عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: هر کس کار زشتی را نیکو بشمارد، در آن زشتی شریک است. کشف الغمّه، ج2، ‌ص 349

ضرب المثل

عجب داستانی بود كل علی

عجب داستانی بود كل علی
روزی روزگاری، نوجوانی به همراه پدر و مادرش به سفر كربلا رفت، نوجوان كه علی نام داشت وقتی از سفر بازگشت لقب كربلایی علی گرفت و در طی سال‌ها مردم لقب او را برای اینكه راحت‌تر بیان كنند، مختصر كردند و صدایش ادامه ...

یك لحظه غفلت، یك عمر پشیمانی

یك لحظه غفلت، یك عمر پشیمانی
روزی، در شهری پادشاه مهربانی زندگی می‌كرد كه تمام مردم دوستش داشتند او مشكلات مردم را خوب گوش می‌كرد و تا آنجا كه در توانش بود در رفع مشكلات آنها تلاش می‌كرد. این پادشاه مهربان با زنش تنها زندگی می‌كرد. آنها سالیان ادامه ...

یك روز من یك روز استاد

یك روز من یك روز استاد
روزی روزگاری در روستای كوچكی مرد كشاورزی زندگی می‌كرد كه سواد خواندن و نوشتن نداشت، چون خود از این قضیه در رنج بود، بسیار علاقمند بود كه تنها پسرش درس بخواند و باسواد شود. در روستای كوچك آنها مدرسه‌ای ادامه ...

یك كلاغ چهل كلاغ

یك كلاغ چهل كلاغ
روزی روزگاری، چوپانی زیرك و باهوش در روستایی كوچك زندگی می‌كرد. چوپان بیچاره هر چه شب قبل در خانه‌اش اتفاق می‌افتاد فردا غروب، با كلی تغییر و تحول از دهان مردم روستا می‌شنید. ادامه ...

هیچ گرانی بی‌حكمت نیست، هیچ ارزانی بی‌علت

هیچ گرانی بی‌حكمت نیست، هیچ ارزانی بی‌علت
روزی روزگاری، تاجری كه دكان بزرگی در بازار داشت دو شاگرد هم سن و سال را در همان سالی كه این دكّان را خرید به كار گرفت. تاجر به یكی از شاگردان ماهی پنجاه سكه و به دیگری ماهی دویست و پنجاه سكه دستمزد می‌داد. ادامه ...

یك خشت خام بگذار درش

یك خشت خام بگذار درش
در زمانهای گذشته، دختری شیطان و بازیگوش در شهری زندگی می‌كرد. آن دختر روزی ازدواج كرد و به خانه بخت رفت. زمانی كه این دختر در خانه‌ی پدرش زندگی می‌كرد تمام روز به دنبال بازیگوشی و تفریح بود و هرچه مادرش ادامه ...

هم خدا را می‌خواهد هم خرما را

هم خدا را می‌خواهد هم خرما را
در آن روزگاری كه پیامبر اسلام تازه در عربستان كه همه بت‌پرست بودند به پیامبری برگزیده شده بودند، ایشان مردم را به خداپرستی و راه راست هدایت می‌كرد. ولی اكثر مردم عربستان بت‌پرست بودند مردم از سنگ و گل بت ادامه ...

همان طور كه می‌زاید، همان طور هم سرزا می‌رود

همان طور كه می‌زاید، همان طور هم سرزا می‌رود
روزی روزگاری ملانصرالدین در روستایی ساكن شده بود و به خوبی و خوشی با همسایگانش زندگی می‌كرد. او آنقدر همسایه خوب و مهربانی بود كه گاه مورد سوءاستفاده همسایگان قرار می‌گرفت. یكی از همسایه‌های ملا مرد خسیس و ادامه ...

هم چوب را خورد هم پیاز را، هم پول داد

هم چوب را خورد هم پیاز را، هم پول داد
روزی روزگاری، دو مرد كشاورز با یكدیگر دچار اختلاف شدند و هرچه زمان می‌گذشت، اختلاف بین این دو كشاورز بالاتر می‌رفت. تا اینكه آنها بالاخره پیش قاضی شهر رفتند. یكی از كشاورزان گفت: من پیاز می‌كارم و كشاورزی ادامه ...

هم از گندم ری جامانده، هم از خرمای بغداد

هم از گندم ری جامانده، هم از خرمای بغداد
روزی روزگاری، در زمانی كه اعراب تازه ایران را فتح كرده بودند و دین اسلام تازه وارد ایران شده بود، مسلمانان عرب خیلی دوست داشتند بر ایران كه سرزمین آباد و خوش آب و هواتری بود حكومت كنند. در زمان خلفای بنی‌امیه ادامه ...