
چکیده
با اعلام فلسطین به عنوان سرزمین موعود و آغاز مهاجرت یهودیان به این منطقه همواره یکی از مباحث مورد بحث در مطالعات مربوط به خاورمیانه و فلسطین موضوع مقاومت فلسطینی و عربی در برابر اسرائیل بوده است. یکی از چالش برانگیز ترین بحث ها در این موضوع بوده است که این مقاومت تحول و تطور در رویکرد خود داشته و چه تفاوت هایی و شباهت هایی بین گروه های مقاومت در دهه های مختلف بوده است. نگارنده بر این عقیده است که مقاومت فلسطینی و عربی نسبت به دهه ۶۰ و ۷۰ با وجود شباهت هایی - همچون هدف سیاسی، گرایشات انقلابی، حمایت عمومی، حمایت خارجی، الگو جنگی - و تفاوت هایی - همچون ایدئولوژی، تشکیلات، دیدگاه بین الملل، رهبریت، دستگاه امنیت و ضد جاسوسی - متحول شده است.مقدمه
در این مقاله ما سعی می کنیم با تقسیم بندی زمانی مقاومت فلسطینی و عربی به دو دوره به تحلیل تطبیقی آن بپردازیم ولی لازم است ابتدا از مقاومت یک تعریف اجمالی نماییم. مقاومت به حرکتی گفته می شود که در میان مردم یک قومیت نژادی و مذهبی یا یک کشور بر ضد اشغالگران بیگانه و یا حاکمیت جریان خاصی ایجاد شده است.گروه های مقاومت از نظر تاریخی دارای قدمت زیادی هستند که توسط مردم بر علیه جهان گشایان شکل می گرفت و برخی از آنها موفق و برخی ناموفق بوده اند اما عموما موضوع مقاومت در دوران جنگ جهانی دوم وارد ادبیات سیاسی شد، در این دوره در بیشتر کشورهایی که به اشغال آلمان در آمده بود جنبش های مقاومتی بر علیه اشغالگران به وجود آمد که مشهورترین آن جنبش مقاومت یا آزادیبخش فرانسه به رهبری مارشال دوگل بود.
به طور کلی جنبش های مقاومت، به نهضت هایی اطلاق می شود که در دوران جنگ جهانی دوم و پس از آن در کشورهای مستعمره و تحت قیمومیت(1) و وابسته در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین با هدف کسب استقلال سیاسی، اقتصادی و براندازی تسلط و نفوذ کشورهای استعماری و امپریالیستی از جمله فرانسه و انگستان شروع به مبارزه نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کردند. نتیجه این جریانات مقاومت در سال های بعد از جنگ جهانی منجر به استقلال کشورهای زیادی شد.
یکی از قدیمی ترین جریانات مقاومت یعنی مقاومت مردم فلسطین و عرب در مقابله با اسرائیل دارای فراز و فرود فراوانی بوده است. بیش از شش دهه از اشغال سرزمین های فلسطینی می گذرد و مردم فلسطین و سایر کشورهای عربی و اسلامی به دفاع از حقوق و آرمان فلسطین یعنی آزادی سرزمین های اشغالی و تشکیل کشور فلسطین به پایتختی قدس اقدام کرده اند. در این میان گرایشات، جریانات، احزاب و گروه های فلسطینی و عربی با اتخاذ خط مشی های سیاسی، ایدولوژیکی و نظامی تلاش می کنند که حقوق و اراضی فلسطینی و عربی را از اشغالگران باز پس بگیرند.
در این جا ما با این سؤال در مورد مقاومت فلسطینی و عربی در برابر اسرائیل روبرو هستیم که مقاومت چه تحولی در رویکرد خود داشته است؟ و چه تفاوتی و شباهتی بین گروه های مقاومت مسلط در دهه ۶۰ و ۷۰ با مقاومت کنونی وجود دارد؟ فرضیه ای که مطرح می شود این است که مقاومت نسبت به دهه ۶۰ و ۷۰ با وجود شباهت هایی و تفاوت هایی دچار تحول اساسی و ساختاری شده است.
مهاجرت یهودیان به اراضی فلسطینی از سال ۱۸۸۱ با خرید زمین های از ملاکان عثمانی و عرب منطقه شروع شد. پس از آن یهودیان مهاجر شروع به ایجاد مراکز و آبادی های کشاورزی در این سرزمین ها کردند و جمعیت آنها رو به گسترش نهاد. در این زمان یهودیان به فکر ایجاد یک دولت یهودی افتادند و این مهاجرت شکل سازمان یافته به خود گرفت. اوایل قرن بیستم با استفاده از نفوذ انگلیس بر فلسطین راه تشکیل یک کشور یهودی با آرمان صهیونیسم قوت بیشتری گرفت.
با شکست عثمانی در جنگ جهانی اول و بعد فروباشی امپراتوری عثمانی فلسطین کاملا در اختیار امپراتوری انگلستان قرار گرفت. کوشش یهودیان نتیجه بخش بود. کابینه انگلیس در نوامبر ۱۹۱۷ اعلامیه طرح تأسیس «کانون ملی یهود» در سرزمین فلسطین را صادر کرد که این اعلامیه به اعلامیه بالفور مشهور شد. اعراب ساکن فلسطین و دیگر مناطق عربی کم کم متوجه تغییر اوضاع به ضرر خود شدند و درگیری های پراکنده با یهودیان آغاز شد.
اوج این درگیری ها در تابستان ۱۹۲۹ منجر به برخورد خونین میان اعراب فلسطینی و یهودیان و نیروهای انگلیسی شد که در آن واقعه ۳۵۱ عرب و ۱۳۳ یهودی کشته شدند. بعد از این واقعه تا 1936 که قیام مسلحانه شیخ عزالدین قسام (2) شکل گرفت و نیروی انگلیسی این جنبش مقاومت فلسطینی را به شدت سرکوب کردند. اما مقاومت فلسطینی خود را با رهبری اشخاصی چون عبدالقادر الحسینی (فرزند موسی کاظم الحسینی شهردار سابق قدس که توسط نیروهای انگلیسی در سال 1934 کشته شده بود) و همین طور همرزمش حسن سلامه احیا شد و این دو با یکدیگر سازمان مقاومت جهاد مقدس را تشکیل دادند.
از سوی دیگر حاج أمین الحسینی مفتی فلسطین و رئیس مجلس اعلی اسلامی فلسطینی که با کمک نیروهای آلمانی دست به اقداماتی زد به مقاومت فلسطینی یک روح تازه دمید. با آغاز جنگ جهانی دوم و مشکلاتی همچون هولوکاست و مصائب جنگ، یهودیان زیادی به فلسطین مهاجرت کردند همین امر باعث تغییر تدریجی ترکیب فلسطین شد.
پس از این که دولت انگلستان در ۱۹ می 1948 به قیمومیت خود بر فلسطین خاتمه داد و بلافاصله در همان روز یهودیان ساکن در فلسطین موجودیت دولت اسرائیل را اعلام کردند. این مسئله با جنایاتی همچون کشتار دیریاسین (3) و کفر قاسم همراه شد و این امر باعث ترس و درنتیجه آوارگی فلسطینیان زیادی از سرزمین آبا و اجدادی خود شد.
پیرامون موضوع مورد نظر کمتر به طور مستقیم به صورت کتاب و مقاله یا پایان نامه پرداخته شده است و بیشتر منابع و پژوهش ها مشاهده شده به یکی از ابعاد جنبش مقاومت فلسطینی و عربی مانند روند شکل گیری، تحلیل حقوقی، نقاط اختلاف با اسرائیل و موضوع صلح اعراب و اسرائیل پرداخته اند.

1- رویکرد نظری
این گفته شاید اغراق آمیز باشد که علم و شناخت عموما از طریق مقایسه، مقارنه و تطبیق بین دو پدیده حاصل می شود ولی جای تأمل زیادی دارد. باید گفت بسیاری از روش هایی که در علوم انسانی به ویژه علوم اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرند، روش مقایسه ای و تطبیقی می باشد. روش تطبیقی از جمله روش هایی است که به رغم قدمت و اهمیت آن کمتر از منظر روش شناسی مورد توجه قرار گرفته و تحولات آن دنبال شده است.شاید بتوان گفت که روش تطبیقی ضمن مزایای متعددی که دارد می تواند علوم اجتماعی را از انزوایی که تا حدودی نتیجه روش های غیر مقایسه ای که عمدتا پیمایشی است، بیرون آورد و وجوهی قابل مقایسه میان دو پدیده اجتماعی را فراهم سازد. تأکید جامعه شناسان کلاسیک، به ویژه ماکس وبر و امیل دورکیم، درباره اهمیت روش تطبیقی به دلایل و شرایط مختلف در علوم اجتماعی گواه این مطلب است (4).
در این روش یعنی تطبیقی پژوهشگر در پی آن است که الگوهای ارتباطی میان متغیرها و پدیده ها برای بررسی و تحلیل را شناسایی کند که می بایست دارای ویژگی های زیر باشد:
یک. بحث از نوع تحلیلی باشد به طوری که با دقت به بررسی جزئیات برای شناسایی علل، عوامل کلیدی به پردازد.
دو. به دنبال کشف زمان بندی فرآیندها یعنی اقدامات مستمر و یا مجموعه ای از تغییرات در حال وقوع باشد.
سه. به کارگیری مقایسه نظام مندی که اساسا خصلت متن گرایانه پیدا می کند (5).
تحلیل تطبیقی یکی از روش های علمی و رایج در حوزه علوم سیاسی و روابط بین الملل می باشد که در موضوعات مختلف این حوزه امکان پذیر می باشد. این نوع تحلیل به لحاظ سطح تحلیل و مطالعه، تعدد و تنوع زیادی پیدا می کند. اولین بخش تحلیل تطبیقی، مشخص کردن تفاوت ها و شباهت ها موضوع مورد تحلیل و مطالعه است. لازم به ذکر است این بخش از تحلیل، بدیع ترین و ضروری ترین مرحله هر تحلیل تطبیقی می باشد. بخش بعدی تحلیل تطبیقی تجزیه و تحلیل تفاوت ها و شباهت ها موضوع است که منجر به نتیجه بخشی بهتر می شود.
۲- تحول و تطور مقاومت فلسطینی و عربی
در اینجا ما می توانیم تاریخ گروه های فلسطینی و عربی را به دوره های مختلف تقسیم کنیم بر اساس آن به تحلیل بهتر به پردازیم:یک. دوره همکاری با ارتش های عربی (1948–1967)
با ورود ارتش های عربی به جنگ با اسرائیل جریان مقاومت به سمت همکاری با ارتش های عربی کشیده شد و به این طریق برای آزادی سرزمین های خود اقدام کردند اما با شکست های ارتش های عربی فلسطینیان به فکر تشکیل سازمان های نظامی برای آزادی فلسطین افتادند تا این که در سال ۱۹۵۹ یاسر عرفات و خلیل الوزیر (ابو جهاد) جنبش فتح را ایجاد کردند.در ۲۸ می 1964 کنگره ملی فلسطین با مشارکت اکثر گروه ها و احزاب و همچنین شخصیت های سیاسی، ملی و مذهبی فلسطین با موافقت قبلی دولت های عربی در اجلاس سران اتحادیه عرب در شهر قدس تشکیل جلسه داد و در پی آن تأسیس «سازمان آزادیبخش فلسطین ساف» را اعلام نمودند و ارتش آزادیبخش فلسطین با رهبری جنبش الفتح و شخص یاسر عرفات تشکیل شد که در نتیجه آن مقاومت فلسطینی شکل منسجم و جدیدی به خود گرفت. این ارتش مقاومت در طی جنگ 1967 هر چند با شکست اعراب روبرو شد فداکاری بسیاری کرد.
دو. دوره ناامیدی از ارتش های عربی و تشکیل مقاومت به رهبری فلسطینیان (1967–۱۹۷۵)
بعد از این جنگ اعراب که سرخورده شده بودند و اسرائیل هم خود را شکست ناپذیر می پنداشت که سال بعد مقاومت فلسطینی در نبرد کرامه شکست سنگینی به اسرائیل وارد کرد. این نبرد در ۲۱ مارس 1968 در روستای کرامه در داخل اراضی اردن در کرانه خاوری رود اردن رخ داد. در این روز نیروهای نظامی اسرائیلی با گذشتن از رود اردن و خط مرزی با هدف از نابودی گروه های مقاومت تازه تشکیل شده میان فلسطینیان آواره وارد روستای کرامه شدند، ولی گروه های مقاومت در جنگ تن به تن توانستند اولین شکست را به اسرائیل وارد کنند. این پیروزی باعث قدرت روزافزون مقاومت فلسطینی در جهان عرب شد تا این که شاه اردن از این قدرت به هراس افتاد. لازم به ذکر است دخالت برخی از رهبران مقاومت در امور داخلی اردن کم تأثیر نبود که منجر به فاجعه سپتامبر سیاه شد. در پانزدهم سپتامبر ۱۹۷۰ ملک حسین پادشاه اردن حکومت نظامی اعلام کرد. فردای آن روز قوای نظامی اردن روانه پایگاه های گروه های مقاومت فلسطینی در امان پایتخت اردن و شش اردوگاه آوارگان فلسطینی شدند و جنگی خونینی آغاز شد که منجر به کشته شدن ۸۰۰۰ نفر و خروج نیروهای مقاومت فلسطینی از اردن به لبنان شد. با جنگ ۱۹۷۳ و پیروزی نسبی اعراب بر اسرائیل گروه های مقاومت فلسطینی در لبنان و سوریه و مصر تأثیر زیادی در این امر داشتند.سه. دوره ایجاد گروه های مقاومت اسلامی و لبنانی (۱۹۷۵–۱۹۸۲)
اما دخالت های برخی جریانات مقاومت در امور داخلی لبنان و حملات روز افزون ارتش اسرائیل برای سرکوب مقاومت فلسطینی باعث شد برخی گروه ها و احزاب لبنان با تحریک اسرائیل بر علیه گروه های مقاومت اقدام کردند. در این میان در سال ۱۹۷۵ امام موسی صدر(6) رئیس مجلس اعلی شیعیان لبنان و همراهی افرادی همچون مصطفی چمران و حسین الحسینی سنگ بنای جریان مقاومتی به نام جنبش امل (7) را نهاد که نقطه عطفی در جریان مقاومت فلسطینی و عربی بود. این جریان دو ویژگی داشت اول این که اولین گروه مقاومت غیر فلسطینی بود، دوم این که ایدولوژی اسلامی داشت که به دنبال اقدام علیه تجاوزات اسرائیل به جنوب لبنان بود و همین طور خود را وفادار به آرمان فلسطین می دانست. با پیروزی انقلاب اسلامی و حمایت از جریان مقاومت بر علیه اسرائیل این جریان شدت بیشتری گرفت و موضع گروه های اسلامی تقویت شد.
چهار. دوره فترت مقاومت (۱۹۸۲–۱۹۸۷)
درگیر شدن گروه های فلسطینی و لبنانی در جنگ داخلی لبنان جریان مقاومت را دچار مشکل کرد. ارتش اسرائیل برای ایجاد فضای امنیتی جنوب لبنان را به اشغال تدریجی خود در آورد و حزب فالانژه شامل مسیحیان مارونی با همدستی اسرائیل دست به کشتار پناهندگان فلسطینی ساکن در اردوگاه های صبرا و شتیلا(8) در بیروت زدند. در پی این حوادث با فشار اسرائیل گروه های فلسطینی مجبور به ترک لبنان و مرزهای فلسطین اشغالی شدند و مقر خود را به تونس منتقل کردند و دوران آوارگی مقاومت فلسطینی آغاز شد.پنج. دوره قیام های مردمی و شکست جریان صلح (۱۹۸۷–۲۰۰۰)
در نهم دسامبر ۱۹۸۷ انتفاضه اول(9) یا سنگ آغاز شد و بعد از مدت ها که عملیات های نظامی در داخل مرزها فلسطین اشغالی آغاز شده بود. اقشار و گروه های مختلف مردم جامعه فلسطین وارد عمل شدند به قدری شرایط را برای اسرائیل دشوار کردند که اسرائیل به طور تاکتیکی برای آرامش اوضاع پیشنهاد صلح داد. در این زمان گروه های مقاومت سرخورده از مبارزه با اسرائیل به اسرائیل پاسخ مثبت دادند و مذاکرات صلح از سال ۱۹۸۸ آغاز شد، تا این که در ۱۹۹۳ در اسلو نتیجه داد و قرار بر تشکیل تشکیلات خودگردان در مرزهای اشغالی 1967 یعنی نوار غزه و کرانه باختری رود اردن شد.مردم در این زمان با خوشحالی از دستاوردهای صلح امیدوار به تشکیل کشور فلسطین شدند ولی همان طور که گفتیم استراتژی اسرائیل صلح نبود بلکه تاکتیکی برای آرام کردن اوضاع بود و وقتی تا حدودی اوضاع آرام شد و امنیت نسبی پیدا کرد تعهدات خود را برای تخلیه سرزمین های اشغالی نادیده گرفت و همین امر باعث شکست مذاکرات صلح کمپ دیوید دوم در سال ۲۰۰۰ شد.
