گفتمان غیریت ساز در ایران

بخشی از گفتمان ادبیات سیاسی ایران و به ویژه ادبیاتی که متأثر از رآلیسم سوسیالیستی است، مروج غیریت است و در این زمینه «آل احمد» از دیگران گوی سبقت ربوده است. در میان آثار نسبتاً فراوان- و البته کم مایه - آل احمد، غرب
چهارشنبه، 27 خرداد 1394
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
گفتمان غیریت ساز در ایران
 گفتمان غیریت ساز در ایران
 

نویسنده: علی اکبر امینی




 

بخشی از گفتمان ادبیات سیاسی ایران و به ویژه ادبیاتی که متأثر از رآلیسم سوسیالیستی است، مروج غیریت است و در این زمینه «آل احمد» از دیگران گوی سبقت ربوده است. در میان آثار نسبتاً فراوان- و البته کم مایه - آل احمد، غرب زدگی و در خدمت و خیانت روشنفکران بیش از بقیه پرورش دهنده غیریت است، «طرز فکر آل احمد در بررسی علل غرب زدگی تا اندازه ای بازتابی است از خصیصه برون فکنی ملی ما ایرانیان؛ این رفتار شایع در میان ما که به جای جستجوی علل مشکل، همیشه به دنبال مقصر جلوه دادن دیگران است... غرب زدگی محصول این روحیه و مشحون از آن است و همدستی مغولان و مسیحیان از بارزترین موارد آن... » (1).
«... . او اعدام شیخ نوری را در جریان مشروطیت علامت استیلای غرب زدگی می داند... اینجا دیگر حدیث شکافتن تاریخ نیست، عناد و لجاج و خلاصه پناه بردن به ارتجاع و سنت پرستی فقط به خاطر مخالفت با آنچه از آن سوی دنیا به این سو آمده است... » (2)
تکیه بر غیریت در شکل مبارزه با غرب و با روشنفکران ایرانی او را بدانجا می کشاند که با انقلاب مشروطه و قانون اساسی آن که در آن تاریخ دستاورد مهمی بود، به مخالفت برخیزد و بدین سان دچار «آشفتگی در فکر تاریخی» شود. (3)
از این روی جلال آل احمد یکی از حاملان ادبیات سیاسی معترض می شود اما با مجموعه ای غریب و آشفته از رسوبات فکری لنینیسم و استالینیسم و کهنه گرایی و نوعی فاشیسم پنهان از سوی دیگر تمایلات جهان سومی- هایدگری- اسلامی به همراه ایمان به تشیّع و غم غربت دور افتادن از «هند مادر» (4). اوج واپس گرایی آل احمد را در سنگی بر گور می خوانیم. در آن اثر،‌وی با همه دستاوردهای علمی و تمدنی مخالفت می کند حتی با علم «پزشکی» ! از این رو برای درمان سترونی خودش، به انواع خرافه و جادو متوسل می گردد!
او فقط نفی و دفع و رد را آموخته بود؛ رد نه برای ساختن، قدم پیش نهادن و پیشرفت، بل برای ویران کردن و برگشتن! نگاه او به پشت سر است نه پیش رو «او با هر چیزی که برخورد می کرد موضعش ارتجاعی بود: با خط و تغییر خط، با روستا، با علم، با فرهنگ، با تکنولوژی و با هر چیز دیگر» (5).
به قول باقر مؤمنی: جلال آل احمد در مقایسه با متفکران مشروطیت 150 سال و در قیاس با متفکران عادی عصر روشنگری اروپا بیش از سیصد سال عقب است. (6)
غیریت در نظم و نثر دیگر شاعران و ادیبان معاصر نیز جای پایی دارد، لیکن نه به پررنگی آثار آل احمد و نه به آن ناپختگی و خامی! به عنوان نمونه در اندیشه و اثر صمد بهرنگی نیز می توان این دگرسازی را مشاهده کرد، اما از آنجا که او نیز در بیرون از چهارچوب این فصل قرار می گیرد، فقط اشاره ای کافی است:
«صمد بهرنگی... حتی خوانندگان کوچک را نیز به دو گروه (‌تقسیم) کرده بود، آنها که حق ندارند آثار او را بخوانند و آنها که حق دارند. وی در مقدمه قصه «الدوز و عروسک سخنگو» که برای بچه ها نوشته شده، می گوید: «حرف آخرم اینکه هیچ بچه عزیز دردانه و خودپسندی حق ندارد قصه من و الدوز را بخواند. بخصوص بچه های ثروتمندی که وقتی در ماشین سواری شان می نشینند و پز می دهند و خودشان را یک سر و گردن از بچه های ولگرد و فقیر کنار خیابانها بالاتر می بینند و به بچه های کارگر هم محل نمی گذارند. » (7)
«او در مقدمه قصه «الدوز و کلاغها» نیز همین نظر را تأیید می کند: این بچه ها حق ندارند قصه مرا بخوانند: 1- بچه هایی که همراه نوکر به مدرسه می آیند. 2- بچه هایی که با ماشین سواری گران قیمت به مدرسه می آیند. » (8)
این دگرسازی میراث همان اندیشه حاکم بر «ده بالادستی» بود که ادعای فتح جهان را داشت و «جنگ طبقاتی» را اجتناب ناپذیر می دانست و شعار جامعه بی طبقه اش به عیوق می رسید و در این راه خونها ریخت و تمدن را به مبارزه طلبید. (9)
در هر حال اندیشه های غیریت ساز جلال و صمد جای بحث بیشتر داشت، اما چون هر دو تن در دهه پیش از موضوع بحث از دنیا رفتند، در واقع در چهارچوب بحث ما جای نمی گیرند. اشاعه به عقاید آنان برای جلوگیری از گسست مبحث بود.

