ز ما بودي، جدا بودن روا نيست شاعر : اوحدي مراغه اي يکي گفتي، دويي کردن سزا نيست ز ما بودي، جدا بودن روا نيست که نقش از نقشبند خود جدا نيست وجود خود ز ما خالي مپندار که غير ار خواجه چيزي در سرا نيست سرايي ساختي اندر دماغت که درد خويش بيني را دوا نيست بنه تن بر هلاک، از خويش بيني غلط کردي که: بي ما رهنما نيست چو خودرايان به خود جستي تو، مارا مبر نامش، که مرغ اين هوا نيست کسي کو از هواي خويش بگذشت به جايي بايدت رفتن که جا نيست اگر...