اي رخت خرم و دهانت خوش شاعر : اوحدي مراغه اي وآن نظر کردن نهانت خوش اي رخت خرم و دهانت خوش شيوهي چشم ناتوانت خوش روش قد نازنينت خوب به رخم در نگر که جانت خوش! وصل آن رخ به جان همي طلبم تا ببينيم جاودانت خوش يارب، آن پرده کي براندازي؟ ميوه شيرين و استخوانت خوش به دهن ميوهي بهشتي تو سود کي کردم؟ اي زيانت خوش چند گويي: زيان کني از من؟ دست خود کرده در ميانت خوش کي ببينيم تنگ چون کمرت؟ با سر زلف دلستانت خوش باز ما را دليست آشفته...