مرغ تخم طلا

بیوه‌زنی بود که دو پسر داشت و یک مرغ که تخم طلا می‌گذاشت. زن، تخم‌ها را به صرافی به نام «شمعون» می‌فروخت و روزگار می‌گذراند. شمعون می‌دانست هر کس سر این مرغ را بخورد،
يکشنبه، 4 تير 1396
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
مرغ تخم طلا
 مرغ تخم طلا

نویسنده: محمدرضا شمس

 
بیوه‌زنی بود که دو پسر داشت و یک مرغ که تخم طلا می‌گذاشت.
زن، تخم‌ها را به صرافی به نام «شمعون» می‌فروخت و روزگار می‌گذراند. شمعون می‌دانست هر کس سر این مرغ را بخورد، پادشاه می‌شود و هر کس جگرش را بخورد، هر صبح زیر بالش‌اش، صد سکه پیدا می‌کند. برای همین به زن گفت: «اگر این مرغ رو بکشی و سر و جگرش رو به من بدی، تو را به عقد خودم درمی‌آورم.»
زن قبول کرد و مرغ را کشت و پخت و شمعون را دعوت کرد. نزدیک ظهر، پسرها از مکتب‌خانه برگشتند و چون گرسنه بودند، سر و جگر مرغ را خوردند.
وقت ناهار، شمعون آمد. زن سفره انداخت و مرغ بدون سر و جگر را جلوش گذاشت.
شمعون ناراحت شد و پرسید: «پس سر و جگرش کو؟»
زن گفت: «حتماً بچه‌ها خورده‌اند.»
شمعون گفت: «باید شکم شون رو پاره کنیم و سر و جگر رو دربیاریم!»
بچه‌ها که پشت در بودند، حرف‌های آن‌ها را شنیدند و پا به فرار گذاشتند. شب و روز رفتند تا به یک دو راهی رسیدند. آنجا قلعه‌ای بود. روی دیوار قلعه با خط درشت نوشته بودند: «اگر هر دو از یک راه بروید، کشته خواهید شد.»
دو برادر، نوشته را که خواندند، گریان و نالان از هم خداحافظی کردند و هر کدام به راهی رفتند. برادر بزرگ رفت تا به شهری رسید که شاه آن مرده بود. رسم بود که در میدان بزرگ شهر بازی را رها می‌کردند، اگر سه مرتبه روی سر کسی می‌نشست، او را به پادشاهی انتخاب می‌کردند. باز را رها کردند، سه مرتبه روی سر برادر بزرگ نشست و او پادشاه آن شهر شد.
برادر کوچک هم رفت تا به دو دیو رسید. دیوها با هم دعوا می‌کردند. پرسید: «چی شده؟» گفتند: «این قالیچه و انگشتر و سرمه‌دان از پدرمون به ما ارث رسیده و ما نمی‌دونیم چطوری این‌ها رو بین خودمون تقسیم کنیم.»
برادر کوچک گفت: «اول بگید این‌ها به چه درد می‌خورند!»
گفتند: «این قالیچه‌ی حضرت سلیمانه که پرواز می‌کنه. این انگشتر حضرت سلیمانه که تو دست هر که باشه، همه‌ی آرزوهاش برآورده می‌شه. این سرمه‌دان هم، کور رو بینا می‌کنه.»
برادر کوچک گفت: «تقسیم ارث پدر شما خیلی ساده است. اون سنگ رو روی تپه می‌بینید؟ هر کس زودتر به اونجا رسید، دو تا از این‌ها رو برمی‌داره. به دومی هم یکی می‌رسه.»
دیوها قبول کردند. برادر کوچک علامت داد و آن‌ها به طرف سنگ دویدند. برادر کوچک، انگشتر و سرمه‌دان را برداشت، روی قالیچه نشست و به شهری پرواز کرد که چشم پادشاهش کور شده بود. پیش پادشاه رفت و کمی سرمه به چشم او مالید. چشم پادشاه خوب شد. کمی بعد، با دختر پادشاه عروسی کرد و او نیز مثل برادر بزرگش خوشبخت شد.
منبع مقاله :
شمس، محمدرضا؛ (1394)، افسانه‌های این‌ورآب، تهران: نشر افق، چاپ اول
 
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
منتظران موعود؛ از ادعا تا آمادگی برای ظهور
منتظران موعود؛ از ادعا تا آمادگی برای ظهور
تاثیر آموزش مجازی بر یادگیری؛ پیشرفت یا افت تحصیلی؟
تاثیر آموزش مجازی بر یادگیری؛ پیشرفت یا افت تحصیلی؟
حنظله با هک تلفن فرمانده اسرائیلی به اسناد یگان یاهالوم دست یافت + فیلم
play_arrow
حنظله با هک تلفن فرمانده اسرائیلی به اسناد یگان یاهالوم دست یافت + فیلم
معرفی سامانه ۱۳۶ بازرسی کل کشور از زبان آقای قاضی
play_arrow
معرفی سامانه ۱۳۶ بازرسی کل کشور از زبان آقای قاضی
غارتگر شورشی و آشوبگر برای فرانسه؛ قهرمان دانشجو و شجاع برای ایران!
play_arrow
غارتگر شورشی و آشوبگر برای فرانسه؛ قهرمان دانشجو و شجاع برای ایران!
نادر محمدی: روس‌ها فقط بخاطر پرتاب اوت من را نخواستند
play_arrow
نادر محمدی: روس‌ها فقط بخاطر پرتاب اوت من را نخواستند
حواشی جالب از درخشش گوش شکسته‌های ایرانی در خاک آمریکا
play_arrow
حواشی جالب از درخشش گوش شکسته‌های ایرانی در خاک آمریکا
ایران آمریکا را در خاورمیانه آواره کرد
play_arrow
ایران آمریکا را در خاورمیانه آواره کرد
درگیری لفظی نمایندگان آمریکا و کوبا در سازمان ملل بر سر سیاست‌های دولت ترامپ + فیلم
play_arrow
درگیری لفظی نمایندگان آمریکا و کوبا در سازمان ملل بر سر سیاست‌های دولت ترامپ + فیلم
رئیس پیشین ام‌آی۶: یمنی‌ها شکست‌ناپذیر هستند + فیلم
play_arrow
رئیس پیشین ام‌آی۶: یمنی‌ها شکست‌ناپذیر هستند + فیلم
دفاع از انسانیت؛ بالاترین جهاد و گم‌شده‌ انسان معاصر
دفاع از انسانیت؛ بالاترین جهاد و گم‌شده‌ انسان معاصر
تا در شکست، سر شکست / استوری فاطمیه
play_arrow
تا در شکست، سر شکست / استوری فاطمیه
استوری شروع فاطمیه / روضه مادرم شروع شد
play_arrow
استوری شروع فاطمیه / روضه مادرم شروع شد
قطع دست یک فروشنده در تنکابن در اثر حمله با شمشیر
play_arrow
قطع دست یک فروشنده در تنکابن در اثر حمله با شمشیر
قهرمانان کشتی آزاد و فرنگی ایران در حرم امام رضا(ع)
play_arrow
قهرمانان کشتی آزاد و فرنگی ایران در حرم امام رضا(ع)