مسیر جاری :
رازداری سازمانی و حفظ اسرار همکاران؛ امانت اطلاعات در محیط کار
تبریک و تسلیت به همکاران؛ نقش همدلی در افزایش بهرهوری
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در کشور مصر؛ از فرصتهای سرمایهگذاری اقتصادی تا چالشهای نهادی
روش محاسبه قیمت طلا برای فروش: فرمول ساده با مثال
اسکرول های بی پایان با روح و روان ما چه می کند؟
کارهایی که زمان سیل نباید انجام دهیم
هر آنچه باید درباره روانشناسی زرد بدانید
قبل از خرید لوازم التحریر به چه نکاتی توجه کنیم؟
راهکارهای ترویج حجاب؛ ضمانت اجرا
راهکارهای ترویج حجاب؛ آسانسازی انتخاب
فال حافظ
متن کامل زیارتنامه امام زاده صالح علیه السلام + صوت و ترجمه
دل از من برد و روی از من نهان کرد
چند داستان عبرت آموز پیرامون عاقبت شوم رابطه با نامحرم
پیش شماره شهر های استان گیلان
طریقه خواندن نماز شکسته و نیت آن
متن کامل سوره مزمل با خط درشت + صوت و ترجمه
ختم سوره کوثر در روز چهارشنبه چگونه است؟
طریقه خواندن نماز امام علی(ع) برای گرفتن حاجت
هنگام اذان، چه دعاهایی مستحب است که زمزمه شود؟
متون ادبی
گمارده
از خواب بیدار شد ... پیشانیاش خیس عرق شده بود. از جا بلند شد و زیر نور ماه به حیاط رفت و کوزه آب را برداشت، چند جرعه آب خورد، نفس
متون ادبی
فرات سر درگریبان
حماسه از چشمهای تو آغاز میشود در روزی داغ و خون آلود.
رشادت یعنی تو؛ وقتی که در رکاب پدر، تار و پود حادثه را شمشیر میزدی.
متون ادبی
يعني که جهان بي تو پُر از پوچي محض است.
با يادت اي سپيده چه شب ها که داشتيم در باغت اي اميد چه گل ها که کاشتيم عمري در آرزوي تو بوديم و پير شد آن طفل انتظار که بر در گماشتيم بر دفتر زمانه به عنوان خاطرات هر صفحه را به خون شهيدي نگاشتيم
متون ادبی
مخلصانه کار کردن سخت است آقا...
شب از نيمه گذشته است و نسيم خنکي که دارد از زير پرده توري پنجره مي خزد روي چشم هاي خسته ام، صداي مناجاتي را آورده با خودش، که حتم، از مسجد محل، بلند است. صدا، هوايي ام کرده است و يادم آورده است مناجات...
متون ادبی
در انتظار نور
بهار از ازل ناگفته در تبعيد نزديك است بيا زانو بزن قصر تر جمشيد نزديك است صدا كن خواب هاي بي سرانجام خلايق را شب از نيمه گذشته، رونق خورشيد نزديك است هزاران صبر، دندان بر جگر ساييد طفل عشق به گوشش سال...
متون ادبی
بهاريه هاي انتظار
امسال هم تمام شد و مثل هميشه، روسياهي زمستانش به زغال ماند. باز هم ما مانديم و چشم انتظاري بهار، اما راستي بهار و تحويل فصل و سال و تقويم، بي حضور بهار آفرين موعودمان، صفا و اصلاً معنايي دارد؟ به همين...
متون ادبی
گلستانه
بيا كه بيگل رويت بهار ميميرد دل خزان زده در انتظار ميميرد تويي قرار دل بيقرار مشتاقان بيا وگرنه دل بيقرار ميميرد تمام جادّه گرفته غبار غيبت تو بيا كه بيتو دلم در غبار ميميرد صفا نمانده به آيينة...
متون ادبی
اَللّهُمَّ اَرِنِي الطَّلْعَه الرَّشيدَه...
اي آفريدگار صبح! در جشن باشكوه روزي كه آغاز مي شود، و در تمام روزهايي كه شيريني نام تو، بر لبانم مي نشيند، من عهد ديرينه ي خويش را با صاحب صبح و امام عصر تازه مي كنم و دست بيعتم را در زلال دستانش معطر...
متون ادبی
راستش را به ما نگفتند...
کاغذين جامه به خوناب بشويم که فلک
رهنمونيم به پاي علم دار نکرد
دل به اميد صدايي که مگر در تو رسد
ناله ها کرد در اين کوه که فرهاد نکرد
راستش را به ما نگفتند يا لااقل همه راست را به ما نگفتند.
گفتند:...
متون ادبی
آينه هاي پر از فواره
ايوان پر از بوي خورشيد است. خورشيد آمده است در ايوان و موهاي طلايي اش را شانه مي کند. جوجه هاي رنگي ام در ايوان جيک جيک مي کنند و آفتاب را بو مي کنند. خدايا! احساس مي کنم ايوان خانه، بهترين جا براي راز...