چرا شهادت یک مرد با شهادت دو زن مساوی است؟
پاسخ اجمالی
احکام و قوانینی که از سوی خداوند برای بشریت وضع شده است مطابق نظام تکوین و حقایق جهان هستی و ساختار وجودی انسان است. از آنجا که ساختار وجود جسمی و روحی زن با مرد متفاوت است، وظایف، تکالیف و احکام این دو نیز مساوی نیست. یکی از تکالیف اداء شهادت در نزد قاضی است که باید مطابق واقعیت بوده و تحت تاثیر عواطف و احساسات و عوامل غیرواقعی نباشد تا حقی از کسی ضایع نشود. به این منظور در بعضی موارد، اصلا شهادت خانمها مورد قبول نیست؛ همانطور که در بعضی موارد نیز شهادت مردها قبول نبوده و در بعضی موارد شهادت دو زن به جای یک مرد قبول میشود.حکم شهادت زنان برگرفته از آیات قرآن کریم بوده است از جمله آنجا که خداوند سبحان در آیه۲۸۲ سوره بقره میفرماید: «وَاسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجَالِکُمْ ۖ فَإِنْ لَمْ یَکُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَکِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَىٰ» (و دو نفر از مردان خود را شاهد بگیرید و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانى که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید! تا اگر یکى از آن دو انحرافى یافت، دیگرى به او یادآورى کند.) (ترجمه آیت اللهالعظمی، مکارم شیرازی).
آیت الله العظمی مکارم شیرازی از مراجع جهان تشیع، در تفسیر این آیه شریفه میفرمایند: «در صورتى که شهود شامل دو مرد باشند، هر کدام مىتوانند مستقلا شهادت دهند، اما در صورتى که یک مرد و دو زن باشند، باید آن دو زن به اتفاق یکدیگر شهادت دهند «تا اگر یکى انحرافى یافت، دیگرى به او یادآورى کند» (أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الأُخْرى)؛ زیرا زنان به خاطر عواطف قوى، ممکن است تحت تاثیر واقع شوند و به هنگام شهادت دادن به خاطر فراموشى یا جهات دیگر، مسیر صحیح را طى نکنند. البته این احتمال درباره مردان نیز هست، ولى در حدّى پایینتر و کمتر.» (تفسیر نمونه)
پاسخ تفصیلی
توجه به نکات زیر میتواند این سوال را بهتر پاسخ دهد.
۱. تفاوت در خلقت
در بسیاری از حقوق اسلامی، مرد و زن با هم تفاوتهایی دارند. مثلا اگر مردی مرتد شود، با شرایطی حکم او قتل است ولی اگر زنی مرتد شود حکم او قتل نیست یا اسلام وظایفی را بر دوش مرد قرار داده که بر عهده زن قرار نداده است و یا وظایفی برای زنان مقرر شده که بر مردان مقرر نشده است. دلیل این تفاوتها، متفاوت بودن مکانیسم خلقی زن و مرد است؛ زیرا روحیات و اخلاق زن و مرد یکسان نیست. بر این اساس توقعی که خداوند از زن دارد با توقعی که از مرد دارد یکی نیست. خداوند زن را برای امری خلق کرده و مرد را برای هدف دیگری آفریده است. این دو گرچه از یک جنس هستند، اما هرگز با هم مساوی نیستند. بنابراین عدالت میگوید که وظایف و تکالیف آنان هم یکسان نباشد، چراکه اگر یکسان باشد خلاف عدالت پروردگار است.
۲. رفع مسئولیت
از نظر اسلام بحث اداء شهادت و اطلاعرسانی به قاضی، هرگز به منزله یک امتیاز نیست، بلکه یک وظیفه و تکلیف و مسئوولیت است. یعنی برای این که حقوق دیگران پایمال نگردد، اسلام این وظیفه را بر عهده انسانهایی که از موارد اختلاف بین افراد اطلاع دقیق دارند، قرار داده است تا در حضور قاضی واقعیت را بیان کنند و به آن شهادت بدهند. به همین جهت قرآن کتمان شهادت را حرام اعلام نموده است. پس باید توجه داشت که شهادت دادن یک وظیفه و مسئولیت است و نه یک حق؛ پس اگر شهادت برخی از افراد در دادگاه پذیرفته نشود، یا کمتر پذیرفته شود، گویای سهلتر بودن تکلیف و مسئولیت آنان است نه تضییع حقوق آنها!
۳. شرایط خاص
همانطور که گفته شد، شهادت دادن با خلقت و روحیات و نقش مرد و زن، ارتباط مستقیم داشته و ربطی به نقص یکی و کمال دیگری ندارد؛ زیرا در بعضی موارد که شهادت مربوط به مسائل خاص، صرفا زن و یا صرفا مرد حق شهادت دادن دارد. بنابراین همه این قوانین بر پایه حکمت و هماهنگی بین نظام تشریع (احکام الهی) با نظام تکوینی (حقایق جهان) بنا نهاده شده است. نظام تشریع (احکام الهی) نیز اگر برگرفته، منطبق و هماهنگ با نظام تکوینی (حقایق جهان) نباشد، فاقد ارزش است.
