا بشوریم بعضیا هم دادیم فرش شویی ولی همون آش و همون کاسه واقعا از زندگی خسته ام دیگه تحمل ندارم همش گریه میکنم😭😭
پسرم 4 و نیم سالشه و می خوام که مستقل باشه، چه کنم؟
سلام خسته نباشید
پسرم سال ۹۸ به دنیا اومده تقریبا ۴ و نیم سالشه
دو ماه میره مهد ،وقتی دوستاشو داخله مهد میبینه نمیتونه از خودش دفاع کنه و میاد سمت من و گریه میکنه و اصلا دوست نداره بازی های گروهی با دوستاش بکنه البته بجز خمیربازی و سفال ، بازی های گروه مثله ورزش یا آسیاب بچرخ و... و فقط دوست داره کنار من باشه تو این دوماه من سر کلاساش بودم و نذاشته بیرون از کلاس باشم دوست دارم مستقل بشه چیکار کنم ممنون میشم راهنماییم کنین
حکم نزدیکی با مادرزن و فرزند حاصل از آن
اگر با مادرزن نزدیکی صورت گیرد و بچه ای از داماد و مادرزن به وجود بیاید تکلیف چیست؟
مادرم همیشه تحقیرم می کند، چه کنم؟
سلام من ۱۸ سالمه و از بچگی تا الان مادرم همش تحقیرم میکنه هی سرم داد میزنه اونم همش بخاطر چیزایی که زیاد مهم نیستن مثلا کارای خونه رو شاید زیاد انجام ندم و به پای اون نرسم ولی سعی خودمو کردم اما او هیچوقت کارایی که واسش میکنم نمیبینه و همش میگه تو هیچی نمیشی تو حتی اگه ازدواجم کنی هیچ کاری نمیکنی حالا این به کنار شاید بگین بخاطر صلاح خودم داره اینارو بهم میگه ولی همش منو با دخترای دیگه مقایسه میکنه همش میگه دختر فلان کس اینجوریه و توام هیچی نیستی خیلی ناراحت میشم میرم تنهایی گریه میکنم اون نمیفهمه که چقدر منو با حرفاش اذیت میکنه شایدم میفهمه و عمدا میخواد ناراحت شم و برعکس با برادرم خیلی خوب رفتار میکنه برادرم بعضی وقتا حرفای زشتی میزنه ولی مادرم همش قربون صدقش میره و تا حالا یه بارم به من محبت نشون نداده واقعا خیلی اذیت میشم خیلی وقتا خواستم دست به خودکشی بزنم ولی پشیمون شدم اول بخاطر اینکه خودکشی گناهه بعدشم میترسیدم وگرنه حتی یه درصدم دلخوشی برام نمونده لطفاً منو راهنمایی کنید پیشنهاد بدید که چه کاریو انجام بدم
مخالفت مادر خواستگار با ازدواج، چه کنم؟
سلام وقت بخیر من 27 سالمه.به یکی از همکلاسی هام علاقه مند شدم ایشونم همینطور.ما چهار سالی هست که همو میشناسیم از حدود یکسال که رابطمون عاطفی شده.ایشون قصدشون از ارتباط با من و به خانوادشون گفتن و گفتن که قصد ازدواج دارن اما مادرشون مخالفن به چن دلیل اول اینکه من 5 ماه از پسرشون بزرگترم و دوم اینکه اعتقاد دارن ازدواج سنتی خوبه و دختری که با یه پسر در ارتباطه مناسب ازدواج و زندگی نیست. این مسئله روح و روان منو بهم ریخته توروخدا بگین چیکار کنم من این اقا رو خیلی دوس دارم تو خیلی مواردم باهم تفاهم داریم برنامه های مشترکی هم برا اینده با هم داریم اما مادرشون داره همه چیو به هم میریزه تورو خدا کمکم کنین
اصلا روم نمیشه مادر همسرم رو مامان صدا کنم
کمک کنید چطور مادرهمسرم رو صدا بزنم مامان روم نمیشه
نذر نام فرزند توسط مادر شوهر
سلام من سه ساله ازدواج کردم و بچه دار نمیشم، خودم خیلی نذر کردم که به شیرخوارگاه کمک کنم اگه بجه دار شم، اسمی رو نذر نکردم،اما چند تا اسم در ذهن دارم. مادر شوهرم گفته نذر کردم اگه پسردار بشی اسمش رو امیرعلی یا امیرعباس بذاری، با احترامی که براشون قائلم اما من نمیخوام، نمیدونم چجوری بگم این موضوع رو. خواستم بپرسم اگر هم اتفاقی افتاد، گناهه که من این اسامی رو روی فرزندم نذارم؟