احمد شاملو، چهره شاخص گفتمان غیریت

در سالهای 1350- 57 شاخص ترین چهره در گفتمان غیریت احمد شاملو است. برخی از مفسران شاملو، سی ساله اول زندگی شعر او (1326-1357) را به چهار دوره تقسیم می کنند که به طور کلی در سه دوره آن وی شاعری متعهد و ادیبی مسئول است و کلامش حماسی و اجتماعی و معترض است و تنها در یک دوره 10 ساله (‌40-50) شعر غنایی می گوید و از اجتماع کناره گیری می کند. (10)
درست است که در زندگی شاملو فراز و فرودهایی مشاهده می شود، اما این نوسانها به منزله تغییر اندیشه و تفکر و چرخشهای نامتعارف نیست. او از سال 26 که اولین مجموعه شعری خود را با نام آهنگهای فراموش شده منتشر کرد تا دهه مورد بحث، یعنی دهه پنجاه و حتی پس از آن خط فکری خاصی را دنبال کرد و آن هم خطی است که بیش از همه با رآلیسم سوسیالیستی مشابهت و قرابت دارد. اما اینکه در یک دهه، قلمش سمت و سوی دیگری را تعقیب می کند و دست کم غرب ستیزی و غیریت پروری و نقد رژیم پهلوی در کلامش کم رنگ می شود؛ دلایلی چند دارد: اول آنکه شاه تبدیل به حریف و رقیبی قدرتمند شده که اکنون پیشینه در هم کوبیدن دو قیام ملی (32) ‌و مذهبی(‌42) را در پرونده خویش ثبت کرده است و در نتیجه چنین می نماید که برایش در داخل هماوردی نیست. دیگر اینکه شاه با انتخاب یک وزیر چپ گرا با سوابق توده ای- ارسنجانی- تصمیم به اصلاحات ارضی گرفته است. حزب توده و دولت شوروی از موج اصلاحات ارضی در جهان سوم و از جمله در ایران حمایت می کردند؛ چون به درستی این عمل را لازمه عدالت اجتماعی و مقدمه ای بر کشاورزی مدرن و صنعتی می دانستند. (11) منوچهر بهزادی یکی از اعضای سرشناس حزب توده ضمن حمایت از طرح اصلاحات ارضی، اجرای آن را نیز موفقیت آمیز می داند. به نظر وی‌«با طرح و اجرای اصلاحات ارضی نظام فئودالی فروپاشیده و نظام سرمایه داری در ایران در حال گسترش است... » (12).
«شاه در مصاحبه ای که در شهریور ماه 1350 با خبرنگاران شوروی انجام داد، رضایت خود را از گسترش روابط دوجانبه میان ایران و شوروی بالاخص در حوزه اقتصادی و فنی و تجاری ابراز داشت. » (13)
