جهان از باد نوروزي جوان شد شاعر : اوحدي مراغه اي زمين در سايهي سنبل نهان شد جهان از باد نوروزي جوان شد مگر گل فتنهي آخر زمان شد؟ قيامت ميکند بلبل سحرگاه زمين گويي به صورت آسمان شد ز رنگ سبزه و شکل رياحين بنفشه خاک پاي ارغوان شد صبا در طرهي شمشاد پيچيد که در وقتي دگر صوفي توان شد بهار آمد، بيا و توبه بشکن تو پنداري بهشت جاودان شد ز رنگ و بوي گل اطراف بستان که او آشفتهي روي فلان شد وليکن اوحدي را برگ گل نيست ...