تفاوت های زن و مرد در نظام تکوین
شاید بهتر باشد برای پاسخ بهتر به سوال "چرا شهادت یک مرد با شهادت دو زن مساوی است؟"، تفاوتهای اساسی در خلقت این دو جنس را بررسی کنیم.
اعضا و جوارح
زن و مرد در تمامی اعضا و جوارح با یکدیگر اختلاف دارند؛ رویش مو در بدن زن و مرد، چربی زیر پوست، بافتها، ظرافت و ضخامت پوست، شکل و وزن حجمی استخوانها، مقدار مواد آلی و کانی در استخوانها، درشتی عضلات، زور بازو، شکل هندسی و حجم و وزن مغز، وزن قلب، ضربان نبض و ... . خلاصه این که همه چیز در زن و مرد حتی در یک تار مو متفاوت است.
احساسات، عواطف، تمایلات و اخلاق
طبق نظر روانشناسان، محبت، رفتار انفعالی، رفتار عاطفی و حمایتکننده، از ویژگیهای زنانه است. همچنین داشتن دلی پر مهر و عاطفه و احساساتی آتشین، جلوهگری، دلربایی، علاقه به پارچه و لباس و طلا و امور زینتی نیز از خصایص زنان است. علاوه بر این میتوان گفت که زن در تقلید، مدپرستی، تجمّل پرستی، خنده و گریه از مرد جلوتر است. در برابر این امور، پرخاشگری، استقلال، رقابت، سلطه و حاکمیت را از ویژگیهای مردان بر شمردهاند. زنان به جهت این که از نیروی احساس و عاطفه بیشتری بهرهمند هستند، از دیدن صحنههای احساسی و عاطفی بیشتر متأثر شده و به هیجان میآیند. وقتی که در حوزه تکوین این ویژگیها وجود دارد، در حوزه تشریع (به ویژه در اموری که مربوط به حقّ النّاس است) میبایست چارهای اندیشیده شود، تا حقوق مردم در شهادتها ضایع نگردد. در این جا سه حالت پیش خواهد آمد:
الف- به دلیل غلبه عاطفه، عفت و هیجانات در زنان، که زمینهساز فراموشی در برخی امور هیجانی است، و همچنین به این دلیل که گفته شده زنان زودتر به حالت اطمینان در یک مسئله رسیده و زود باورند، شهادت زنان فاقد ارزش است، تا حقوق دیگران از طریق شهادت زنان تضییع نگردد.
ب- در تمام موارد، شهادت زنان همانند شهادت مردان است و به همان اندازه اعتبار دارد. این سخن موجب میشود که به جهت موارد مذکور از اعتبار قضا کاسته شده و به نوعی حقوق مردم تضییع گردد.
ج- خداوندی که انسانها را آفریده و به همه اسرار نهفته آگاه است، فرموده در اموری که مربوط به حقوق مردم است (حق النّاس، نه حقّ اللَّه) به شهادت زنان ارزش و اعتبار داده شود؛ بنابراین دو شاهد زن در اموری که یک شاهد مرد لازم است، یا چهار شاهد زن در اموری که دو شاهد مرد لازم است، با شرایطی، ارزش و اعتبار دارد.
این راه حل و نظریه سوم که عین عدل و منطبق با نظام تکوین است،مورد قبول اسلام واقع شده است.
حضور در جامعه
در وقایع و رخدادهای کوچه و بازار، مردان بیشتر از زنان دست اندر کار هستند و بیشتر و بهتر در معرض اطلاع هستند. فرض کنیم در خیابان دو نفر با هم دعوا میکنند و با چوب و چاقو و سنگ به جان یکدیگر افتادهاند. پس از چند دقیقه مردان اطراف آنان را گرفته و آنان را از یکدیگر جدا میکنند. اینجا اگر قتلی یا جراحتی واقع شد مردان چون شاهد و ناظر بودهاند بهتر میتوانند شهادت دهند، زیرا در این گونه وقایع زنان اصلا حضور ندارند و اگر حضور داشته باشند خود را کنار میکشند یا مردان آنان را به عقب میرانند. از اینرو پذیرفتن شهادت مردان و نپذیرفتن شهادت یک زن، یک مسئله طبیعی است!
جایگاه والا
پذیرفته شدن شهادت زن در همه مسائل و فراهم کردن زمینه حضور او در تمام محاکم قضایی برای شهادت دادن در کوچکترین اختلافاتی که بهطور روزمره در جامعه اتفاق میافتد، نه تنها تکریم زن نیست، بلکه نوعی اهانت به مقام این موجود شریف و لطیفی است که وظایف بزرگتری را در جامعه بر عهده دارد.
سخن آخر
در این مقاله در پاسخ به این شبهه که چرا شهادت یک مرد با شهادت دو زن مساوی است؟ شرح دادیم که به دلیل تفاوتهای اساسی در خلقت زن و مرد، این قانون پایهگذاری شده است.منبع: سایت ستاره