ز ما بودي، جدا بودن روا نيست

ز ما بودي، جدا بودن روا نيست شاعر : اوحدي مراغه اي يکي گفتي، دويي کردن سزا نيست ز ما بودي، جدا بودن روا نيست که نقش از نقشبند خود جدا نيست وجود خود ز ما خالي مپندار که غير ار خواجه چيزي در سرا نيست سرايي ساختي اندر دماغت که درد خويش بيني را دوا نيست بنه تن بر هلاک، از خويش بيني غلط کردي که: بي ما رهنما نيست چو خودرايان به خود جستي تو، مارا مبر نامش، که مرغ اين هوا نيست کسي کو از هواي خويش بگذشت به جايي بايدت رفتن که جا نيست اگر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
ز ما بودي، جدا بودن روا نيست
ز ما بودي، جدا بودن روا نيست
ز ما بودي، جدا بودن روا نيست

شاعر : اوحدي مراغه اي

يکي گفتي، دويي کردن سزا نيستز ما بودي، جدا بودن روا نيست
که نقش از نقشبند خود جدا نيستوجود خود ز ما خالي مپندار
که غير ار خواجه چيزي در سرا نيستسرايي ساختي اندر دماغت
که درد خويش بيني را دوا نيستبنه تن بر هلاک، از خويش بيني
غلط کردي که: بي ما رهنما نيستچو خودرايان به خود جستي تو، مارا
مبر نامش، که مرغ اين هوا نيستکسي کو از هواي خويش بگذشت
به جايي بايدت رفتن که جا نيستاگر زان بي‌نشان جويي نشاني
طلب کن سدره‌اي، کش منتها نيستدرين بستان ز بهر سايه‌ي سرو
که چون واقف شوي غير از خدا نيستمبين، اي اوحدي، غير از خدا هيچ
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط