0
ویژه نامه ها

اهمیت شناخت جهان مادی

بسیاری از رالیستها از صلاحیت، مسؤولیت پذیری و عملکردی که مبتنی بر تدریس معلم باشد حمایت می کنند.
اهمیت شناخت جهان مادی
هر چند همه رآلیستها بر اهمیت شناخت جهان مادی تأکید می کنند، اما در مورد اهداف نهایی این شناخت اختلافاتی وجود دارد. رآلیست مذهبی بر این باور است که شناخت در نهایت باید به اموری از قبیل خدا و حقیقت که ورای ماده است منجر شود. یکی از وظایف اساسی معلم این است که به دانش پژوهان کمک کند تا دنیا را بشناسند و از این شناخت برای رسیدن به اهداف غایی استفاده کنند. برای نمونه در برخی مدارس وابسته به کلیسا، دانش پژوهان در رشته‌هایی از قبیل جغرافیا، تاریخ و علوم تجربی تحصیل می کنند، اما این موضوعات به شیوه‌هایی ارائه می شود که منش یا اخلاق مذهبی مستقر در آن را نیز در بر می گیرد، اما رآلیست غیر دینی اساسأ مایل است دانش مربوط به جهان مادی را از حیث ارزش کاربردی آن در بهبود فن آوری و پیشرفت تمدن مورد توجه قرار دهد. هر چند رآلیستها موضوعات واحدی را بررسی کنند، اما به این موضوعات با اهداف متفاوتی می نگرند.
 
بسیاری از رالیستها از صلاحیت، مسؤولیت پذیری و عملکردی که مبتنی بر تدریس معلم باشد حمایت می کنند. فرض آنها چنین است که رشد تربیتی بر حسب شایستگی، عملکرد و شناخت واقعیت، دست یافتنی و تا حد زیادی قابل اندازه گیری است. علاوه بر این، در حالی که اندازه گیری رشد دانش آموزان در زمینه‌هایی از قبیل ارزشها، ملاحظات اخلاقی و روابط اجتماعی مشکل است رآلیست به طور کلی معتقد است که هر موجود، به صورتی وجود دارد که می توان آن را اندازه گیری کرد. بهترین راه برخورد و حل مسائلی از قبیل امور اخلاقی، شناخت ما نسبت به واقعیت اخلاق است. مثلا می توان گفت که بهترین اخلاق آن است که نشان دهد چگونه خود را با قوانین دنیا منطبق کنیم.
 
رآلیست برای نقش معلم در فرایند آموزشی، اهمیت فراوان قایل است. معلم باید درسها را به شیوه ای منظم و سازمان یافته ارائه کند و این اندیشه را بپروراند که انسان می تواند برای داوری پیرامون هنر، اقتصاد، سیاست و تربیت از معیارهای کاملا روشن استفاده کند. مثلا رآلیست ادعا می کند که یک کار هنری از قبیل نقاشی را می توان بر حسب معیارهای عینی مثل نوع حرکت برس، سایه زدن رنگها، توازن و کیفیت موضوع و پیام آن، ارزیابی کرد. همین امر در فعالیتهای تربیتی نیز اعمال می شود. در این جا نیز معیارهایی عینی وجود دارد که برای داوری در مورد ارزشمندی فعالیتهای خاص - از قبیل نوع درس ارائه شده، کیفیت سازمان دهی آن، ارتباط آن با ساخت روانشناسی کودک، سودمند بودن روش سخنرانی و این که آیا نتایج مطلوب در پی دارد یا نه . می توان از آن استفاده کرد.
 
