سیاست
مستظهر باللَّه

(احمد ال. مستظهر باللَّه) بیست و هشتمین خلیفه از خلفاى عباسیان (خلا. 512 -470 ه.ق). ...

مستضی ء باللَّه

(حسن، ال. مستضى‏ء باللَّه: المستضى‏ء بامراللَّه: المستضى‏ء بنوراللَّه) سى و سومین خلیفه از خلفاى عباسیان (خلا. 575 -536 ه.ق). ...

مسترشد باللَّه

(فضل، ال. مسترشد) بیست و نهمین خلیفه از خلفاى عباسیان (خلا. 529 -512، مقت. 529 ه.ق). ...

مردونیه

سردار ایرانى، پسر گبریاس (gobrlyas)، (گبریاس یكى از 7 تن كه بر علیه گوماتاى غاصب با داریوش همدست شده و گوماتا را كشتند). مردونیه با دختر داریوش ازدواج كرد و فتوحات نمایانى در جنگهاى مختلف نمود. در سال 479 قبل از میلاد مقتول گردید. ...

مرداویج

(قس. مرداویز) وى با كمك اسفار بن شیرویه با سپاهیان المقتدر جنگید و آنان را شكست داد و دولت آل‏زیار را تأسیس كرد.: آل زیار. ...

محمد علیشاه

ششمین پادشاه سلسله‏ى قاجار، پسر مظفرالدین شاه (جل. 1324. خلع 1327) در ابتداى سلطنت با مشروطه‏خواهان موافق بود لیكن بعداً به برانداختن مشروطه همت گماشت و در 23 جمادى‏الاول 1326 ه.ق مجلس شوراى ملى را به توپ بست، ملك‏المتكلمین و میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و عده‏اى دیگر از آزادى‏خواهان را كشت. در تبریز ...

محمدشاه

محمد میرزا، پسر عباس میرزا سومین پادشاه سلسله‏ى قاجار (جل. 1250 ف. 1264) اهم كارهاى او كشتن قائم‏مقام (ه.م) و محاصره‏ى هرات است. (1264 -1222 ق). در تبریز به دنیا آمد. وى سومین پادشاه از سلسله‏ى سلاطین قاجاریه است. بعد از وفات پدر از جانب جدش، فتحعلى‏شاه، ولیعهد شد و چند ماه بعد، به محض اطلاع از وفات ...

محتشم السلطنه

(حاج...) اسفندیارى (ف. 1323 ه.ش) حسن از رجال سیاسى دوره‏ى مشروطیت ایران كه مدتى ریاست مجلس شوراى ملى را عهده‏دار بود. ...

مجدالدوله ی دیلمی

(ابوطالب رستم مجداالدوله‏ى دیلمى). وى پسر فخرالدوله‏ى دیلمى است و به سن چهار سالگى امیر شد و زمام امور را سیده خاتون مادرش به دست گرفت. حكومت مجدالدوله از 387 تا 420 ه. بود. با پیروزى سلطان محمود غزنوى بر مجدالدوله و دستگیرى وى، بساط پادشاهى آل‏بویه در شمال ایران برچیده شد. ولى مدت 20 سال دیگر فرزندان ...

متوکل

(جعفر ال متوكل على اللَّه) دهمین خلیفه از خلفاى عباسیان (خلا. 247 -232 ه. ق. 861 -847 م.). ...

مبارزالدین محمد

(امیر مبارزالدین محمد بن مظفر) بنیانگذار سلسله‏ى آل‏مظفر. (جل. 718- غر. 759- ف. 765 ه.ق) وى نواده‏ى شرف‏الدین مظفر از امراى دربار ایلخانان مغول ایران بود. امیر مبارزالدین در سال 718 ه.ق از طرف ایلخان به حكومت یزد و كرمان و فارس منصوب شد، كم كم نفوذ دولت مغول را از آن نواحى برانداخت، با ابواسحاق اینجو ...

سربداری مؤید علی

دوازدهمین و آخرین امیر سربدار (حك. 766 تا 783 ه.ق) سلسله‏ى سربدارى به دست امیرتیمور گوركانى منقرض گردید. ...

علی اصغر مؤدب نفیسی

(دكتر على‏اصغر فرزند على‏اكبر). (و. 1253 ه.ش ف. 1328 ه.ش) پس از پایان تحصیلات در رشته‏ى طب، به تهران بازگشت و در مدرسه‏ى علمیه و دارالفنون به تدریس پرداخت. مجله‏ى حفظالصحه از انتشارات اوست. در دوره‏ى دوم به وكالت مجلس انتخاب شد. معروف به مؤدب‏الدوله از اطباء و رجال دانشمند و درجه اول ایران و فرزند ناظم‏الاطباء ...

مأمون

(عبداللَّه مأمون) هفتمین خلیفه از خلفاى عباسیان. وى به پایمردى طاهر بن حسین ملقب به ذوالیمینین بر برادر خود امین پیروز شد و در مرو به خلافت نشست (خلا. 198 تا 218 ه.ق) وى امام هشتمین شیعیان حضرت على بن موسى‏الرضا را ولیعهد خود كرد، اما عباسیان ساكن بغداد با این انتخاب مخالفت كردند و مأمون فضل بن سهل وزیر ...

گیخاتو

از ایلخانان مغولى ایران كه بعد از ارغون‏خان برادر خود به ایلخانى رسید (جل. 690- مقت. 694 ه.). وى تركمانان و یونانیان روم را شكست داد و دست به اسراف گشود و خزانه را تهى كرد. ناچار به راهنمایى وزیر خود عزالدین مظفر و به تقلید از چینیان پول كاغذى بنام «چاو» (بخش 1) منتشر ساخت. ولى مردم از قبول آن خوددارى ...

گوهرشاد بیگم

زن سلطان شاهرخ میرزا ابن امیرتیمور گوركانى. وى یكى از زنان نیكوكار نامدار بود و از آثار و ابنیه‏ى خیریه‏ى او مسجد جامع، مدرسه و خانقاه شهر هرات و مسجد جامع مشهد مى‏باشد كه در هر دو شهر بنام «مسجد گوهرشاد» معروف هستند. او در سال 861 ه.ق به دستور سلطان ابوسعید در هرات كشته شد و در جنب قبر فرزندش شاهزاده ...

گوچهر

(گوچیهر) نام یكى از پادشاهان بازرنگى پارس در قرن 3 م. ظاهراً این پادشاه از سلاله‏ى همان گوچیهر است كه در قرن اول م. برادر خود ارتخشتر (اردشیر) را به قتل رساند. در سالهاى بعد از 212 م. پاپك پدر اردشیر بر گوچیهر شورید و مكان او را كه به كاخ سفید معروف بود (در شهر فسا، در شمال شیراز) متصرف شد و بر تخت پادشاهى ...

گشنسف

(گشنسب (ه.م)) معاصر اردشیر بابكان كه بر طبرستان و گیلان و رویان و دماوند حكومت داشت. اجداد او از زمان اسكندر كبیر فرمانرواى ولایات مزبور بوده، وى مؤسس خاندان گشنسف است. ...

گشنسب داد

(گشنسب) سردار ایرانى ملقب به «نخوارگ» كه زرمهر او را مأمور مذاكره با ارمنیان نمود. ...

گشنسب بنده

(معر. جشنسب بنده: جشنسفنده: گشنسب) پادشاه ساسانى (631 م.) و نواده‏ى هرمز چهارم. در شاهنامه لقب او فرائین و در طبرى فرهان یاد شده و او همان است كه در كتب تاریخ به نام جشنسب بنده آمده. ...