در سال 1352 سفری به مسکو داشت که در جهت بهبود مناسبات و گسترش همکاری های اقتصادی دوجانبه اقدام مؤثری بود. (14) این امر در عین حال نشان بارزی از «سیاست مستقل ملی» بود که شاه آن را جانشین سیاست خارجی پیش یعنی «ناسیونالیسم مثبت» کرده بود. «سیاست مستقل ملی» به یک معنی، گسترش رابطه با شوروی و بلوک شرق را مجاز می ساخت و تجلی آن به طور عمده در افزایش حجم مبادلات بازرگانی ایران و شوروی بود. شوروی ها در سال 1340/1960 شروع به تأسیس کارخانه ذوب آهن در ایران کردند و مقداری هم اسلحه در اختیار ایران گذاشتند. (15) در سالهای دهه50 حجم مبادلات ایران و روس به یک میلیارد دلار بالغ می شد. «در جهان سوم ایران نخستین مشتری کالاهای شوروی به خصوص ماشین آلات و تجهیزات شده بود. » (16)
در حقیقت در دهه 50 «شاه» در نزد بعضی از چپ گرایان در کسوت یک «رفیق» می توانست جلوه گر شود. افزون بر چرخش سیاست خارجی شاه، از دو عامل دیگر نیز نباید غافل ماند؛ یکی «بیم سر» و دیگری «نگرفتن شعله در هیزم تر». یعنی این نگرانی که مردم به آنچه دارند و به آنکه هستند سرخوش اند و با اینان «سخن از مطرب و می گوی و راز دهر کتمر جوی!» این نگرانی را دکتر شریعتی نیز در مقدمه کتاب سلمان پاک اثر لوئی ماسینیون مطرح می کند. مجموعه این عوامل و مسائل سبب می شود که شاملو «دردهای مشترک خلق» را از یاد ببرد و خود نیز همچون شاعرانی که مورد طعن و لعن او بودند، «در دام گیس مضحک معشوقه پای بند» شود! (17) این است که برای مدتی با یار یگانه و از مردم بیگانه می شود و در قسمت دهم قطعه «آیدا در آینه» چنین می گوید:
برویم ای یار! ای یگانه من!
دست مرا بگیر
سخن من نه از درد ایشان بود؛
خود از دردی بود
که ایشانند! (18)
اما قدرت گرفتن چپ مستقل و بروز حوادثی مثل سیاهکل و سایر نمودهای مبارزات چریکی، شاعر را امیدوار می سازد و او هم ردای کهنه خود را به تن می کند و به منهج گذشته برمی گردد.
از مجموعه آثار شاملو که به حوزه بحث، ارتباط می یابد، از سه اثر می توان یاد کرد:
1- ابراهیم در آتش (1349) 2- دشنه در دیس (1352) و ترانه های کوچک غربت (1356). بقیه آثار او در پیش و پس این دوره یعنی سالهای 50-57 قرار می گیرند. گفته می شود که گفتمان حاکم بر این آثار، از او یک شاعر«آوانگارد» می سازد. (19)