رالیستهای معاصر بر اهمیت تحقیق و پیشرفت علمی تأکید می کنند. «نهضت علمی تعلیم و تربیت»؟ ابتدا از سالهای ۱۹۰۰ پا گرفت و پیشرفتهایی در دانش روانشناسی و زیست شناسی و رویکردهای فراگیر در تعلیم و تربیت را موجب شد. این نهضت تا حد وسیعی در استفاده گسترده از آزمون هوش، آزمونهای استاندارد شده موفقیت تحصیلی، آزمونهای تشخیصی و آزمونهای شایستگی مؤثر بوده است. تأثیر این نهضت در تعیین معیار برای کارهای گروه بندی هماهنگ دانش پژوهان براساس هوش، استاندارد کردن و دسته بندی کتاب های درسی، ظاهر شده است. این نهضت بهره گیری دقیق تر از مدیریت فنی مبتنی بر تجربه را نیز گسترش داده است. شاید آخرین پیشرفت آن، کاربرد فزاینده رایانه در مدارس باشد. با این که پیشرفتهای یاد شده غالبا با مقاومت و مخالفت شدید مواجه بوده، اما به نظر می رسد این جنبه رآلیسم در تعلیم و تربیت با اقبال فزاینده بسیاری از مربیان متخصص روبرو شده است. منتقدان کنونی تعلیم و تربیت امریکا، غالب کاربرد گستره فن آوری علمی را به عنوان یکی از بدبختی‌های اساسی مدارس مورد حمله قرار می دهند. سایر منتقدان در انتقاد از فن آوری و دانش، چندان تندروی نکنند، اما در مبنای نظریه رالیست‌ها مناقشه کرده، آن را مقصر سوء استفاده از دانش و فن آوری میدانند؛ آنها مخصوصا فکر میکنند که رآلیست از اموری که بر چسب علمی داشته باشد بدون هیچ نقدی به شدت استقبال می کند. هر کس هر موضعی که می خواهد داشته باشد، اما وجود چنین مطلبی شاه سرزندگی اندیشه‌های رالیسم در حال حاضر است.
 
برنامه آموزشی و درسی: هر چند رالیست‌ها در این مورد که چه موضوعاتی باید در برنامه گنجانده شود اختلاف نظر دارند، اما با این موضوع موافقند که درسها باید عملی و مفید باشد. لاک در کتاب تأملاتی در تعلیم و تربیت درسهای عملی از قبیل خواندن، نوشتن، نقاشی کردن، جغرافیا، کیهان شناسی، حساب، تاریخ ، اخلاق و قانون، همراه با درسهای تکمیلی درباره شمشیر بازی و سوارکاری را تأیید می کند. لاک مانند فروبل ارزش تربیتی بازی و فعالیت جسمانی را مورد تأکید قرار می دهد. لاک عقیده داشت که کودکان باید وقت زیادی را در هوای آزاد بگذرانند و خود را به «گرما و سرما، آفتاب و بارندگی» عادت دهند. او توجه خود را بر تمامی انسان؛ یعنی نه تنها اشتغال عقلانی بلکه برنامه غذایی و ورزش و سرگرمی، متمرکز کرده بود. او بر این باور بود که درست زمانی که کودک به شخن آید، باید خواندن را به او آموزش داد. بی درنگ، بعد از آن، باید نوشتن آغاز شود. او آموزش درسهای زبان، بالاخص فرانسه و لاتین را تشویق و از باغداری و نجاری به عنوان تجارب سودمند تربیتی، و همچنین گردش‌های «طولانی» همراه با معلم، حمایت می کرد. به هر حال، اگر کسی نوشته های لاک را به دقت مطالعه کند، متوجه می شود که در نظام او دو برنامه آموزشی و درسی وجود دارد که یکی از آنها به ثروتمندان و دیگری به فقرا اختصاص دارد. او پیشنهاد می کرد تمام کودکان سه تا چهارده ساله که والدین آنها وضع خوبی دارند، مادام که با والدین خود زندگی می کنند، به مدارس کار فرستاده شوند. کودکان باید در این مدارس شغل آینده خود را بیابند تا این که بر حکومت محلی بار مالی تحمیل نکنند در ضمن باید غذای روزانه آنها تأمین شود و در هوای سرد سوپ گرم بخورند. آنها باید مهارت‌های دستی از قبیل ریسندگی، «درست کردن لباسهای پشمی» و «احساس مذهبی» را فراگیرند.
 
منبع: مبانی فلسفی تعلیم وتربیت، هوارد آ. اوزمن و ساموئل ام. کراور،مترجمان: غلامرضا متقی فر، هادی حسین خانی، عبدالرضا ضرابی، محمدصادق موسوی نسب و هادی رزاقی، صص122-119، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمة الله علیه، قم، چاپ دوم، 1387


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما