سه داستان انگیزه‌بخش

ثروتمندتر از بیل گیتس

سه داستان زیبا و انگیزشی را به قلم سعید حیدری در این صفحه خواهیم خواند:
يکشنبه، 28 فروردين 1401
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
ثروتمندتر از بیل گیتس

خاصیت شیشه و آینه

جوان ثروتمندی نزد استادش رفت و از او برای زندگی‌اش پندی خواست. استاد او را کنار پنجره برد و گفت: «پشت پنجره چه می‌بینی؟»

جوان گفت: «آدم‌هایی که می‌آیند و می‌روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می‌گیرد.»

بعد استاد آینه‌ای به او نشان داد و گفت: «در این آینه چه می‌بینی؟»

جوان گفت:« خودم را می‌بینم.»

استاد با لبخند گفت: «حالا دیگر دیگران را نمی‌بینی، آینه و شیشه هر دو از یک ماده ساخته شده‌اند، شیشه لایه‌ای از نقره ندارد اما آینه این لایه را دارد. شیشه وقتی خود را فقیر ببیند، دیگران را می‌بینید و به آنها کمک می‌کند. اما آینه فقط خودش را می‌بیند. پس شجاع باش و این لایه نقره‌ای را از مقابل چشمانت بردار.»

ثروتمندتر از بیل گیتس

از بیل گیتس پرسیدند:« از تو ثروتمندتر هم هست؟ »

او گفت:« بله. سالها پیش در فرودگاه، می‌خواستم روزنامه بخرم، اما دیدم پول خرد ندارم. برای همین از خرید آن منصرف شدم. در همین هنگام یک پسر بچه سیاه‌پوست روزنامه فروش جلو آمد و روزنامه‌ای به طرفم گرفت و گفت: این روزنامه مال شما.

گفتم: من پول خرد ندارم. گفت: اشکالی ندارد برای خودت. سه ماه بعد دوباره همان پسر بچه را در فرودگاه دیدم. خواستم مجله بخرم که پول خرد نداشتم و این بار هم همان پسر بچه سیاه‌پوست یک مجله مجانی به من داد. به او گفتم: پسرجان! چند وقت پیش هم تو روزنامه‌ای را به من بخشیدی، تو به همه می‌بخشی؟

پسر گفت: بله. من دوست دارم ببخشم، از سود خودم می‌بخشم. بعد از 19 سال، وقتی به اوج ثروت و قدرت رسیدم تصمیم گرفتم پسرک را پیدا کنم بعد از کلی جستجو او را پیدا کردم. بعد از کلی گفتگو به او گفتم: به تلافی محبتی که در حقم کردی، هر چه بخواهی به تو می‌دهم.

جوان گفت: آقای بیل گیتس، نمی‌توانی جبران کنی.

گفتم: چرا نمی‌توانم؟

جوان سیاه پوست نگاه معناداری به من کرد و گفت: تفاوت من و تو در این است که من در زمان بی‌پولی بخشیدم ولی حالا تو در اوج قدرت و ثروت می‌خواهی ببخشی و تو با این کار نمی‌توانی آرام شوی.»
 

دیدگاه متفاوت

دو فروشنده کفش که به شرکت‌های متفاوتی تعلق داشتند، به یک کشور آفریقایی فرستاده شدند تا بازار کفش را بررسی کنند.

اولین فروشنده از این ماموریت متنفر بود. 

اما فروشنده‌ی دوم عاشق این ماموریت بود. وقتی این دو فروشنده وارد آفریقا شدند، پس از بررسی بازار کار هر کدام تلگرافی برای شرکت خود فرستادند.

فروشنده اول در تلگرافش نوشت: «سفر، بی‌فایده بود. هیچ بازاری در این کشور وجود ندارد. هیچ کس کفش نمی‌پوشد.»

فروشنده دوم نوشت: «سفر، عالی بود. فرصت مناسب، بازار نامحدود است. اینجا هیچ کس کفش نمی‌پوشد.»
 

منبع مقاله :

حیدری، سعید، (1396)، داستان‌های کوتاه، یک مشت شکلات، قم: یاران قلم، چاپ اول.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در کشور آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در کشور آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت
نگاهی به بیانات امام مجاهد و رهبر شهید (ره) درباره اتحاد امت اسلامی، موانع و راهکارهای تحقق آن
نگاهی به بیانات امام مجاهد و رهبر شهید (ره) درباره اتحاد امت اسلامی، موانع و راهکارهای تحقق آن
بحران بی‌خانمانی در انگلیس
play_arrow
بحران بی‌خانمانی در انگلیس
کارت زرد برای یک ربات فوتبالیست!
play_arrow
کارت زرد برای یک ربات فوتبالیست!
نجات یافتن خلبان هواپیمای برزیلی از خطر مرگ
play_arrow
نجات یافتن خلبان هواپیمای برزیلی از خطر مرگ
مقر تروریست‌های ضدایرانی زیر ذره‌بین سپاه
play_arrow
مقر تروریست‌های ضدایرانی زیر ذره‌بین سپاه
غریب‌آبادی: تنگه هرمز تنها در ازای این شرایط بازگشایی می‌شود
play_arrow
غریب‌آبادی: تنگه هرمز تنها در ازای این شرایط بازگشایی می‌شود
غریب‌آبادی: همچنان در وضعیت جنگی قرار داریم
play_arrow
غریب‌آبادی: همچنان در وضعیت جنگی قرار داریم
مرگ دلخراش دو دختر موتورسوار زیر چرخ‌های نیسان در یزد
play_arrow
مرگ دلخراش دو دختر موتورسوار زیر چرخ‌های نیسان در یزد
هیلاری کلینتون: نتانیاهو بیشترین ضربه را به خود اسرائیل زده است
play_arrow
هیلاری کلینتون: نتانیاهو بیشترین ضربه را به خود اسرائیل زده است
وزیر نیرو: ما برق خانه‌ها را بیمه کردیم و به مردم خسارت می‌دهیم
play_arrow
وزیر نیرو: ما برق خانه‌ها را بیمه کردیم و به مردم خسارت می‌دهیم
سرقت از کامیون در حال حرکت در مصر
play_arrow
سرقت از کامیون در حال حرکت در مصر
طعنه اردوغان به رژیم اسرائیل
play_arrow
طعنه اردوغان به رژیم اسرائیل
مردی که اکبر عبدی را در کوه کشف کرد
play_arrow
مردی که اکبر عبدی را در کوه کشف کرد
احترام نظامی افسر عراقی به مزار رهبر شهید انقلاب
play_arrow
احترام نظامی افسر عراقی به مزار رهبر شهید انقلاب