شاملو، آوانگاردیسم و جنبه های مثبت و منفی آن

نگاه آوانگاردیسم به جهان چنین است:
- زندگی مبارزه است و انسان را باید در مبارزه دریافت.
- انسان بنا به طبیعتش سیاسی است؛ دیکتاتوری انسان را غیرسیاسی می خواهد پس ناگزیر باید سیاسی ماند.
- هویت انسان سیاسی و مبارزه در لحظه «ستیز» مشخص و معین می شود.
- سرآمد این گرایش، انسان عظیم و برگزیده و قهرمان است. درک خویشتن در عظمت قهرمان تحقق می یابد و «من» شاعر تصویر شعری این برآمد تاریخی است.
- چنین انسانی معیار اساسی مرگ و زندگی، حق و باطل، پذیرش و انکار است. جایی در میانه وجود ندارد. این سو حق و آن سو باطل است. صف بندی سریع و آشکار و قطعی است... (20)
به طور کلی آوانگاردیسم بر سه پایه عمده نهاده شده است: نخبه گرایی، منزه طلبی، و نهایی گرایی. هم دارای جنبه های مثبت است و هم دارای جنبه های منفی. جنبه های مثبت آن عبارتند از: 1- مدام به فکر زایش و رویش و بالش است و پیوسته می خواهد «طرحی نو در اندازد». 2- گرایش اخلاقی دارد. خواهان پالایش همه آلایشهاست 3- میل به اعتلا دارد. 4- خطرپذیر است و همچنین اثیرالدین اخسیکتی شاعر قرن ششم هجری معتقد به اینکه،

در شط حادثات برون آی از لباس *** کاوّل برهنگی است که شرط شناوری است

در عرصه زندگی آن قدر خود را به آغوش خطر می اندازد تا به قول دهخدا یا «روی بدان سرخ کند، یا گردن» و در اقیانوس حیات آن قدر فرو می رود که «یا غرقه شدن یا گهری آوردن» 5- عمل گراست و معتقد به اینکه حرف نیکو باید با عمل نیکو همراه باشد و از این روی خواهان انتقال سریع تئوری به عمل است. 6- می گوید: در هر دوره ای باید مسئله عمده و اصلی را کشف کرد و به حل آن پرداخت...
جنبه های منفی آوانگاردیسم عبارتند از:
1- آرمان سازی از قهرمان
2- تقسیم و صف بندی جهان به دو اردوگاه مینوی و دوزخی و غیریت پروری
3-اعتقاد به کیش شخصیت که سرانجامش دیکتاتوری است
4- خودشیفتگی
5- سوء ظن که ناشی از عامل 3 و 4 است. زیرا فرد آوانگارد را «عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال» و نتیجه اش «بت سازی» است و ندیدن دیگران و دور افتادن از مردم و... (21)
با توجه به عوامل فوق می توان دریافت که فرد آوانگارد بیش از همه در دام «غیریت» گرفتار می شود و چه بسا «با همه دانایی» به چنگ جهل و به دامن تعصب بیفتد و تساهل و مدارا و تحمل دیگران را از یاد ببرد و به خشونت و جنگ افروزی دامن بزند! در دهه 50 شاملو یک شاعر آوانگارد محسوب می شود!
با اینکه گفته می شود: شاملو از استالینیسم می بُرّد اما از سوسیالیسم هرگز(22) ‌لیکن به نظر می رسد سوسیالیسمش تا حد زیادی از نوع استالینی است و با سوسیالیسم گلدمنی و لوکاچی که معتقد به «ساختارگرایی تکوینی» است، کاملاً در تعارض است. چه در این نوع سوسیالیسم «فاعل فردی» جایگاهی ندارد و در عوض فاعل جمعی است که سرنوشت ساز است. (23) در اینجا دیگر نمی توان حتی برای کسانی بزرگ تر از «استالین» هم نقش چندانی در نظر گرفت تا چه رسد به او! ساختارگرایی تکوینی در واقع روی دیگر همان مقوله «کلیت» است که بر تارک آثار گلدمن و لوکاچ جوان قرار می گیرد. لوکاچ می نویسد: «آنچه مارکسیسم را از علم بورژوایی قاطعانه متمایز می کند، تقدم انگیزه های اقتصادی در تبیین تاریخ نیست، بلکه دیدگاه کلیت است. مقوله کلیت تقدم عام و تعیین کننده کل بر اجزا، ذات روشی است که مارکس از هگل گرفته است. » (24)

محمود دولت آبادی و تحلیل اثر برجسته اش «کلیدر»

