من فقط بابایم را می خواهم
ای خداوند مهربانی که ما را آفریده ای. اسم من مجید است. مجید اصغری. پسر حجت اصغری اصل. الان که دارم اینها را برایت می نویسم خیلی گریه ام می آید...
دوشنبه، 11 آذر 1387
زن‌ها همه مثل هم‌اند
وقتي كه يلدا گفت «شام نداريم»، هنوز به عمق فاجعه‌اي كه داشت اتفاق مي‌افتاد، پي نبرده بودم. تازه دو ساعت بود كه تلفن دوستي قديمي، مثل قلاب جرثقيل...
دوشنبه، 11 آذر 1387
طعم شيرين عدالت
سالها قبل، در گوشه‌اي از اين دنياي پهناور و در شهري بزرگ، قاضي عالمي بر مسند قضاوت نشسته بود که هميشه در کارش رضاي خدا را در نظر گرفته بود و...
دوشنبه، 11 آذر 1387
سه شعر از امیر علی مصدق
فانوس نمي‌خواهم‌ چو اقيانوس‌ باشم‌ كه‌ بر هر ساحلي‌ پابوس‌ باشم‌ دلم‌ مي‌خواهد از بهر غريقي‌ به‌ شب‌، سوسوي‌ يك‌ فانوس‌ باشم‌.
دوشنبه، 11 آذر 1387
چهار شعر از رضا اسماعیلی
تا شقایق هست ... شعر يعني‌ ناگهان‌...! يك‌ اتفاق‌ ساده‌ نيست‌. شعر در قاب‌ نگاه‌ من‌، تمام‌ زندگي‌ است‌. شعر يعني‌، ترجمان‌ داغهاي‌ سينه‌سوز. شعر...
دوشنبه، 11 آذر 1387
شرط بندی
شب پاییزی تاریکی بود. بانکدار پیر، آرام آرام داشت مطالعه می کرد و در ذهن خود میهمانی ای را بیاد می آورد که پاییز پانزده سال پیش ترتیب داده بود....
دوشنبه، 11 آذر 1387
خنده‌های زیر لب
پدر بی‌اختیار طول اتاق دوازده متری را با پاهای بلندش به حیاط كوچك وصل می‌كند. لبهای كبودش بی‌وقفه حركت می‌كند. كلماتی نجواگونه از حنجره گرفته‌اش...
دوشنبه، 11 آذر 1387
یادداشت خواندنی رضا کیانیان از غربت امام رضا و مشهد
چرا مشهد در شان غربت توست. نه ولايت تو. تولدت مبارك يا غريب الغربا. ياد فيلم «فرش باد» افتادم كه در شهر غريب به شما پناه آوردم و مشگلم حل شد....
يکشنبه، 10 آذر 1387
ترنم شیدایی
دستها باید قد بکشند تا آسمان را لمس کنند. دستهایمان از خدا بی نصیب مانده. کاش اندکی خدا بر شانه هایمان می بارید! چرا هیچ شانه ای نمی لرزد؟ چرا...
جمعه، 8 آذر 1387
حج در آیینه شعر(2)
بندگانیم و به درگاه خدا آمده‏ایم چون فقیران به تمنای نوا آمده‏ایم ما که بر گِرد یکی خانه طوافی داریم به گدایی به سر خوان خدا آمده‏ایم ما...
پنجشنبه، 7 آذر 1387
حج در آیینه شعر(1)
میعادگاه دوست اصغر عرب (خود) ای عاشق مشتاق که خواهان لقایی در راه طلب گم شده‏ای بی‏سر و پایی میعاد گه دل بر جانانه همین جاست یک لحظه...
پنجشنبه، 7 آذر 1387
حج در نگاه مولانا
حج زیارت کردن خانه بود حج ربّ البیت مردانه بود دفتر چهارم، مثنوی در این مقاله، عزم نگارنده آن است که با مروری گذرا و شتابان در اندیشه های مولانا...
پنجشنبه، 7 آذر 1387
حج در گلستان سعدى
خدا را سپاس و ستايش. درود بر بندگان برگزيده او و سلام بر آخرين انسانِ برگزيده; حضرت محمد مصطفى(صلى الله عليه وآله) . مناسب مى بينم كه در طليعه...
پنجشنبه، 7 آذر 1387
گزیدة اشعار نیما یوشیج
پای آبله ز راه بیابان رسیده ام بشمرده دانه دانه کلوخ خراب او برده به سر بیخ گیاهان و آب تلخ در بر رخم مبند که غم بسته بر درم دلخسته ام...
چهارشنبه، 6 آذر 1387
دو شعر از مصطفی محدثی خراسانی
ما غير آب‌ و آينه‌ فرصت‌ نداشتيم جز با غزل‌ به‌ چشم‌ تو شهرت‌ نداشتيم‌. در ما جنون‌ موج‌ و تب‌ قله‌ بود و كوه‌ جز بر ستيغ‌ حادثه‌ راحت‌ نداشتيم‌. تنها...
چهارشنبه، 6 آذر 1387
مرد بي زن
من، جاني بلك‌ورتي را در سال هاي عمرش ديدم. اوان زندگي‌ام بود؛ حدود ده تا دوازده سالگي. در اوايل دهة سي بود كه اين اتفاق افتاد؛ وقتي كه ركود اقتصادي...
چهارشنبه، 6 آذر 1387
چوپان بي رمه
نه اينكه همين‌طوري به سرم زده بود، يا هوس پرواز شصت هزار پايي كرده بودم، كه بخواهم خودم را وارد آن جمع بكنم؛ نه، اصلاً نقل اين حرفها و هوسها...
چهارشنبه، 6 آذر 1387
صد درجه سانتیگراد
نشسته‌اند روی تک نیم‌کتِ جلوی اتاقک ایستگاه قطار تک‌افتاده‌ی کوچک شهرستانی که آنجا، دانشگاه قبول شده بودند. یکی از این گوشه‌ی مملکت و دیگری از...
چهارشنبه، 6 آذر 1387
فرشته شدن
جز گردی صورتش، بقیه ی سر و بدنش پنهان شده در چادر سفید، سرتاسر سفید. اولین بار است که آن را، آن چادر سفید را، سر کرده. با لبخند نگاهم می کند...
چهارشنبه، 6 آذر 1387
يك حس مسخره
...پنجره را باز كردم. در چهارچوب پنجره يك خيابان نصفه بود؛ سه تا و نصفي خانة آجري، پنج تا و نصفي درخت بلند. روي يكي از درخت ها يك لانة كبوتر...
چهارشنبه، 6 آذر 1387