شکست مذاکرات کمپ دیوید دوم، سیاست های نژادپرستانه، اخراج فلسطینیان از اراضی کرانه باختری، توسعه شهرک سازی، به تعویق انداختن اعلام کشور مستقل فلسطین و ورود آریل شارون به مسجدالاقصی برای تحقیر فلسطینیان باعث شکل گیری دور دوم انتفاضه یا همان انتفاضة الاقصی شد(10) (11). ناامیدی مردم فلسطین از تشکیلات خودگردان فلسطین برای بازگرداندن حقوق خود و جریان صلح و همین طور پیروزی نسبی مقاومت اسلامی در لبنان و در فلسطین جریان اسلامی که از ابتدا صلح را به رسمیت نشناخته بود بار دیگر مورد استقبال مردم قرار گرفت.
شش. دوره اوج گیری مقاومت اسلامی (۲۰۰۰ تاکنون)
بر اثر مقاومت اسلامی لبنان اسرائیل در سال ۲۰۰۰ مجبور به تخلیه جنوب لبنان و در سال ۲۰۰۵ تخلیه یک جانبه غزه یعنی محل تمرکز و عملیات مقاومت اسلامی فلسطین که این خود به نحوی تخلیه نظامی سرزمین های عربی و فلسطینی بود که بدون گرفتن امتیاز و یا تضمین تخلیه کرد و این برای مقاومت اسلامی یک پیروزی بزرگ و در پی آن مورد توجه قرار گرفتن در افکار عمومی جهان عرب و اسلام شد. همین همراهی مردم باعث تقویت جریان های مقاومت اسلامی شد و این گروه ها بر حجم عملیات خود افزودند تا این که اسرائیل برای از بین بردن این گروه ها در سال 2006 در لبنان و در اواخر سال ۲۰۰۸ در غزه دست به عملیات گسترده زد ولی این عملیات ها با توجه به حجم سنگین تلفات انسانی مخصوصا جنگ غزه که به قتل عام بیشتر شبیه بود تا جنگ و عدم موفقیت کامل در رسیدن اهداف باعث جریحه دار شدن نه تنها افکار عمومی جهان عرب و اسلام شد بلکه افکار عمومی جهان را تحت تأثیر قرار داد. به طوری که برای اولین در گزارش هیئت حقیقت یاب سازمان ملل توسط ریچارد گلدستونه اسرائیل را به انجام جنایت جنگی متهم کرد.جریانات اسلامی در بیست سال اخیر به شکل تدریجی به مهمترین جریان مقاومت تبدیل شده اند و جریان مقاومت دهه ۶۰ و ۷۰ را به حاشیه کشید به طوری که امروز مقاومت اسلامی چه در فلسطین یعنی حماس و جهاد اسلامی و چه مقاومت اسلامی لبنان حزب الله و جنبش امل به جریان اصلی مقاومت در مقابل اسرائیل تبدیل شده اند. دلایل زیر در موج جدید مقاومت اسلامی تأثیر قابل توجه داشته است که عبارتند از:
یک. پیروزی انقلاب اسلامی ایران در ۱۹۷۹ و تقویت این نکته که اسلامبه عنوان ایدولوژی می تواند راهی برای پیروزی بر دشمنان باشد.
دو. موفقیت امام موسی صدر در تشکیل جنبش مقاومت اسلامی و غیر فلسطینی و پیروزی نسبی آن.
سه. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ۱۹۹۱ و تضعیف ایدولوژی چپ که ایدولوژی مسلط بر گروه های مقاومت فلسطینی بود.
چهار. اخراج گروه های مقاومت فلسطینی از مرزهای فلسطین یعنی از کشورهای اردن و لبنان و اختلاف نظر آنها با سوریه.
پنج. صلح اعراب و اسرائیل و به رسمیت شناختن اسرائیل توسط گروه های مقاومت ناسیونالیستی و چپ گرای فلسطینی.

۳- گروه های مقاومت مسلط در دو دوره
در این جا لازم به نظر می رسد که برای تطبیق گروه های مقاومت در این دو دوره گروه های مقاومت اصلی و مسلط را اندکی توضیح دهیم:گروه های مقاومت دهه ۶۰ و ۷۰
فتحجنبش آزادی بخش میهنی فلسطین فتح یک گروه سیاسی و نظامی با ایدولوژی ناسیونالیست عربی و سوسیالیستی در ۱۹۵۹ توسط یاسر عرفات (ابوعمار) و خلیل الوزیر (ابو جهاد) تأسیس شد. اصول این گروه بر این اساس است که اول مبارزه با اسرائیل به عنوان اشغالگر و دوم آزادی سرزمین فلسطین به وسیله فلسطینیان و رهبری آن. جنبش فتح به عنوان قدرتمندترین گروه مقاومت در 1969 ریاست سازمان آزادی بخش فلسطین را به دست گرفت و یاسر عرفات را به عنوان رئیس کمیته اجرایی خود انتخاب کرد.
در تاریخ جنبش فتح چندین بار انشعاب صورت گرفته است که اولین آن توسط صبری خلیل البنا (أبو نضال) در 1974 انجام شد که از دل آن گروه شورای انقلابی فتح شکل گرفت و انشعاب دوم توسط عبد الکریم حمدی (أبو سائد) در ۱۹۸۰ و جنبش فتح مسیرة التصحیح را تشکیل داد. انشعاب بعدی در ۱۹۸۳ بوسیله سعید مراغه (أبو موسی) انجام شد که که جنبش فتح انتفاضه را تاسیس کرد. این جنبش ابتدا در کرانه باختری و نوار غزه فعالیت می کرد که با شکست اعراب در جنگ 1967 مقر و بیشتر نیروهای خود را به اردن منتقل کرد اما بعد اختلاف با ملک حسین و قضایای سپتامبر سیاه مقر خود را به لبنان بردند که با آغاز جنگ داخلی لبنان و حمله اسرائیل به لبنان در ۱۹۸۲ مقر خود را به تونس منتقل کرد و دوران آوارگی این جنش آغاز شد.
این جنبش در ۱۹۸۸ اسرائیل را در مرزهای 1967 به رسمیت شناخت و وارد مذاکرات با اسرائیل شد که بالاخره در سال ۱۹۹۳ قرارداد صلح اسلو را امضاء کرد و وارد فاز سیاسی شد (12).
جبهه مردمی برای آزادی فلسطین
گروه مقاومت جبهه مردمی برای آزادی فلسطین گروهی نظامی و سیاسی با ایدولوژی مارکسیستی النینستی و ناسیونالیسم عربی رادیکالی است که در 1967 توسط جورج حبش تأسیس شد. اصول این گروه اول، نابودی اسرائیل به عنوان نماد امپریالیسم جهانی، دوم، تشکیل دولت واحد فلسطینی در اراضی فلسطینی می باشد. این گروه مقاومت به دلیل افکار متفاوت اعضای آن سه انشعاب پیدا کرده است بطوری که در سال اول تشکیل در 1968 احمد جبرئیل یکی از مؤسسین این گروه با تشکیل جبهه مردمی برای آزادی فلسطین فرماندهی کل ۳۲ انشعاب اول را ایجاد کرد. دومین انشعاب در 1969 نایف حواتمه و یاسر عبد ربه با ایجاد گروه مقاومت جبهه دمکراتیک برای آزادی فلسطین ۳ شکل گرفت. سومین انشعاب در ۱۹۷۲ رخ داد و گروه جبهه انقلابی مردمی برای آزادی فلسطین پدید آمد (13).
