دل دادم و کار برنيامد

دل دادم و کار برنيامد شاعر : خاقاني کام از لب يار برنيامد دل دادم و کار برنيامد در خط شد و کار برنيامد با او سخن از کنار گفتم اکنون که کنار برنيامد دل گفت حديث بوسه ميکن گفتم دو سه بار برنيامد در معني بوسه‌ي تهي هم نقدي به عيار برنيامد بس کردم ازين سخن که چندان جز من به شمار برنيامد از هرکه به کوي او فروشد يک ذره غبار برنيامد در راه غمش دواسبه راندم خاقاني وار بر نيامد مقصود نيافت هر که در عشق
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
دل دادم و کار برنيامد
دل دادم و کار برنيامد
دل دادم و کار برنيامد

شاعر : خاقاني

کام از لب يار برنيامددل دادم و کار برنيامد
در خط شد و کار برنيامدبا او سخن از کنار گفتم
اکنون که کنار برنيامددل گفت حديث بوسه ميکن
گفتم دو سه بار برنيامددر معني بوسه‌ي تهي هم
نقدي به عيار برنيامدبس کردم ازين سخن که چندان
جز من به شمار برنيامداز هرکه به کوي او فروشد
يک ذره غبار برنيامددر راه غمش دواسبه راندم
خاقاني وار بر نيامدمقصود نيافت هر که در عشق
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط