سرانجام بدخلقي
نويسنده: سعيدپور
وقتي به رسول خدا(ص) خبر فوت سعدبن معاذ را دادند، ايشان با اصحابشان ازجاي برخاستند و براي انجام غسل و کفن او حرکت کردند. حضرت پس از مراسم، او را در تابوت گذاشت و براي دفن، حرکت داد. در تشييع جنازه او، پيغمبر پابرهنه و بدون عبا حرکت مي کرد و گاهي طرف چپ و گاهي طرف راست تابوت را مي گرفت. خود حضرت داخل قبر شد و دستور داد، سنگ، آجر و وسايل ديگر را آوردند و با دست مبارک خود، لحد را ساخت و خاک بر او ريخت و خللي که در آن ديد، برطرف کرد و پس از آن فرمود: من مي دانم اين قبر به زودي کهنه و فرسوده خواهد شد لکن خداوند دوست دارد، هرکاري که بنده اش انجام مي دهد، محکم باشد . در اين هنگام، مادر سعد، کنار قبر آمد و گفت: اي سعد! بهشت بر تو گوارا باد! رسول خدا(ص) فرمود: اي مادر سعد! ساکت باش! با اين همه يقين از جانب خدا حرف نزن! اکنون، سعد گرفتار فشار قبر شده و از اين امر آزرده است. وقتي پيامبر از قبرستان برگشت، مردمي که همراه ايشان بودند، عرض کردند: اي رسول خدا! کارهايي که براي سعد انجام داديد، تاکنون نسبت به هيچ کس ديگر انجام نداده بوديد؛ شما با پاي برهنه و بدون عبا، جنازه او را تشييع فرموديد! رسول خدا فرمود: ملائکه نيز بدون عبا و کفش بودند و من از آنان پيروي کردم! عرض کردند: گاهي طرف راست و گاهي طرفي چپ تابوت را مي گرفتيد! حضرت فرمود: چون دستم در دست جبرئيل بود، هر طرف را که او مي گرفت، من هم مي گرفتم! عرض کردند: اي پيامبرخدا(ص) بر جنازه سعد نماز خوانديد و با دست مبارکتان او را در قبر گذاشتيد و قبرش را با دست خود درست کرديد، باز هم مي فرماييد سعد در فشار قبر است؟! حضرت فرمود: آري! سعد در خانه، بداخلاق بود و فشار قبر به خاطر همين است.
منبع:نشريه کيهان ورزشي شماره2764
/ خ
منبع:نشريه کيهان ورزشي شماره2764
/ خ