سه داستان کوتاه

می‌خواهم زنده بمانم!

سه نفر از مطلب پزشکی خارج شدند. پزشک به هر سه آنها گفته بود که به دلیل بیماری که دارند به زودی خواهند مرد. مرد اول با شنیدن این خبر با خود فکر کرد من همیشه در فکر کار بوده‌ام. حالا که چیزی
جمعه، 28 ارديبهشت 1397
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
می‌خواهم زنده بمانم!
 می‌خواهم زنده بمانم!

نویسنده: سعید حیدری
 

می‌خواهم زنده بمانم

سه نفر از مطلب پزشکی خارج شدند. پزشک به هر سه آنها گفته بود که به دلیل بیماری که دارند به زودی خواهند مرد. مرد اول با شنیدن این خبر با خود فکر کرد من همیشه در فکر کار بوده‌ام. حالا که چیزی از عمرم نمانده به استراحت و تفریح می‌پردازم و به جاهایی که یک عمر آرزویش را داشتم سفر می‌کنم.
نفر دوم با خود فکر کرد من یک عمر از اطرافیانم غافل بودم اولین کاری که باید بکنم این است که به سراغ پدر و مادرم بروم و در کنار همسر و فرزندانم باشم. در این چند روز می‌خواهم به خانه همه اقوام سر بزنم و نصف ثروتم را صرف امور خیریه کنم و از زندگی لذت ببرم.
نفر سوم با خود اندیشید من می‌خواهم سال‌های سال زنده بمانم و از زندگی لذت ببرم. اولین کاری که باید انجام دهم این است که دکترم را عوض کنم و سراغ پزشک با تجربه‌تری بروم. چون می‌خواهم زنده بمانم و زنده می‌مانم.

سرگروه

سه چهار ماه از سال تحصیلی گذشته بود که یک گروه از دانشجویان برای انجام یک کار تحقیقاتی تشکیل شد. از همکلاسی‌ام کاترینا پرسیدم: برنامه کار گروه چیست؟ کاترینا گفت: برنامه دست فیلیپ هست و باید از او بپرسیم؟ پرسیدم: فیلیپ رو می‌شناسی؟ کاترینا گفت: آره همان پسری که موهای بلوند قشنگی دارد و ردیف جلوی کلاس می‌نشیند. گفتم: نمی‌دونم چه کسی را می‌گویی. گفت: همان پسری که پیراهن و شلوار روشن شیکی تنش می‌کند.
گفتم: نمی‌دانم منظورت کیست. گفت: همان پسری که کیف و کفشش همیشه با هم ست است. باز متوجه نشدم منظورش چه کسی بود. کاترینا آرام گفت: همان پسر مهربانی که روی ویلچر می‌نشیند. این بار دقیقاً فهمیدم منظورش چه کسی بوده. از کاترینا درس بزرگی گرفتم. اگر من جای او بودم همان دفعه اول به معلولیت فیلیپ اشاره می‌کردم. اما کاترینا نکات مثبت فیلیپ را می‌دید.

برای تشویق کردن انتخاب شدم

پسر بچه‌ای به همراه دوستانش قرار بود برای بازی در نمایش‌نامه‌ای تست دهد. مادر او بسیار نگران بود. که مبادا پسرش انتخاب نشود. روز برگزاری تست، مادر به دنبال پسرش رفت. پس از انجام تست، پسر بچه با خوشحالی به طرف مادر دوید و گفت: «مادر! من انتخاب شدم تا در جمع تشویق‌کنندگان باشم و دوستانم را تشویق کنم.»

بیشتر بخوانید: تشویق فرزندان


منبع مقاله :
حیدری، سعید، (1396)، داستان‌های کوتاه، مثل دانه قهوه باش، قم: یاران قلم، چاپ اول.
 
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
راهکارهای ترویج حجاب؛ آموزش و رسانه
راهکارهای ترویج حجاب؛ آموزش و رسانه
فرار مزدوران وابسته به سعودی از جبهه مأرب
play_arrow
فرار مزدوران وابسته به سعودی از جبهه مأرب
ایران چه اهدافی را مورد اصابت قرار دارند؟
play_arrow
ایران چه اهدافی را مورد اصابت قرار دارند؟
انتشار تصاویر لحظه حمله رژیم صهیونیستی به قطر
play_arrow
انتشار تصاویر لحظه حمله رژیم صهیونیستی به قطر
بازتاب شکار زیردریایی آمریکا توسط ایران در رسانه‌های دنیا
play_arrow
بازتاب شکار زیردریایی آمریکا توسط ایران در رسانه‌های دنیا
کارخانه تولید تروریسم به روایت تصویر
play_arrow
کارخانه تولید تروریسم به روایت تصویر
بلوچ‌کشی در پوشش حمایت از اهل سنت؛ شگرد جدید تروریست‌ها
play_arrow
بلوچ‌کشی در پوشش حمایت از اهل سنت؛ شگرد جدید تروریست‌ها
شگفتی خبرنگار ارشد بی‌بی‌سی از قدرت حوثی‌های یمن!
play_arrow
شگفتی خبرنگار ارشد بی‌بی‌سی از قدرت حوثی‌های یمن!
دستگیری عاملان شرارت در محدوده فرشته
play_arrow
دستگیری عاملان شرارت در محدوده فرشته
کنایه روزنامه‌نگار سرشناس آمریکایی به شکار زیردریایی هوشمند آمریکا
play_arrow
کنایه روزنامه‌نگار سرشناس آمریکایی به شکار زیردریایی هوشمند آمریکا
پیشمرگان کرد؛ سپر اول امنیت در شمال غرب
play_arrow
پیشمرگان کرد؛ سپر اول امنیت در شمال غرب
اسرائیلی‌ها چگونه تروریست‌ها را مسلح کردند؟
play_arrow
اسرائیلی‌ها چگونه تروریست‌ها را مسلح کردند؟
وقتی مدال افتخار آمریکا برای قتل زنان و کودکان صادر شد!
play_arrow
وقتی مدال افتخار آمریکا برای قتل زنان و کودکان صادر شد!
واکنش اینترنشنال به شکار زیردریایی هوشمند آمریکا
play_arrow
واکنش اینترنشنال به شکار زیردریایی هوشمند آمریکا
غنیمت گرفتن زیردریایی هوشمند آمریکایی در تنگۀ هرمز به روایت انیمیشن لگویی
play_arrow
غنیمت گرفتن زیردریایی هوشمند آمریکایی در تنگۀ هرمز به روایت انیمیشن لگویی