جزئی نگری و توجه به فاعل فردی و سپس سقوط در چاه کیش شخصیت پرستی و بت سازی سیاسی که به قول فرانسیس بیکن خطرناک ترین نوع بت پرستی است، در آثار یکی از نثرنویسان بنام آن زمان یعنی محمود دولت آبادی مشاهده می شود. او نیز از پیروان واقع گرایی سوسیالیستی است و معروف ترین اثرش رمان ده جلدی کلیدر است. اما نخستین اثری که او را به جامعه ایرانی و به ویژه محافل دانشگاهی معرفی کرد اوسنه ی باباسبحان است که در سالهای 51 و 52 چندین بار به صورت نمایشنامه در تهران به صحنه رفت. (25)
یکی از ویژگیهای گفتمان «دولت آبادی» طرح تضاد طبقاتی، به ویژه تضاد میان شهر و روستا و یا به بیان دیگر تفاوت و شکاف طبقاتی شهر و ده است که خود روی دیگر تضاد میان دارا و ندار و یا ارباب و رعیت است. حوزه کاری محمود دولت آبادی اغلب زادگاه اوست یعنی خراسان و به صورت دقیق تر روستاهای نیشابور و سبزوار که زاد و رود خودش در یکی از همین روستاهاست. به همین دلیل به مسائل روستایی و زبان خاص آن و به لهجه بومی و گفتمان آن به خوبی آشناست و باز به همین سبب قلم او برای کسانی که با آن ناحیه آشنایی دارند، کاملاً سلیس و روان است و در عوض برای کسانی که به مسائل روستایی کمتر آشنا هستند، دشوار می نماید. همین آشنایی با حال و روز کشاورزان سبب شده است که او در به کارگیری رآلیسم موفق باشد اما آنجا که پا از حیطه روستاهای خراسان فراتر می گذارد و می کوشد که به نوشتارش رنگ و بوی «گورکی» بدهد، به دام ایدئولوژی می افتد و از رآلیسم به رآلیسم سوسیالیستی می گراید و حقایق را در پیش پای رآلیسم نوع گورکی یا همان استالینیسم قربانی می کند. این ویژگی در کلیدر به وضوح دیده می شود. «ستار پینه دوز» که برای آشنایان با خانواده «کلمیشی» و «گل محمد» - قهرمان داستان- نامی ناآشناست، در رمان کلیدر جای پای پررنگی دارد و گویی استالینی پیر و نیمه مرشد است که در گوشه ای از شهر کویری سبزوار جا خوش کرده تا مریدی پیدا کند و سرانجام اولین و آخرین مریدش گل محمد با «کلیدر» از راه می رسد!
نفس گرم این پینه دوز گمنام و بی نام و نشان روح و جان گل محمد را جلا می دهد و او را وارد یک صیرورت و سیر تکاملی می کند. گل محمد یکی از جوانان خانواده کلیمشی و از کردان مهاجر خراسان است که مانند هزاران جوان روستایی و عشایری دیگر اسیر چنگال فقر و مشقت و محرومیت است که از جایگاه اصلی اش کنده شده و در خاک خراسان نشانده شده، یعنی از همان آغاز هم، طعم تلخ سیاست اسکان عشایری را چشیده و هم طعم تلخ مهاجرت اجباری را. شخصیتی دارد که همواره منتظر یک جرقه است. طوفان از یک بعدازظهر شروع می شود که پیکی او را از کار درو کردن گندم های کوتاه قد و ناچیز که خود شلاق خشکسالی و خست آسمان را خورده اند، باز می دارد تا یکی از جوانان خاندان کلمیشی را به زور به وصالش برساند. او به اتفاق چند نفر دیگر دست به آدم دزدی (عروس دزدی) می زند و در این راه ناخواسته مرتکب قتل می شود. او که به واسطه عرق فامیلی و حمیت خانوادگی تبدیل به یک جانی فراری و دزد ناموس می شود، در مسیر داستان پس از آشنایی با «ستار»، طراری را به عیاری بدل می کند. از اربابان می گیرد و به رعیت می بخشد و شخصیتی پیدا می کند که در دیده ی دولت آبادی بی شباهت به فضیل عیاض نیست!(26) اما نویسنده نمی خواهد او سرنوشت عیاض را پیدا کند و راه عرفان را بپوید، بلکه می خواهد که او به کمک قره آت- اسب توسنش- در کسوت یک زاپاتا ظاهر شود و حتی مدرن تر و نزدیک تر از او به ما، در قالب «چه گوارا» !! و «بلقیس» دلیر و شیردل- مادر گل محمد- نیز قرار است همان نقشی را ایفا کند که «مادر» در رمان مشهور گورکی ایفا می کند!
این دیگر رآلیسم نیست، بلکه مسخ رآلیسم است و یا به عبارت دقیق تر همان رئالیسم نوع گورکی است؛ پوسته ای از واقعیت در زیر خرواری از ایدئولوژی و تبلیغ و تحریف! کلیدر که در اوج مبارزات مردم ایران یعنی در سال 57 منتشر شد، از مبارزات چریکی و در عین حال عدالت جویانه نوع چه گوارایی به طور طبیعی متأثر شده بود. به ویژه که در آن ایام چپ مستقل هم چندان علاقه ای به نقد و نفی سوسیالیسم استالینی نداشت، حتی در سطح جهانی نیز انتقاد از سوسیالیسم به نحو عام و از سوسیالیسم دولتی به نحو خاص، محدود و کم طنین بود. در حقیقت اسرار «درون پرده آهنین» برای بسیاری از مردم هنوز عیان نشده بود. گذشته از آن هدفی در پیش روی بود که در نزد کسانی چون دولت آبادی وسیله را مجاز می ساخت. پس «غیریت» و خشونت در راه آن می توانست مجاز باشد.

