داستانی از لتونی

مسابقه‌ی دروغگویی

در روزگار پیشین مرد پولداری بود. روزی پیرمردی که صاحب کندوی عسل بود نزد او آمد. مرد پولدار داشت پولهایش را می‌شمرد. پولدار به پیرمرد گفت:
چهارشنبه، 31 شهريور 1395
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
مسابقه‌ی دروغگویی
مسابقه‌ی دروغگویی

 

نویسنده: یان نی یدره
مترجم: روحی ارباب



 

داستانی از لتونی

در روزگار پیشین مرد پولداری بود. روزی پیرمردی که صاحب کندوی عسل بود نزد او آمد. مرد پولدار داشت پولهایش را می‌شمرد. پولدار به پیرمرد گفت:
- خوب است در دروغ گفتن با هم مسابقه بدهیم. اگر من بهتر دروغ بگویم تمام کندوهای تو را با زنبورهایش برمی‌دارم و اگر تو بهتر دروغ بگویی پول‌های مرا برمی‌داری. حاضر هستی؟
پیرمرد کندودار قبول کرد.
پولدار گفت:
- در گذشته تمام املاک در اختیار مالکان بود.
پیرمرد قبول کرد و گفت:
- همین طور است آقای محترم.
- ملاکان روستاییان خودشان را، اگر از آن‌ها اطاعت نمی‌کردند، شلاق می‌زدند.
پیرمرد تأیید کرد و گفت:
- عین حقیقت است و درست است.
پولدار گفت:
- حالا تو شروع کن.
پیرمرد گفت:
- دیشب من تعداد زنبورهای عسل کندوهایم را شمردم. تعدادشان هفتاد و هفت هزار و هشتصد و نه تا بود.
پولدار فریاد زد:
- دروغ می‌گویی.
پیرمرد گفت:
- دروغ می‌گویم چون که مسابقه‌ی دروغگویی است. امروز صبح از کلبه خارج شدم و دیدم در کنار جنگل صدای استخوان می‌آید. دیدم گرگ زنبور را شکار کرده و دارد استخوان‌های آن را می‌خورد و تمام استخوان‌هایش را جوید. من استخوان‌های زنبور را جمع کردم و از آن نردبانی ساختم که به آسمان بروم و از دست گرگ به خدا شکایت کنم. خدا در منزل نبود، فقط حضرت مریم داشت گوشت سرخ می‌کرد. او از من پذیرایی کرد و کالباس بزرگی هم به من داد که من به وسیله‌ی آن از آسمان به زمین فرود آمدم. ولی نردبان کالباسی کوتاه بود و در نزدیکی زمین افتادم و رفتم زیر زمین. با خودم گفتم چاره چیست. رفتم منزل بیل را برداشتم و خودم را از زیر زمین بیرون آوردم.
پولدار خندید و گفت:
- چه دروغ‌های شاخداری!
پیرمرد فقیر گفت:
- بلی آقا، دروغ گفتم. ولی مسابقه‌ی ما برای چه بود؟
پولدار اقرار کرد که در این مسابقه باخته است. پیرمرد پول‌های پولدار را طبق قول و قرار قبلی برداشت و رفت. اما بعد از آن هرگز دروغ نگفت.
منبع مقاله :
نی‌ یدره، یان؛ (1382)، داستان‌های لتونی؛ ترجمه‌ی روحی ارباب؛ تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم



 

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
لگوهای ایرانی این‌‎بار وزیر امور خارجه آمریکا را هدف گرفتند!
play_arrow
لگوهای ایرانی این‌‎بار وزیر امور خارجه آمریکا را هدف گرفتند!
وضعیت عربستان بعد از حملات موشکی یمن
play_arrow
وضعیت عربستان بعد از حملات موشکی یمن
ایران چگونه گره اتصال پایگاه‌های آمریکا را کور کرد؟
play_arrow
ایران چگونه گره اتصال پایگاه‌های آمریکا را کور کرد؟
خودزنی پاتریوت آمریکایی در بحرین
play_arrow
خودزنی پاتریوت آمریکایی در بحرین
۵۰ درصد مسیر نجف به کربلا مجهز به سایبان شد
play_arrow
۵۰ درصد مسیر نجف به کربلا مجهز به سایبان شد
گزارشی از کشتی‌های متوقف‌شده در تنگۀ هرمز
play_arrow
گزارشی از کشتی‌های متوقف‌شده در تنگۀ هرمز
از بایرام لودر تا غلامرضای مادر و عباس خاکپور آدم برفی
play_arrow
از بایرام لودر تا غلامرضای مادر و عباس خاکپور آدم برفی
روایت مرحوم اکبر عبدی از احوال پرسی رهبر شهید انقلاب
play_arrow
روایت مرحوم اکبر عبدی از احوال پرسی رهبر شهید انقلاب
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام سیستم دفاع هوایی پاتریوت در اربیل
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام سیستم دفاع هوایی پاتریوت در اربیل
بیلبورد قدردانی اهالی یمن از ایران بخاطر شکست محاصره هوایی
play_arrow
بیلبورد قدردانی اهالی یمن از ایران بخاطر شکست محاصره هوایی
عملیات شکار ترامپ و نتانیاهو
play_arrow
عملیات شکار ترامپ و نتانیاهو
قصه ماندگارترین سکانس «مادر» از زبان زنده‌یاد اکبر عبدی؛ اشکی که علی حاتمی را هم متاثر کرد
play_arrow
قصه ماندگارترین سکانس «مادر» از زبان زنده‌یاد اکبر عبدی؛ اشکی که علی حاتمی را هم متاثر کرد
آخرین تصویر از ماکان نصیری و هم‌کلاسی‌هایش در مدرسه
play_arrow
آخرین تصویر از ماکان نصیری و هم‌کلاسی‌هایش در مدرسه
لحظه عملیات استشهادی یک فلسطینی علیه صهیونیست‌ها
play_arrow
لحظه عملیات استشهادی یک فلسطینی علیه صهیونیست‌ها
حملات پهپادی ایران علیه مواضع دشمن آمریکایی در منطقه
play_arrow
حملات پهپادی ایران علیه مواضع دشمن آمریکایی در منطقه