گروه های مقاومت مورد بحث در دوران کنونی
حماسجنبش مقاومت اسلامی فلسطین گروه مقاومتی با ایدئولوژی ناسیونالیسم فلسطینی و اسلامی است توسط شیخ احمد یاسین و همفکارانش در ۱۹۸۷ پایه گذاری شد، جنبش حماس برخلاف سازمان آزادی بخش فلسطین اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد. حماس در غزه از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد. بر اساس منشور این جنبش حماس هدف خود را اول، نابودی اسرائیل و هویت صهیونیستی، دوم، برقراری حکومت اسلامی و سوم، حمایت از مظلومان، اجرای عدالت و مبارزه با بی عدالتی بیان کرده است (14).
این جنبش علاوه بر اقدامات نظامی خود، با استفاده از الگوی اخوان المسلمین مصر دست به اقدامات مذهبی، رفاهی و اجتماعی، کمک های مالی و بورسیه دانشجویی و همچنین خدمات بهداشتی و درمان پزشکی ارزان یا رایگان می زند که با انجام این گونه فعالیت ها موفق شده تا در میان مردم محبوبیت نسبی کسب کند و در انتخابات ۲۰ ژانویه 2006 به پیروزی رسید و دولت خود را تشکیل داد. ولی عمر این کابینه کوتاه بود و به علت اختلاف با جنبش فتح، محمود عباس رئیس تشکیلات خود گردان، کابینه را در ماه ژوئن ۲۰۰۷ منحل اعلام کرد، ولی حماس آن را نپذیرفت و نیروهای نظامی وابسته حماس کنترل نوار غزه را به اختیار خود در آورد. لازم به ذکر است که حماس دارای دو جناح سیاسی و نظامی (گردان شهید عزالدین قسام) می باشد؛ خالد مشعل ریاست دفتر سیاسی که در حقیقت جایگاه رهبری این جنبش است را بر عهده دارد (15).
حزب الله
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران ۱۹۷۹ و اختلافات در جنبش امل در نبود امام موسی صدر و حمله اسرائیل به خاک لبنان در سال ۱۹۸۲، هسته اولیه حزب الله این تشکیلات مذهبی، نظامی و سیاسی اسلام گرای شیعه شکل گرفت (16). روابط جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان، به بخش اصولی سیاست خارجی این کشور مربوط می شود که در اصول کلی خود، دارای ثبات است و با تغییر دولت های جمهوری اسلامی در ایران تغییری نمی کند. اصول سیاسی حزب الله را باید اینگونه بیان کرد (17) اول، پذیرش کامل نظریه ولایت فقیه، دوم، مخالفت با سلطه آمریکا و حمایت از جنبش های مقاومت اسلامی، سوم، مبارزه با اسرائیل به عنوان خطر جدی برای لبنان به شکل خاص و جهان اسلام به شکل عام میباشد(18).
از نظر ساختار تشکیلاتی، حزب الله دارای پنج شورای جهادی، سیاسی، اجرایی، فعالیت های پارلمانی و قضایی است که ریاست هر یک را اعضای شورا بر عهده دارند و هر شورا دارای وظایف خاص خود است. (19) اولین دبیر کل حزب الله شیخ صبحی طفیلی (۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱) بود که به علت اختلاف با برخی اعضا و مقامات ایرانی برکنار و سید عباس موسوی جانشین او شد (20).
سید عباس موسوی در ۱۹۹۲ توسط اسرائیل ترور شد، پس از آن سید حسن نصرالله به سمت دبیر کلی حزب الله لبنان انتخاب شد و تا امروز دبیرکلی او تجدید شده است. حزب الله در دهه هشتاد، اغلب در بعد نظامی فعالیت می کرد و به راه حل های سیاسی اعتقاد نداشت. بنابراین، هیچ نوع صلحی را نمی پذیرفت، پیامد آن اتخاذ مواضع سیاسی رادیکال نسبت به مسائل داخلی، منطقه ای و بین المللی بود (21).
با توجه تحولات داخلی، منطقه ای و بین المللی مهمی که در جهان رخ داد، حزب الله لبنان به عنوان یکی از مهم ترین گروه های شبه نظامی نیز دستخوش تغییرات بسیار گسترده ای شد که منجر به مشارکت حزب الله در سیاست شد. این تحولات عبارت است از:
یک. در بعد داخلی: امضای پیمان طائف یا منشورآشتی ملی لبنان در سال ۱۹۸۹. دو. در بعد منطقه ای: پایان جنگ ایران و عراق در ۱۹۸۸، فوت امام خمینی به عنوان رهبر معنوی حزب الله در ۱۹۸۹، تجاور نظامی عراق به کویت متعاقب آن حضور نظامی آمریکا در منطقه و احیای مذاکرات صلح اعراب و اسرائیل در کنفرانس مادرید در ۱۹۹۱. یا سه. در بعد بین المللی: فروپاشی شوروی ۱۹۹۱ (22).

جنبش جهاد اسلامی در ۱۹۷۹ با ایدئولوژی اسلامی با الهام از انقلاب اسلامی ایران توسط فتحی شقاقی تأسیس شد. بر اساس اصول این جنبش سیاسی نظامی اول، نابودی اسرائیل با مقاومت نظامی امکان پذیر است، دوم، اسلام بهترین الگوی زندگی و حکومت است، سوم، فلسطین را از رود اردن تا دریا مدیترانه سرزمین اسلامی و عربی می داند، چهارم، رد هرگونه گفتگوی صلح با اسرائیل (23).
اولین دبیر کل این جنبش فتحی شقاقی(24) در ۱۹۹۵ توسط اسرائیل ترور شد و پس از او تاکنون رمضان عبدالله شلح دبیر کلی را بر عهده دارد. جهاد اسلامی فلسطین به علت عدم به رسمیت شناختن مذاکرات صلح در هیچ انتخاباتی در دولت خودگردان فلسطین شرکت نکرده و فعالیت های سیاسی و اجتماعی چشم گیری ندارند و بیشتر بر عملیات نظامی تمرکز دارد و شاخه نظامی جنبش جهاد اسلامی یعنی گردان های قدس" فعال ترین بخش این جریان مقاومت هستند.
٤- مقایسه گروه های مقاومت در دوره
مشخص کردن تفاوت ها و شباهت ها موضوع مورد تحلیل و مطالعه، بدیع ترین و در عین حال ضروری ترین مرحله هر تحلیل تطبیقی می باشد که در ذیل آن به تجزیه تحلیل این تفاوت ها و شباهت ها پرداخته می شود که عبارتند از:شباهت ها
هدف سیاسی
هدف وضعیتی است که گروه های سیاسی می خواهند در آینده داشته باشند یا بدان دست یابند. اگر یک گروه نتواند هدف خود را تعیین کند، ناچار وضعیت موجود پیرامون به ایشان تحمیل می شود و در نتیجه اهدافی که چه بسا با آرمان هایش سازگاری نداشته باشد بر این گروه حکم کند. هدف کلی همه جریانات مقاومت و آزادی بخش، نابودی و واژگونی رژیم و یا ایدولوژی حاکم و یا اخراج و بیرون راندن نیروهای اشغالگر از یک سرزمین است. گروه های مقاومت فلسطینی و عربی نیز اسرائیل را به عنوان متجاوز و غصب کننده سرزمین های فلسطینی و عربی می پندارند و هدفشان نابودی اسرائیل و آزاد کردن سرزمین عربی و اسلامی است.گرایشات انقلابی
واژه انقلاب که ریشه عربی دارد به معنای دگرگون کردن یا واژگون ساختن می باشد. در فرهنگنامه دهخدا معنای لغوی انقلاب، برگشتگی، تغییر و تبدیل و تحول و تغییر ماهیت ذکر شده است. انقلاب در علوم انسانی و اجتماعی به دو معنای کاربرد بیشتری دارد: اول به معنای تحول سریع، شدید و بنیادین که بر اثر طغیان و شورش عمومی مردم در اوضاع و احوال سیاسی جامعه روی می دهد و در نتیجه یک نظام سیاسی، حقوقی و اقتصادی جای خود را به نظام دیگری می دهد؛ و دیگری به معنای تحول شدید و ریشه ای و غیر سیاسی که به کندی و بدون خشونت صورت می گیرد که وجه مشترک دو معنای لفظ انقلاب همان تحول شدید، اساسی و کلی است (25).انقلاب به علت دگرگونی شدید و ناگهانی، با کاربردهای مختلفی نامیده شده است؛ از جمله انقلاب صنعتی، انقلاب سیاسی، انقلاب اجتماعی، انقلاب فکری و انقلاب سبز؛ ولی منظور ما انقلاب سیاسی است. در فرهنگ سیاسی امروزی انقلاب به تغییر ماهیت نظام سیاسی یک کشور گفته می شود. اما اصولا انقلاب مفهومی مدرن است زیرا تغییرات نظام های سیاسی در دوران قبل از قرن ۱۸ عموما جابجایی نخبگان یا همان پادشاهان بوده تغییرات ساختاری شکل نمی گرفت. در همین دوران است که پادشاهی به عنوان حق الهی مورد چالش قرار گرفت، مبارزه و قیام توسط طبقات مختلف مردم علیه نظام پادشاهی و امتیازات اشرافی که در دوران قبل از قرن ۱۸ ویژگی نظام حاکم بر کشورها بوده است گسترش یافت. در تعریف جامع و مانع که بتوان از انقلاب ارائه نمود اختلاف نظر بسیاری وجود دارد ولی تعریف هانا آرنت؛ تعریف مناسبی به نظر می رسد:
«انقلاب به آن پدیده اجتماعی گفته می شود که منجر به تغییر و تحول بنیادین و اساسی در زمینه های سیاسی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و ایدئولوژیکی یک جامعه با مشارکت مردم همراه با خشونت گردد»(26). این تعریف بر پنج نکته تأکید می کند:
یک. انقلاب پدیده اجتماعی است.