پی‌نوشت‌ها:

1. حسین قاضیان،‌«مفهوم توسعه در آثار جلال آل احمد»، اطلاعات سیاسی- اقتصادی، شماره 75-76، آذر و دی 72، ص71.
2. داریوش آشوری، مار و مدرنیت، ص35.
3. فریدون آدمیت، آشفتگی در فکر تاریخی، ص207.
4. جمشید بهنام، ایرانیان و اندیشه تجدد، تهران، ثالث، 1386، ص 125.
5. علی دهباشی (به کوشش)، یادنامه جلال آل احمد، تهران، انتشارات پاسارگاد، 1364، به نقل از حمید مؤمنی، ص 633.
6. همان مأخذ، ص 640.
7. شاهرخ مسکوب، چند گفتار در فرهنگ ایران، ص 166.
8. همان کتاب، ص 167.
9. کارل پوپر، درس این قرن، ترجمه علی پایا، تهران، طرح نو، 1367.
10. حمید زرین کوب، چشم انداز شعر نو فارسی، ص139-164.
11. Marvin G. Weinbaum,Food,Development and Politics in the Middle East. Westview, Press1982,p. 171
12. علیرضا ازغندی، روابط خارجی ایران، تهران، قومس، 1376، ص 303.
13. همان کتاب.
14. مارگارت لاینگ، مصاحبه با شاه، ترجمه اردشیر روشنگر، تهران: نشر البرز، چاپ اول، 1371، ص 280.
15. نیکی آر. کدی، ریشه های انقلاب ایران، ص 348.
16. عبدالرضا هوشنگ مهدوی، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی (1300-1357)، تهران، البرز، چاپ دوم، 1374، ص414.
17. دو مصراع داخل گیومه از مجموعه هوای تازه گرفته شده که شاعر آن را در سال 1336 منتشر نموده است.
18. احمد شاملو، آیدا در آینه، تهران، نگاه، چاپ پنجم، 1372، ص 67.
19. محمد مختاری، انسان در شعر معاصر، ص 278.
20. همان کتاب.
21. جنبه های مثبت و منفی آوانگاردیسم از کتاب مختاری، با تلخیص و تصرف و افزوده.
22. جواد مجابی، شناختنامه شاملو، تهران، قطره، 1377، ص 56.
23. لوسین گلدمن، جامعه، فرهنگ و ادبیات، تهران، چشمه، 1376، ص 28.
24. لوسین گلدمن، جامعه، فرهنگ و ادبیات، تهران، چشمه، 1376، ص28.
25. ظاهراً مسعود کیمیایی فیلم «خاک» را در سال 1352 با اقتباس از این داستان ساخت و این امر موجب درگیری میان این دو شد. محیط روستا و درگیری میان زن خارجی ارباب ده و رعیت و سرانجام انتقام کشی و کشتار جان مایه این اثر است.
26. فضیل عیاض راهزنی بود که سر راه بر کاروانیان می گرفت و اموال آنان را غارت می کرد اما طبعی بلند داشت. در آخر عمر توبه کرد و زهد و تقوا پیشه نمود. (به نقل از «تفسیر جزء آخر قرآن- سوره علق- نوشته محمد مؤمن مشهدی دانشمند سده 11 هجری).

