جشن سال نو

پیرمرد و پیرزنی در دهکده‌ای زندگی می‌کردند. آنها خیلی فقیر بودند، یک روز که در خانه نشسته بودند، آواز بچه‌ها را شنیدند. بچه‌ها در کوچه می‌گشتند و سرود سال نو را می‌خواندند.
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
جشن سال نو
 جشن سال نو

نویسنده: محمد رضا شمس

 
پیرمرد و پیرزنی در دهکده‌ای زندگی می‌کردند. آنها خیلی فقیر بودند، یک روز که در خانه نشسته بودند، آواز بچه‌ها را شنیدند. بچه‌ها در کوچه می‌گشتند و سرود سال نو را می‌خواندند.
پیرمرد و پیرزن ناراحت شدند، چون در خانه چیزی نداشتند که به بچه‌ها بدهند.
پیرزن آهی کشید و گفت: «خدایا چند روز دیگر سال نو شروع می‌شود. اما ما در خانه هیچ چیزی نداریم تا با آن شیرینی بپزیم. سال نو بدون شیرینی، سال نو نیست!»
پیرمرد فکری کرد و گفت: «فهمیدم! فهمیدم که چه کار کنم! چند روز پیش، چند صندل درست کردم. آنها را به شهر می‌برم و می‌فروشم و با پول‌شان روغن می‌خرم. آن وقت می‌توانیم برای جشن سال نو شیرینی بپزیم.»
پیرمرد فوری از جا بلند شد. صندل‌ها را آورد، آنها را به دو سر چوب بلندی آویزان کرد، چوب را روی شانه گذاشت و به طرف شهر به راه افتاد. هوا بسیار سرد بود. برف تندی می‌بارید. پیرمرد رفت و رفت تا به شهر رسید. درکوچه و خیابان‌های شهر به راه افتاد و داد زد: «کفش، کفش‌های چوبی دارم. صندل‌های خوب، صندل‌های بندی دارم...»
اما کسی از او کفش نخرید. همه‌ی مردم به فکر جشن سال نو بودند.
پیرمرد ناامید نشد. او تصمیم گرفته بود هر طور شده، چند جفت از صندل‌ها را بفروشد. او باز هم در کوچه‌ها راه رفت و داد می‌زد: «کفش، کفش‌های خوب دارم. صندل‌های ارزان دارم.»
اما این کار بی فایده بود. او حتی نتوانست یک جفت از کفش ها را بفروشد. در همان وقت، پیرمرد زغال فروشی در کوچه های شهر راه می‌رفت و داد می زد: «زغال دارم، زغال ارزان دارم.»
دو پیرمرد در یکی از کوچه‌ها به هم رسیدند. هر دو خسته بودند، ایستادند. به هم سلام کردند و مشغول حرف زدن شدند.
زغال فروش گفت: «کار و کاسبی‌ات چطور است، دوست من؟»
کفش فروش گفت: «خوب نیست. من حتی یک جفت کفش نفروخته‌ام»
زغال فروش گفت: «من هم نتوانسته‌ام زغالی بفروشم.»
بعد فکری کرد و گفت: «چطور است جنس‌های مان را با هم عوض کنیم؟ تو زغال‌های مرا به خانه ببر، من هم کفش‌های تو را می‌برم.»
کفش فروش قبول کرد. آنها جنس‌های خود را با هم عوض کردند و به خانه‌های خود برگشتند. پیرمرد همه‌ی ماجرا را برای زنش تعریف کرد، بعد گفت: «حالا ما صاحب این زغال‌ها شدیم. دست کم می‌توانیم با آنها گرم شویم.»
پیرمرد و پیرزن با زغال‌ها آتشی روشن کردند و کنار آن نشستند. پیرمرد گفت: «راستی، مدت‌هاست که زغال همسایه‌ی ما تمام شده است. بهتر است کمی از این زغال‌ها را برای آنها ببری.»
پیرزن گفت: «فکر خوبی است، الان می‌برم.»
بعد چند تا زغال در ظرفی ریخت و آن را به در خانه‌ی همسایه برد. بچه‌های همسایه دور هم جمع شده بودند و از سرما می‌لرزیدند.
زن ظرف زغال را کنار بچه‌ها گذاشت و به خانه برگشت. مدت زیادی نگذشته بود که در به صدا در آمد. زن همسایه کمی روغن برای آنها آورده بود.
پیرمرد و پیرزن روغن را گرفتند و از همسایه تشکر کردند. پیرمرد گفت: «بلند شو، زن، حالا که آتش گرم است، خمیر را آماده کن و شیرینی سال نو را بپز. بچه‌ها حتماً به دیدن ما می‌آیند.»
منبع مقاله :
شمس، محمدرضا، (1394)، افسانه‌های آن‌ور آب، تهران: نشر افق، چاپ اول
 
