مهرت به کائنات برابر نمی‌شود
مهرت به کائنات برابر نمی‌شود داغی ز ماتم تو فزون‌تر نمی‌شود از داغ جانگداز تو ای گوهر وجود سنگ است هر دلی که مکدر نمی‌شود ظلمی که بر تو رفت ز...
چهارشنبه، 26 خرداد 1395
غم شده مهماندارم
غم غم می‌خورم و غم شده مهماندارم غیر غم کس نبود تا که شود غمخوارم گرچه از زهر هلاهل جگرم می‌سوزد می‌دهد خاطره کوچه فقط آزارم
چهارشنبه، 26 خرداد 1395
غصه بود بنیادم
پسر فاطمه‌ام غصه بود بنیادم سند غربت من این حرم آبادم خاک فرش حرم و گنبد من تکه سنگ صحن من پر شده از غربت مادرزادم عزت عالمیان بسته به یک موی...
چهارشنبه، 26 خرداد 1395
غریبی همیشه ناب بماند
حسن شدی که غریبی همیشه ناب بماند رد دو دست ابالفضل روی آب بماند حسن شدی که سوال غریب کیست در عالم میان کوچه و گودال بی جواب بماند حسین نیز غریب...
چهارشنبه، 26 خرداد 1395
عزاى حسن
اى دل خون شده! ایّام عزاى حسن ست كز ثَرى تا به ثریّا همه بیت الحزن ست پیرهن چاك زنم در غم آن گوهر پاك گز غمش چاك ملك را به فلك پیرهن ست قسمت...
چهارشنبه، 26 خرداد 1395
طومار جان
طومار جان جنّ و بشر پاره پاره گشت قرآن به چشم اهل نظر، پاره پاره گشت بى پرده چون به شرّ گروهى بشرنما صد پرده از حریم بشر پاره پاره گشت برزد شبى...
چهارشنبه، 26 خرداد 1395
زهر کین
چون زهر کین شراره به جان حسن گرفت زهرا به خلد گوشه بیت الحزن گرفت زهری که بهر قتل سلیمان ملک دین آن اهرمن ز خسرو ملک ختن گرفت بر کام آن عزیز...
چهارشنبه، 26 خرداد 1395
ز آن طشت
ز آن طشت پر ز اشك خون در مقابلش پیدا بود كه زهر چه كرده است با دلش مظلوم چون على و به مظلومیش گواه آن خانه نبى كه بود در مقابلش او حاصل نبوّت...
سه‌شنبه، 25 خرداد 1395
داغ جگر سوخته
لاله‌اى بود كه با داغ جگر سوخته بود آتشى در دل سودا زده افروخته بود شرم دارم كه بگویم تن مسموم تو را خصم با تیر به تابوت به هم دوخته بود
سه‌شنبه، 25 خرداد 1395
پسر فاطمه
پسر فاطمه آن کس که دلم زنده از اوست نه فقط ما که دل فاطمه هم زنده از اوست بوسه بر لعل لب آن که چنین گفت رواست جان به قربان کریمی که کرم زنده...
سه‌شنبه، 25 خرداد 1395
بیا ای زینب
بیا ای زینب ای روح روانم که زد زهر جفا آتش به جانم بیا ای خواهر غم پرور من تو باشی غم گسار و یاور من بi بالینم نشین یکدم ز یاری
سه‌شنبه، 25 خرداد 1395
باید برای یار حریمی درست کرد
باید برای یار حریمی درست کرد گنبد برای مرد کریمی درست کرد باید برای تربت خاکی مجتبی از آه سینه سوز نسیمی درست کرد بر سنگ قبر جمله‌ی یا فاطمه...
سه‌شنبه، 25 خرداد 1395
آخر نشد برای تو حرم بسازیم
آخر نشد برای تو حرم بسازیم به گنبد و گلدستۀ سبزت بنازیم یه سال نشد برای تو دهه بگیریم تُو روضه آخرِ دهه برات بمیریم هر چی برات گریه کنیم بازم...
دوشنبه، 24 خرداد 1395
آنچه بین کوچه‌ها دیدم
نمی‌خواهم بگویم آنچه بین کوچه‌ها دیدم مکن اصرار ای زینب بدانی آنچه را دیدم به بند غم گرفتار و اسیرم تا دم مرگم که بند ریسمان بر گردن شیر خدا...
دوشنبه، 24 خرداد 1395
اى علوى ذات
اى علوى ذات و خدایى صفات صدر نشین همه كائنات سید و سالار شباب بهشت دست قضا و قلم سرنوشت صبر هم از صبر تو بى تاب شد
دوشنبه، 24 خرداد 1395
ای مادری‌ترین پسر فاطمه، حسن
ای مادری‌‎ترین پسر فاطمه، حسن! ای مجتبی‎ترین ثمر فاطمه، حسن! آن مقتدا که هیچ کَسَش اقتدا نکرد با این که هست تاج سر فاطمه، حسن! وقتی که در مدینه...
دوشنبه، 24 خرداد 1395
افتاده بود روی زمین
افتاده بود روی زمین خواهرش رسید ام المصائب آمد و بالا سرش رسید سر را به روی دامن زهرایی‌اش نهاد یک کاسه آب دست امام غریب داد
دوشنبه، 24 خرداد 1395
اشک‌هایش به مادرش رفته
اشک‌هایش به مادرش رفته سینه‌ی پر شراره‌ای دارد نه! به یک طشت اکتفا نکنید جگر پاره پاره‌ای دارد از علی هم شکسته‌تر شده است! علتش کینه‌ها، حسادت‌هاست
دوشنبه، 24 خرداد 1395
هركه گول بزند گول می‌خورد
بانو و آقای «كُندرفتار» در جزیره‌ی زیبایی، میان آب‌های تند و زرین رود زرد، خانه داشتند. خانه را چنان ساخته و مرتب كرده بودند كه در آن از هر حیث...
يکشنبه، 23 خرداد 1395
ختمی ارغوانی
وقتی، در پایتخت چین زنی زندگی می‌كرد كه نظركرده و مورد لطف بودا بود. دست به هر كاری می‌زد توفیق می‌یافت. خانه‌اش پاكیزه‌ترین و آرام‌ترین خانه‌های...
يکشنبه، 23 خرداد 1395