آن کمان ابرو به تير انداختن شاعر : اوحدي مراغه اي عالمي را صيد خواهد ساختن آن کمان ابرو به تير انداختن آخرم خواهد چو تير انداختن چون کمان در خود کشيد اول مرا لشکر حسنش به اول تاختن تاختن خواهد گرفتن بيسخن سر که من دارم بخواهم باختن او نميدانم چه سر دارد؟ ولي وانگهي حق وفا نشناختن زان پري چندين جفا نيکو نبود کي توان بيآتشي بگداختن؟ هم ز دردي شد چنين لاغر تنم نيست تدبير تو الا ساختن اوحدي، چون دوست ميسوزاندت ...