دو. انقلاب منجر به دگرگونی بنیادین و اساسی در همه ابعاد نه اصلاح و بازسازی یک و یا جند نظام سیاسی شود.
سه. انقلاب همواره با مبارزه مسلحانه و خشونت همراه می باشد
چهار. انقلاب همیشه با مشارکت و همرایی همه جانبه اکثریت اقشار جامعه صورت می گیرد (27).
گروه های مقاومت نیز به دلیل این که وضع موجود را نمی پذیرند از گرایشات شدید انقلابی برخوردارند و این ویژگی مشترک آنها محسوب می شود.
حمایت عمومی
بقا و تداوم هر جریان مقاومتی، وابسته به میزان حمایت عمومی و مشارکت همسو در عرصه های مختلف مبارزاتی آن است و این اصلی است که نسبت به گروه های مقاومت مختلف جاری و ساری می باشد، بدین معنا که هیچ گروه مقاومتی نمی تواند خود را از این قاعده مستثنی کند زیرا حمایت و مشارکت عمومی و یا عدم وجود آن در بقاو داوم جریانات مقاومت در جامعه و زوال آنها، امری بدیهی و غیرقابل انکار است. برای همین منظور گروه های مقاومت همواره به دنبال فرایندی برای جلب افکار و حمایت عمومی هستند و در پی گسترش و همگانی کردن مقاومت برای دستیابی به اهداف خود می باشند. گروه های مقاومت فلسطینی و عربی نیز از این قاعده مستثنی نیستند و بدنبال کسب هوادار و حمایت مردمی هستند و این ویژگی مشترک همه این جریانات مقاومت است.حمایت خارجی
دولت ها همواره بر اساس منافع ملی و یا ایدئولوژیک خود اقدام می کنند، به طوری که تصمیم گیران سیاست خارجی یک کشور متوجه شوند که حمایت از یک پدیده و یا جریانی خارجی یا به شکل خاص در مورد بحث ما گروه مقاومت خارجی موجب دستیابی به منافع و یا مقبولیت و یا ضربه زدن به دشمن یا رقیب جهانی و یا منطقه ای خود می شود، به فکر بهره برداری از آن می افتند. چون هر موضوعی در سیاست خارجی همچون صنعت داده، ستاده و ارزش افزوده دارد و ورودی و خروجی آن بر مبنای سیستم است. هر حمایتی در عرصه سیاست خارجی که فرایند تبدیل داشته باشد یعنی منافع را تأمین کند. برای مثال داده یا ورودی حمایت از یک جریان مقاومت است و ستاده یا خروجی آن مقبولیت و کسب پرستیژ و یا ضربه به دشمن است. گروه های مقاومت عموما توسط یک یا چند دولت خارجی حمایت می شوند و گروه های مقاومت فلسطینی نیز مورد حمایت قدرت های منطقه ای و جهانی هستند. کمک های خارجی به گروه های مقاومت فلسطینی عموما به صور مختلف ارائه می شود، از جمله:یک. حمایت در عرصه سیاسی و همچنین مجامع بین المللی و منطقه ای.
دو. پول نقد برای تأمین هزینه هایی جاری همچون حقوق پرسنل، تبلیغات و غیره.
سه. تأمین سلاح برای انجام عملیات نظامی و چریکی.
چهار. کالاهای ضروری و استراتژیک که تهیه آن برای گروه های مقاومت مقدور نیست.
پنج. کارشناسان و مستشاران نظامی، سیاسی و فنی برای آموزش و تجهیز.
شش. طراحی و برنامه ریزی برای انجام عملیات.
الگو جنگی
گروه های مقاومت برای آزادی یک سرزمین علیه اشغالگر یا نظام حاکم، به شیوه نظامی روی می آورند. این گروه های به دلیل نداشتن مکان ثابت و توانایی نظامی یکسان مجبور به اتخاذ استراتژی جنگ نامتقارن می باشند که بر خلاف جنگ کلاسیک الگوی معینی برای وضعیت های خاص نظامی ندارند بلکه از عملیات های متنوع با استفاده از عامل غافلگیری برای ضربه زدن به دشمن، یا همان جنگ های نامنظم یعنی درگیری موقتی و مقطعی، استفاده از موقعیت های جغرافیایی طبیعی خاص و همین طور امکانات محلی استفاده می کنند. گروه های مقاومت فلسطینی و عربی نیز از شیوه های مختلف از همین الگو استفاده می کنند.
ایدئولوژی
ایدئولوژی به مجموعه ای از عقاید، باورها، ارزش ها، نگرش ها و هدف گذاری های یک فرد، گروه و یا یک حکومت که بر اساس آن دستورالعمل ها، احکام اجرایی و اتخاذ سیاست داخلی و خارجی مبتنی صورت می گیرد (28). لذا هر فرد، گروه و یا حکومتی دارای ایدئولوژی خاص خود مانند لیبرالیسم، اسلامی میانه رو، اسلامی تندرو، مارکسیسم، سوسیالیسم، دموکراتیک، ناسیونالیسم، فاشیسم، فمینیسم، آنارشیسم و غیره به صورت های مختلف هستند. ایدئولوژی گروه های مقاومت فلسطینی مسلط در دهه های ۶۰ و ۷۰ ترکیبی از ایدئولوژی سوسیالیستی و ناسیونالیستی بوده است که دلایل آن عبارتند از:یک. تسلط ایدئولوژی های چپ بر گروه های مقاومت و آزادیبخش در اسرار جهان از جمله آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا.
دو. حمایت اتحاد جماهیر شوروی و چین به عنوان قدرت های جهانی و عراق، سوریه، مصر و لیبی به عنوان قدرت های منطقه ای که دارای حکومت های با گونه های ایدولوژی سوسیالیسم، از گروه های مقاومت و آزادیبخش.
سه. حمایت غرب از اسرائیل که این تفکر را ایجاد کرد که اسرائیل نماد لیبرال دمکراسی حقوق مردم فلسطین را زیر پا می گذارد.
ایدئولوژی گروه های مسلط کنونی ایدئولوژی اسلامی است، هرچند که دیدگاه اسلامی این گروه ها متفاوت می باشد که دلایل آن عبارتند از:
یک. ناامیدی از ایدئولوژی چپ گرا به دلیل عدم کسب پیروزی چشم گیر، در مقابل کسب پیروزی های نسبی گروه های اسلامی بر اسرائیل.
