معبد باکیت جانگ

حلیمه با پسر کوچکش علی، در کلبه‌ای نزدیک «باکیت جانگ» زندگی می‌کرد. پدر علی وقتی او خیلی کوچک بود، از دنیا رفته بود. حلیمه برای سیر کردن شکم بچه‌اش خیلی کار می‌کرد، اما از اینکه با پسرش زندگی
دوشنبه، 4 ارديبهشت 1396
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
معبد باکیت جانگ
 معبد باکیت جانگ

نویسنده: محمد رضا شمس

 
حلیمه با پسر کوچکش علی، در کلبه‌ای نزدیک «باکیت جانگ» زندگی می‌کرد. پدر علی وقتی او خیلی کوچک بود، از دنیا رفته بود. حلیمه برای سیر کردن شکم بچه‌اش خیلی کار می‌کرد، اما از اینکه با پسرش زندگی می‌کرد، خیلی خوشحال بود.
سال‌ها گذشت. علی بزرگ شد. حالا او یک مرد جوان شده بود. روزی علی به مادرش گفت: «من می‌خواهم به شهر بروم و کار کنم. وقتی حسابی پولدار شدم، به اینجا بر می‌گردم و خانه‌ی زیبایی برایت می‌سازم و خدمتکاران زیادی برایت می‌گیرم که تا آخر عمر راحت باشی.»
حلیمه گفت: «از اینجا نرو. من خانه‌ی قشنگ نمی‌خواهم. به خدمتکار هم احتیاج ندارم. همین که در کنار تو باشم، راضی هستم و هیچ چیز نمی‌خواهم.»
علی گفت: «من باید بروم.»
بعد ازمادرش خداحافظی کرد و به شهر رفت.
سال‌ها گذشت. علی به شدت کار کرد و پول زیادی جمع کرد.
در آن شهر، مردی به نام یوسف زندگی می‌کرد. او ثروتمندترین مرد شهر بود و درست مثل یک پادشاه زندگی می‌کرد. یوسف، دختر زیبایی به نام فاطمه داشت.
علی با خود گفت: «من باید با فاطمه ازدواج کنم تا مثل یوسف مرد بزرگی بشوم. یوسف، پیر است و به زودی می‌میرد و ثروتش به من می‌رسد. آن وقت من هم می‌توانم مثل پادشاه زندگی کنم.»
علی با فاطمه ازدواج کرد. او یک کشتی زیبا خرید و با فاطمه به سفر رفت.
کشتی به نزدیک رودخانه‌ی باکیت جانگ رسید. فاطمه گفت: «اینجا همان جایی نیست که تو به دنیا آمده‌ای؟»
علی گفت: «چرا، همان جاست.»
فاطمه پرسید: «آیا مادرت هنوز اینجا زندگی می‌کند؟»
علی جواب داد: «بله.»
فاطمه گفت: «پس برویم او را ببینیم.»
آنها با قایق به طرف خشکی رفتند. حلیمه وقتی علی را دید، به طرف او دوید و گفت: «علی، پسرم.»
علی او را نگاه کرد. مادرش خیلی پیر شده بود و خیلی فقیر به نظر می‌رسید. لباس‌هایش هم کهنه و پاره شده بودند.
فاطمه پرسید: «او مادر توست؟»
علی گفت: «نه، او پیرزنی است که عقلش خوب کار نمی‌کند. مادرم مرده است.»
بعد باهم به داخل کشتی برگشتند. مادر علی خیلی غمگین و عصبانی شد. به آسمان نگاه کرد و گفت: «خدایا، دیدی با من چه کار کرد؟ او پسر من بود، اما خجالت کشید بگوید من مادرش هستم.»
ناگهان آسمان سیاه شد و رعد و برقی زد. کشتی آتش گرفت و سوخت. ماهیگیران، فاطمه را نجات دادند، اما علی در آتش سوخت و کشتی به ته دریا رفت. فاطمه با کمک مردم، معبدی روی باکیت جانگ ساخت تا همه بدانند که نباید به پدر و مادر خود بی‌احترامی کنند و آن ها را از یاد ببرند.
منبع مقاله :
شمس، محمدرضا، (1394)، افسانه‌های آن‌ور آب، تهران: نشر افق، چاپ اول
 
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
۱۰ اقدام عملی حضرت علی(ع) برای نظام‌مند ساختن بیت‌المال
۱۰ اقدام عملی حضرت علی(ع) برای نظام‌مند ساختن بیت‌المال
خون‌خواهی آیت‌الله خامنه‌ای؛ پاسخ به شبهات
خون‌خواهی آیت‌الله خامنه‌ای؛ پاسخ به شبهات
حرکات نمایشی یک نیروی مرزبانی هند در مراسم مرزی واگه–آتاری
play_arrow
حرکات نمایشی یک نیروی مرزبانی هند در مراسم مرزی واگه–آتاری
تحلیلگر نظامی: این بار مثل ویتنام نیست؛ ایران ما را در میدان نبرد شکست داد
play_arrow
تحلیلگر نظامی: این بار مثل ویتنام نیست؛ ایران ما را در میدان نبرد شکست داد
قالیباف: برای من حکم، حکم ولایت و رهبری است
play_arrow
قالیباف: برای من حکم، حکم ولایت و رهبری است
تشکیک مهم مجری ارشد سیاسی فاکس‌نیوز درباره ادعاهای ترامپ از جریان نفت در تنگه هرمز
play_arrow
تشکیک مهم مجری ارشد سیاسی فاکس‌نیوز درباره ادعاهای ترامپ از جریان نفت در تنگه هرمز
تراستی‌ها کیستند و چه نقشی در اقتصاد تحریم‌زده ایران دارند؟
play_arrow
تراستی‌ها کیستند و چه نقشی در اقتصاد تحریم‌زده ایران دارند؟
وندی شرمن: ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز ناگزیر از دادن امتیاز به ایران و لغو تحریم‌هاست
play_arrow
وندی شرمن: ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز ناگزیر از دادن امتیاز به ایران و لغو تحریم‌هاست
نماینده کنگره آمریکا: ترامپ بیش از حد بی‌کفایت است!
play_arrow
نماینده کنگره آمریکا: ترامپ بیش از حد بی‌کفایت است!
آخرین آواز ایرج خواجه‌امیری برای مردم
play_arrow
آخرین آواز ایرج خواجه‌امیری برای مردم
قالیباف: امام شهید با گفتار، رفتار و عملش به همه ما آموخت و ما را تربیت کرد
play_arrow
قالیباف: امام شهید با گفتار، رفتار و عملش به همه ما آموخت و ما را تربیت کرد
دیدگاه استاد علوم سیاسی دانشگاه لندن درباره میزان تاب آوری ایرانیان در جنگ
play_arrow
دیدگاه استاد علوم سیاسی دانشگاه لندن درباره میزان تاب آوری ایرانیان در جنگ
اگر هنگام حمله هوایی در طبقات بالایی ساختمان بودیم چه کنیم؟
اگر هنگام حمله هوایی در طبقات بالایی ساختمان بودیم چه کنیم؟
اگر هنگام حمله هوایی در خانه بودیم چه کنیم؟
اگر هنگام حمله هوایی در خانه بودیم چه کنیم؟
در دیدار رئیس سازمان بسیج مستضعفین با علما و مراجع تقلید قم چه گذشت؟
play_arrow
در دیدار رئیس سازمان بسیج مستضعفین با علما و مراجع تقلید قم چه گذشت؟