منبع مقاله :
امینی، علی اکبر، (1390)، گفتمان ادبیات سیاسی ایران در آستانه دو انقلاب، تهران: نشر اطلاعات، چاپ دوم
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
تاجرنیا فدراسیون را تهدید کرد: جام را ندهید، سراغ فیفا و AFC می‌رویم
play_arrow
تاجرنیا فدراسیون را تهدید کرد: جام را ندهید، سراغ فیفا و AFC می‌رویم
خیابان‌های نیویورک پس از طوفان شدید به رودخانه تبدیل شدند
play_arrow
خیابان‌های نیویورک پس از طوفان شدید به رودخانه تبدیل شدند
قالیباف: عراق در آستانه خروج نهایی نیروهای خارجی و تثبیت حاکمیت مستقل خود است
play_arrow
قالیباف: عراق در آستانه خروج نهایی نیروهای خارجی و تثبیت حاکمیت مستقل خود است
ویدیویی از لپ‌تاپ دوربین‌دار شیائومی با قابلیت‌های عجیب!
play_arrow
ویدیویی از لپ‌تاپ دوربین‌دار شیائومی با قابلیت‌های عجیب!
خواهر عمران خان: برادرم در زندان تحت شکنجه است
play_arrow
خواهر عمران خان: برادرم در زندان تحت شکنجه است
عدد شوکه‌کننده برای بازسازی انستیتو پاستور
play_arrow
عدد شوکه‌کننده برای بازسازی انستیتو پاستور
ناکامی گروهک مسلح در ورود به مرزهای جنوب شرق کشور
play_arrow
ناکامی گروهک مسلح در ورود به مرزهای جنوب شرق کشور
ادعای ایلان ماسک : کمتر از یکسال تا بازگرداندن بینایی با تراشه مغزی
play_arrow
ادعای ایلان ماسک : کمتر از یکسال تا بازگرداندن بینایی با تراشه مغزی
رای‌دهنده قدیمی جمهوری‌خواه خطاب به ترامپ: «استعفا بده؛ داری کشور را نابود می‌کنی»
play_arrow
رای‌دهنده قدیمی جمهوری‌خواه خطاب به ترامپ: «استعفا بده؛ داری کشور را نابود می‌کنی»
لحظه عجیب تشنج یک ربات انسان‌نما
play_arrow
لحظه عجیب تشنج یک ربات انسان‌نما
حضور معنادار قالیباف بر سر مزار شهید رئیسعلی دلواری
play_arrow
حضور معنادار قالیباف بر سر مزار شهید رئیسعلی دلواری
تصاویری از معارفه رسمی رونالدینیو در راونا ایتالیا
play_arrow
تصاویری از معارفه رسمی رونالدینیو در راونا ایتالیا
نمای خیره‌کننده فضانوردان در حال راهپیمایی فضایی
play_arrow
نمای خیره‌کننده فضانوردان در حال راهپیمایی فضایی
سیمای امام زمان(عج) از دیدگاه قرآن
سیمای امام زمان(عج) از دیدگاه قرآن
ثبت یک لحظه ترسناک؛ سیلاب ناگهانی گردشگران سلفی‌باز را با خود برد
play_arrow
ثبت یک لحظه ترسناک؛ سیلاب ناگهانی گردشگران سلفی‌باز را با خود برد