دو. تجدید حیات این فکر که تنها راه کسب پیروزی بازگشت به ایدئولوژی اسلامی و الگو برداری از آن است. سه. پیروزی انقلاب اسلامی و حمایت جدی جمهوری اسلامی ایران از ایدئولوژی اسلامی.
تشکیلات
انسان موجودی آرمان گرا است و دستیابی به آرمانی که انسان در ذهن خود می پروراند همواره ممکن نمی باشد. تاریخ به بشر آموخته که برای تحقق آرمان های خود باید در جستجوی ابزار و روش مناسب باشد. انسان به اقتضای اندیشه و شناخت شرایط و شواهد عینی که منجر به پیش بینی اتفاقات محتمل می شود، نیازمند اتخاذ شیوه هایی است که وی را برای نیل به اهداف و حفظ روحیه آرمان خواهی تقویت و تجهیز نماید. تحقق آرمان، اهداف و مأموریت یک گروه سیاسی از طریق طراحی سازمان ها، نظام ها و روش های مناسب توسط تشکیلات صحیح شکل می گیرد. هر تشکیلاتی صحیحی برای رسیدن به اهداف خود، وابسته به عناصر همچون انسان منظم و برنامه درست می باشد. از لحاظ تشکیلات گروه های مقاومت فلسطینی مسلط در دهه های ۶۰ و ۷۰ عموما دارای نیروها و عناصر نامنظم بوده اند و بر چارچوب تشکیلات خود عمل نمی کردند که دلایل آن عبارتند از:یک. عدم وجود تشکیلات منسجم به دلیل عدم تجربه تشکیلاتی اعضا.
دو. عدم تقسیم حوزه کار تشکیلاتی اعضا.
سه. نامتجانس بودن اعضا.
ولی تشکیلات گروه های مقاومت فلسطینی مسلط کنونی عموما منسجم و منظم هستند و به چارچوب تشکیلات خود وفادارند که دلیل آن عبارت از وجود تشکیلات منسجم و تقسیم حوزه کار تشکیلاتی اعضا به دلیل استفاده از تجربیات قبلی مقاومت فلسطینی.
دیدگاه بین الملل
در عرصه بین المللی نقطه نظر دیگر بازیگران نسبت به یک بازیگر جزء امور پر اهمیت شناخته می شود، زیرا دیدگاه جهانی و بین المللی نسبت به یک گروه مثبت باشد چه منفی، همین نظرات است که می تواند گروه را به رسیدن به اهداف خود نزدیک سازد و یا اینکه موجب تضعیف آن گردد. بسیاری از دیدگاه بین المللی چندمنظوره بوده و قابل تغییر می باشند. تلاش گروه ها برای تغییر نظرات دیگران در مورد خود اصلا به این معنا نیست که دیدگاه بین المللی را پذیرفته اند بلکه فقط تلاش می کنند تا دیگران دید روشن تری نسبت به آنها پیدا کنند.گروه های مقاومت همیشه بر لبه تیغ حرکت می کنند، یعنی ممکن است از دیدگاه بین المللی به عنوان جنبش آزادیبخش شناخته شوند یا گروه تروریستی. زیرا جامعه بین المللی تاکنون نتوانسته است بر سر یک تعریف واحد حقوقی و یا سیاسی از مفهوم تروریسم به اجماع دست یابد و در بیشتر موارد متأثر از دیدگاه یا منافع سیاسی و باورهای ایدئولوژیک و اعتقادی تعریف، تدوین و تنظیم گردیده است، این امر بیانگر تعاریف مختلف و برداشت های متفاوت هر بازیگری از منافع ملی و امنیت ملی می باشد.
برخی از قدرت های بزرگ بر اساس منافع خود تروریسم را با فعالیت های مشروع و قانونی گروه های مقاومت یکسان می دانند. یکی از نگرانی های عمده گروه های مقاومت همواره این بوده است که مبادا مقابله و مبارزه با تروریسم منجر به محدود کردن فعالیت ها و اقدامات آنها گردد (29) از لحاظ دیدگاه بین المللی و قدرت های بزرگ گروه های مقاومت فلسطینی مسلط در دهه های ۶۰ و ۷۰ عموما در فهرست جنبش های آزادی بخش بوده اند که دلیل آن عبارت از دوره زمانی یعنی دهه ۶۰ و ۷۰ دوران استقلال خواهی کشورهای جهان سوم به وسیله گروه های مقاومت بود.
ولی دیدگاه بین المللی و قدرت های بزرگ عموما گروه های مقاومت فلسطینی مسلط کنونی را بنیادگرا و تروریست می نامند که دلایل آن عبارتند از:
یک. عدم پذیرش موضوع به رسمیت شناختن اسرائیل توسط سازمان آزادیبخش فلسطین، از طرف گروه های اسلامی.
دو. به دلیل حوادث یازده سپتامبر و جدی شدن موضوع مبارزه با تروریسم مخصوصا گروه های تندرو و بنیادگرای اسلامی.
سه. حمایت ایران و سوریه از این گروه ها و تعارض قدرت های بزرگ با این کشورها.
چهار. عدم حمایت کشورهای مهم عربی از این گروه ها به دلیل روابط با ان سازمان آزادیبخش فلسطین و مشکل گسترش نقش منطقه ای ایران.
رهبریت
امروزه رهبری و چگونگی اعمال آن، موضوع مهمی است که به عنوان یک روندی از قدرت و نفوذ بر اعضا و گروه ها در یک سازمان تعریف می شود، رهبری تأثیر مستقیم بر اعضا و گروه ها بر اثر تقسیم قدرت بین آنها در یک گروه سیاسی و تشکیلات حائز اهمیت است. رهبری یک گروه سیاسی به عنوان سر و نماد آن دارای وظایفی است که عبارتند از :یک. مدیریت تدوین استراتژی درازمدت، میان مدت و کوتاه مدت.
دو. هدایت اعضا و گروه های درون سازمان.
سه. ایجاد ارتباط متقابل بین گروه های سیاسی دیگر.
چهار. کاهش اختلافات بین اعضا از طریق مدیریت بحران.
پنج. ایجاد مکانیزم مشارکت در تصمیم گیری ها.
از لحاظ رهبری گروه های مقاومت فلسطینی مسلط در دهه های ۶۰ و ۷۰ به جز شخص یاسر عرفات، دارای رهبری واحد در گروه نبوده اند ولی تشکیلات گروه های مقاومت فلسطینی مسلط کنونی عموما رهبری منسجم واحدی هستند که دلایل آن عبارتند از:
یک. ویژگی های شخصی و روانی رهبران کنونی از جمله سید حسن نصرالله و خالد مشعل که دارای نوعی کاریزما هستند.
دو. پذیرفتن رهبری این اشخاص توسط اعضای آن.
سه. حمایت کشورهای حامی مقاومت از رهبری این گروه ها و مقابله با جریانات گریز از مرکز.

دستگاه امنیت و ضد جاسوسی
هر گروه سیاسی و نظام حکومتی مسئول حفظ مجموعه خویش می باشد و می بایست در مقابل خرابکاری در سیستم توسط دشمن، با آخرین اطلاعات و اخباری که توسط جاسوسی از دشمنان و رقیبان به دست می آورد و یا با اقدامات ضد جاسوسی مانع از درز اطلاعات و اخبار خویش شوند تا گروه سیاسی و نظام حکومتی حاضر را حفظ کند. بنابراین سرویس های امنیتی باید بخش وسیعی از توان و نیروی انسانی خود را برای مقابله با جاسوسی دشمن و یا رقیب بگمارند. وظایف سرویس های امنیتی بر علیه طرف مقابل شامل:یک. بررسی و تحلیل کامل در مورد نقاط قوت و ضعف
دو. کنترل دائم نیروهای خودی برای عدم نفوذ دشمن در آنها.
سه. شناخت گروه ها، احزاب، سازمان ها و نهادهای سیاسی موافق و مخالف
چهار. جمع آوری اخبار و اطلاعات لازم نظامی و تخمین توان دفاعی و نظامی.
پنج. تشخیص میزان قدرت و اقتدار و همچنین ضعف های تصمیم گیران و مجریان.
شش. نفوذ به مراکز استراتژیک.(30)
سازمان های امنیتی در طول تاریخ برای جمع آوری اخبار و اطلاعات مورد نیاز از روش های زیر استفاده می کنند:
یک. به کارگیری جاسوسان که به دو گروه نفوذی (جاسوسان حرفه ای) و استخدامی (افرادی اند که در محل کار خود به اطلاعات همکاران و محیط کار خود دسترسی دارند) تقسیم می شوند.
دو. دومین روش به دست آوردن اخبار و اطلاعات به وسیله ابزارهای سخت افزاری مانند ماهواره، دوربین، ابزارهای شنود و استراق سمع و همچنین نرم افزاری سایبری می باشد (31).
از لحاظ دستگاه امنیت و ضد جاسوسی گروه های مقاومت فلسطینی مسلط در دهه های ۶۰ و ۷۰ دچار مشکل بودند که دلایل آن عبارتند از:
یک. عدم توجه کافی به این امر به دلیل کمی تجربه.
دو. دسترسی کم به تکنولوژی امنیتی و جاسوسی.
سه. تمرکز بر جنگ های کلاسیک و نظامی.
ولی تشکیلات گروه های مقاومت فلسطینی مسلط کنونی از لحاظ دستگاه امنیت و ضد جاسوسی از وضعیت خوبی برخوردار هستند که دلایل آن عبارتند از:
یک. استفاده از تجربیات امنیتی و ضد جاسوسی گذشته.
دو. کشورهای حامی این گروه ها از دستگاه امنیتی قوی برخوردارند و کمک هایی در جهت آموزش و امکانات و وسایل جاسوسی و ضد جاسوسی به آنها ارائه می کنند.
سه. تمرکز بر اقدامات پیشگیرانه و اطلاعاتی در کنار جنگ های کلاسیک و نظامی
چهار. در اختیار گرفتن جدیدترین تکنولوژی امنیتی و جاسوسی.
پنج. همگانی شدن استفاده از وسایل ارتباط جمعی همچون اینترنت.
جمع بندی
در جمع بندی مباحث می توان گفت که محققین روابط بین الملل با سنجیدن عوامل مختلف به این نتیجه رسیده اند که یکی از روش های تحلیل ص حیح یک پدیده سیاست بین الملل، روش تحلیل تطبیقی است. این روش به نظر برخی از پژوهشگران نمی تواند به ارائه راه حل بپردازد ولی نقش مهمی در سیر مطالعاتی بک پدیده دارد. یکی از این پدیده های سیاست بین الملل که امروزه در رشته روابط بین الملل مورد بحث قرار می گیرد پدیده بازیگران غیردولتی تأثیرگذار بر عرصه بین الملل است که گروه های مقاومت از این جمله می باشند که شامل موضوع مورد بحث ما یعنی گروه های مقاومت فلسطینی و عربی می شود.همین طور که شاهد هستیم گروه های مقاومت امروزی یا همان مقاومت اسلامی توانسته با استفاده از تجربیات مقاومت گذشته به بازسازی نقاط ضعف همچون تشکیلات و رهبری بپردازد و با تقویت نقاط قوت دستگاه امنیت و ضد جاسوسی، الگو جنگی، گرایشات انقلابی خود به موفقیت های نسبی دست یابد و در عرصه روابط بین الملل تأثیر گذار باشند. مسئله فلسطین، از پایگاه خاص احساسی، اجتماعی و مذهبی خاصی در جهان عرب و اسلام برخوردار است که هر تحولی که توسط گروه های مقاومت با هر گرایشی موجب ایجاد موجی مثبت و منفی در صحنه های بین المللی و منطقه ای می شود که آخرین نمونه های آن جنگ این گروه ها در حمله به لبنان در 2006 و نوار غزه در ۲۰۰۸ است.
پینوشتها:
1- قیمومیت و سرپرستی در سیاست به معنی سرپرستی و حمایت قانونی یک کشور از کشور دیگری است که هنوز استقلال نیافته و یا شرایط مستقل شدن آن فراهم نیست. قبل از جنگ دوم جهانی بسیاری از کشورهای مستقل امروزی جهان در آسیا و آفریقا از طرف جامعه ملل سابق تحت قیمومیت چند کشور اروپایی قرار گرفته بودند و بعد از جنگ دوم جهانی بسیاری از کشورهای مستقل امروزی جهان در آسیا و آفریقا از طرف جامعه ملل سابق تحت قیمومیت چند کشور اروپایی قرار گرفته بودند و بعد از جنگ دوم جهانی هم سازمان ملل متحد رأسا و یا به وسیله بعضی کشورهای عضو خود قیمومیت سرزمین هایی که هنوز شرایط مستقل شدن آنها فراهم نبود، به عهده گرفت. در منشور ملل متحد تاکید شده است که هدف از قیمومیت این سرزمین ها توسعه و پیشرفت سکنه آنها و آماده ساختن این سرزمین ها برای استقلال است و در اجرای این هدف بسیاری از سرزمین های تحت قیمومیت تاکنون استقلال یافته و به عضویت سازمان ملل متحد در آمده اند.
2- شیخ عزالدین قسام (۱۸۸۲-۱۹۳۵)، رهبر یکی از اولین گروه های مبارز اسلامی فلسطین، طی عملیاتی علیه نیروهای اشغالگر انگلیسی در جنگ های یعبد واقع در شهر جنین به شهادت رسید.
3- قتل عام دیر یاسین در نهم آوریل ۱۹۶۸ به دست گروه های تروریستی و با رهبری مناخیم بگین و اسحاق شامیر به وقوع پیوست . طی این کشتار ۲۶۵ فلسطینی اعم از زن و کودک به خاک و خون کشیده شدند.
4- کوثری، مسعود (۱۳۸۹)، «تحلیل مقایسه ای کیفی در علوم اجتماعی»، دو فصلنامه نامه علوم اجتماعی، شماره ۳۱، پاییز، ص۱۶۶
5- غفاری، غلامرضا (۱۳۸۸)، «منطق پژوهش تطبیقی»، فصلنامه مطالعات اجتماعی ایران، سال سوم، شماره 4 (پیاپی ۸)، زمستان، صص ۹۹-۱۱۹
6- امام موسی صدر، مرجع دینی و سیاسی که پس از هجرت از ایران به لبنان، مجلس اعلای شیعیان لبنان و جنبش امل را تأسیس کرد و رهبری فکری و سیاسی شیعیان این کشور را عهده دار شد. او در ۹ شهریور ۱۳۵۷، طی سفری رسمی به لیبی به دعوت معمر قذافی، ناپدید شد.
7- جنبش آمل به رهبری نبیه بری یکی از دو حزب عمده شیعه در لبنان است که در سال ۱۹۷۶ توسط امام موسی صدر پایه گذاری شد.
8- کشتار صبرا و شتیلا طی دو روز 16 تا ۱۸ سپتامبر ۱۹۸۲ میلادی و در طول جنگ داخلی لبنان توسط، شبه نظامیان فالانژ به انتقام ترور بشیر جمیل، رهبر حزب فالانژ و رئیس جمهور وقت لبنان از فلسطینیان، به دو اردوگاه صبرا و شتیلا حمله کردند و بین ۷۰۰ تا 3500 نفر از فلسطینیان بیشتر غیرنظامی قتل عام کردند.
9- نقطه آغاز انتفاضه زمانی بود که کامیون های اسرائیلی، کارگران فلسطینی را از محل کارشان به نوار غزه انتقال می دادند در حالی که این کامیون ها در مقابل یکی از ایست های بازرسی ارتش اسرائیل توقف کرده بودند، یک کامیون نظامی اسرائیلی به سوی آنها حمله کرد که باعث کشته شدن 4 تن از این کارگران و زخمی شدن ۷ تن دیگر از اهالی اردوگاه جبالیا در نوار غزه شد و راننده کامیون نظامی از محل متواری شد.
10- در ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۰، آریل شارون، نامزد حزب لیکود برای تصدی نخست وزیری اسرائیل در راستای تأکید بر اصل معرفی بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل با پیشتیبانی دو هزار نیروی نظامی وارد مسجدالاقصی شد.
11- حسن بیگی، محمدحسین، «انتفاضه دوم»، پایگاه مطالعات خاورمیانه و فلسطین.