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در سوئیس؛ تحلیل آماری بنیادها، هزینه‌ها و مشارکت مردمی
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در سوئیس؛ تحلیل آماری بنیادها، هزینه‌ها و مشارکت مردمی
مفهوم وقف و امور خیریه در سوئیس؛ ساختار بنیادها، انجمن‌ها و شرایط عام‌المنفعه بودن
مفهوم وقف و امور خیریه در سوئیس؛ ساختار بنیادها، انجمن‌ها و شرایط عام‌المنفعه بودن
سقوط پهپاد بمب‌گذاری‌شده رژیم صهیونی در جنوب لبنان
play_arrow
سقوط پهپاد بمب‌گذاری‌شده رژیم صهیونی در جنوب لبنان
افشای سند جنگی دشمن به روایت سیمیاری
play_arrow
افشای سند جنگی دشمن به روایت سیمیاری
جابه‌جایی قلعه ۳۶۰ تنی با نیروی ۱۸۰۰ نفر در ژاپن
play_arrow
جابه‌جایی قلعه ۳۶۰ تنی با نیروی ۱۸۰۰ نفر در ژاپن
سند محرمانه‌ای که از اتاق جنگ دشمن لو رفت
play_arrow
سند محرمانه‌ای که از اتاق جنگ دشمن لو رفت
پزشک قلابی که با سرم بیهوشی وارد خانه‌ها می‌شد!
play_arrow
پزشک قلابی که با سرم بیهوشی وارد خانه‌ها می‌شد!
اژه‌ای: نگوییم نمی‌شود بگوییم می‌شود می‌توانیم و انجام می‌دهیم
play_arrow
اژه‌ای: نگوییم نمی‌شود بگوییم می‌شود می‌توانیم و انجام می‌دهیم
وزیرخارجه سابق آمریکا: نتانیاهو به تصویر اسرائیل در آمریکا و جهان ضربه زد
play_arrow
وزیرخارجه سابق آمریکا: نتانیاهو به تصویر اسرائیل در آمریکا و جهان ضربه زد
پوکر لژیونر ایرانی در لیگ مالزی
play_arrow
پوکر لژیونر ایرانی در لیگ مالزی
آزمایش سیستم چتر نجات رزمی و نظامی هند
play_arrow
آزمایش سیستم چتر نجات رزمی و نظامی هند
سعید اسماعیلی بدون دادن حتی یک امتیاز قهرمان شد
play_arrow
سعید اسماعیلی بدون دادن حتی یک امتیاز قهرمان شد
‏ادعای ترامپ: اگر من نبودم ایران اسرائیل را نابود می کرد
play_arrow
‏ادعای ترامپ: اگر من نبودم ایران اسرائیل را نابود می کرد
بی‌ارزش‌ترین ویدیوهایی که در یوتیوب بازدیدهای میلیونی داشته‌اند!
play_arrow
بی‌ارزش‌ترین ویدیوهایی که در یوتیوب بازدیدهای میلیونی داشته‌اند!
وزیر جنگ آمریکا: ایالات متحده به هیچ‌وجه گزینه حملات نظامی در تنگه هرمز را منتفی نمی‌داند
play_arrow
وزیر جنگ آمریکا: ایالات متحده به هیچ‌وجه گزینه حملات نظامی در تنگه هرمز را منتفی نمی‌داند