12- حورانی، فیصل، نشأة الحرکة الوطنیة الفلسطینیة وتطورها حتى نهایة القرن العشرین، کتاب محرر، غزة: المرکز القومی للدراسات والتوثیق.
13- همان
14- Wiktorowicz, Quintan (2004), Islamic Activism: A Social Movement Theory Approach, Bloomington: Indiana University Press.p131
15 - Matas, David (2005), Aftershock: Anti-Zionism and Anti Semitism, Toronto: Dundurn Press Ltd.p227
16- Norton, Augustus R. (2007), Hezbollah: A Short History,Princeton, New Jersey: Princeton University Press.p32
15 - Matas, David (2005), Aftershock: Anti-Zionism and Anti Semitism, Toronto: Dundurn Press Ltd.p227
16- Norton, Augustus R. (2007), Hezbollah: A Short History,Princeton, New Jersey: Princeton University Press.p32
17- دیوسالار، مجید، «تاریخچه و عملکرد حزب الله لبنان و نقش انقلاب انا اسلامی ایران »، پگاه حوزه، یازدهم شهریور ۱۳۸۵، شماره ۱۹۰، ص ۹
-18 Harik, Judith Palmer (2005), Hezbollah: The Changing Face of Terrorism, New York: I. B. Tauris p 195
19- Ronczkowski, Michael (2006), Terrorism and Organized Hate Crime: Intelligence Gathering, Analysis, and Investigations,Philadelphia: CRC Press.p214
20- کمالیان، محسن و رنجبر کرمانی، علی اکبر، عزت شیعه: گزارشی از مبارزات و مجاهدات آیت الله امام سید موسی صدر در احیای حرکت اسلامی لبنان، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علامیه قم، مرکز انتشارات19- Ronczkowski, Michael (2006), Terrorism and Organized Hate Crime: Intelligence Gathering, Analysis, and Investigations,Philadelphia: CRC Press.p214
ص ۲۰۸
21- دیوسالار، مجید، «تاریخچه و عملکرد حزب الله لبنان و نقش انقلاب انا اسلامی ایران »، پگاه حوزه، یازدهم شهریور ۱۳۸۵، شماره ۱۹۰ص ۹
22- همان
23- خبرگزاری فارس، «تاریخچه جنبش جهاد اسلامی فلسطین»، ۱۳ دی.
24- 29 اکتبر ۱۹۹۵ زمانی که شقاقی از کنفرانس لیبی به جزایر مالت وارد شد، مقابل هتل محل اقامتش از سوی دو موتور سوار وابسته به موساد هدف قرار گرفته و کشته شد.
25- محمدی، محمدی، «انقلاب»، پایگاه پژوهشکده باقرالعلوم(علیه السلام).
26- همان
27- همان
28- زرشناس، شهریار، واژه نامه فرهنگی سیاسی، تهران: کتاب صبح، صص۹۳-۹۵
29- شریفیان، محسن، «نهضت های آزادیبخش ملی».
30- نگاه، «نقش سازمان های اطلاعاتی و جاسوسی در تأمین امنیت و اطلاعات»، هفته نامه بابل نامه، دهم خرداد، شماره 67.
31- همان
منابع:
1- جعفری ولدانی، اصغر (۱۳۸۳)، «اسلام گرایی در فلسطین و زمینه های آن»،پژوهش حقوق، شماره 1، بهار و تابستان.
2- حسن بیگی، محمدحسین (۱۳۸۹)، «انتفاضه دوم»، پایگاه مطالعات خاورمیانه و فلسطین.
۳- حورانی، فیصل (۲۰۰۰)، نشأة الحرکة الوطنیة الفلسطینیة وتطورها حتى نهایة القرن العشرین، کتاب محرر، غزة: المرکز القومی للدراسات والتوثیق.
4- خبرگزاری فارس (۱۳۸۷)، «تاریخچه جنبش جهاد اسلامی فلسطین»، ۱۳ دی
۵- دیوسالار، مجید (۱۳۸۵)، «تاریخچه و عملکرد حزب الله لبنان و نقش انقلاب انا اسلامی ایران »، پگاه حوزه، یازدهم شهریور ۱۳۸۵، شماره ۱۹۰.
6- زرشناس، شهریار (۱۳۸۳)، واژه نامه فرهنگی سیاسی، تهران: کتاب صبح.
۷- شریفیان، محسن (۱۳۸۹)، «نهضت های آزادیبخش ملی».
۸- الصایغ، یزید (۱۹۹۷)، «بین الدولة فی المنفى والدولة المنقوصة فی الوطن»، السیاسة الفلسطینیة، العددان ۱۵-۱۹، السنة الرابعة، صیف وخریف.
۹- غفاری، غلامرضا (۱۳۸۸)، «منطق پژوهش تطبیقی»، فصلنامه مطالعات اجتماعی ایران، سال سوم، شماره 4 (پیاپی ۸)، زمستان.
۱۰- غفاری فر، حسن (۱۳۸۷)، «سلسه صلح های تحمیلی برای حذف تدریجی هویت فلسطینی ۲۰۰۷–۱۹۷۸»، فصلنامه علوم سیاسی، شماره 4، زمستان.
۱۱- کمالیان، محسن و رنجبر کرمانی، علی اکبر (۱۳۷۷)، عزت شیعه: گزارشی از مبارزات و مجاهدات آیت الله امام سید موسی صدر در احیای حرکت اسلامی لبنان، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علامیه قم، مرکز انتشارات
۱۲- کوثری، مسعود (۱۳۸۹)، «تحلیل مقایسه ای کیفی در علوم اجتماعی»، دو فصلنامه نامه علوم اجتماعی، شماره ۳۱، پاییز.
۱۳- محمدی، محمدی (۱۳۸۹)، «انقلاب»، پایگاه پژوهشکده باقرالعلوم(علیه السلام).
14 - الندوة الفکریة السیاسیة (۲۰۰۰)، خبرات الحرکة السیاسیة الفلسطینیة فی القرن20، کتاب محرر، غزة: المرکز القومى للدراسات والتوثیق.
15- نگاه (۱۳۸۹)، «نقش سازمان های اطلاعاتی و جاسوسی در تأمین امنیت و اطلاعات»، هفته نامه بابل نامه، دهم خرداد، شماره 67.
16- هلال، جمیل (۲۰۰۶)، التنظیمات والأحزاب السیاسیة الفلسطینیة: بین مهام الدیمقراطیة الداخلیة والدیمقراطیة السیاسیة والتحرر الوطنی، رام الله: مواطن المؤسسة الفلسطینیة لدراسة الدیمقراطیة.
17- Harik, Judith Palmer (2005), Hezbollah: The Changing Face of Terrorism, New York: I. B. Tauris.
18- Matas, David (2005), Aftershock: Anti-Zionism and Anti Semitism, Toronto: Dundurn Press Ltd.
19- Norton, Augustus R. (2007), Hezbollah: A Short History,Princeton, New Jersey: Princeton University Press.
20- Pappe, Ilan (2004), A History of Modern Palestine: One Land, Two Peoples, Cambridge: Cambridge University Press.
21- Ronczkowski, Michael (2006), Terrorism and Organized Hate Crime: Intelligence Gathering, Analysis, and Investigations,Philadelphia: CRC Press.
22- Wiktorowicz, Quintan (2004), Islamic Activism: A Social Movement Theory Approach, Bloomington: Indiana University Press.
18- Matas, David (2005), Aftershock: Anti-Zionism and Anti Semitism, Toronto: Dundurn Press Ltd.
19- Norton, Augustus R. (2007), Hezbollah: A Short History,Princeton, New Jersey: Princeton University Press.
20- Pappe, Ilan (2004), A History of Modern Palestine: One Land, Two Peoples, Cambridge: Cambridge University Press.
21- Ronczkowski, Michael (2006), Terrorism and Organized Hate Crime: Intelligence Gathering, Analysis, and Investigations,Philadelphia: CRC Press.
22- Wiktorowicz, Quintan (2004), Islamic Activism: A Social Movement Theory Approach, Bloomington: Indiana University Press.
منبع: مقاومت اسلامی در گستره سیاست جهانی، به اهتمام مهدی ذو الفقاری، نویسنده: حسین آجورلو، انتشار بنیاد فرهنگی صبح قریب با همکاری اسوه، 1391ش، صص 164-133