پنداری که یک شبح می‌تواند بنویسد
«وان ویک بروکس» منتقد عالیقدر امریکایی به هنگامی که جوان بود و جنگ (که آن وقت منحصر به اروپا بود) تازه درگرفته بود در مقاله‌ای اصطلاحات کاملاً...
شنبه، 21 شهريور 1394
ادبیات در آستانه‌ی جنگ بزرگ
بی شاعر و نمایشنامه نویس صحنه‌ی ادب اتریش و آلمان سالیان پیش از جنگ برهنه می‌نماید. حتی توماس مان، اگرچه بودن بروکس و مرگ در ونیز را در پشت سر...
شنبه، 21 شهريور 1394
نخستین نوبلیست‌های ادبیّات
اینک دشواری کار روشن است. این سالها پر است از نویسنده و آکنده از کتاب، و بیگمان بی اعتنائی به کثیری و توجه به گروهی قلیل، انصراف از نقد نسبی...
شنبه، 21 شهريور 1394
شیر و روباه و گرگ
... در یک روز از روزهای خدا، شیر سلطان جنگل به همراه گرگ و روباه که خدمتگزارانش بودند برای شکار به کوه و دشت رفتند و با یکدیگر تمام کوهها و دشتها...
شنبه، 21 شهريور 1394
مرد فقیر و گنج پنهان
در روزگاران بسیار دور و در یکی از شهرهای دور، فقیری زاهد و بسیار درمانده زندگی می‌کرد که هیچ چیزی در این دنیا برای خود نداشت. او نه جایی برای...
شنبه، 21 شهريور 1394
علم نیمه کاره
... در روزگار گذشته برخی از علوم مثل حکمت و یا منطق رونق بیشتری داشتند و علاقمندان نیز به تحصیل و فراگیری آن رغبت بیشتری نشان می‌دادند. در آن...
شنبه، 21 شهريور 1394
زشت و زیبا
... در روزگاران گذشته پادشاهی بود که علاقه بسیار زیادی به شکار داشت و هر وقت فراغتی بدست می‌آورد با همراهی بعضی از نزدیکان و دوستان خود برای...
شنبه، 21 شهريور 1394
درخت مراد
... در روزگاران پیشین و در زمانهای قدیم در شهری از شهرها درخت بزرگ و بلندی بود با شاخه‌ها و برگهای بسیار زیاد و با تنه خیلی کلفت که اگر شش هفت...
شنبه، 21 شهريور 1394
دزد و ساس
... روزی یک دزد می خواست که به خانه یک فرد ثروتمند دستبرد بزند و تمام اموال او را بدزدد. او در فکرش نقشه ها می کشید و حیله ها بکار می‌برد و با...
شنبه، 21 شهريور 1394
سه دزد حریص
... در روزگاران گذشته سه دزد برای دزدی کردن از مال مردم با هم شریک شدند. آنها اموال مردم را مانند بسیاری از دزدان با هم می‌دزدیدند و برای دزدیدن...
شنبه، 21 شهريور 1394
پیاده و سواره
... در زمانهایی نه چندان دور در یک شهر قدیمی مردی پیراهن فروش زندگی می کرد. آن مرد کارش به این صورت بود که هر روز مقداری پیراهن را از این شهر...
شنبه، 21 شهريور 1394
آهو و موش و عقاب
... آورده اند که در زمانهای دور در جنگلی که بسیار پردرخت و پر میوه و سبز بود، صیادی هر چند وقت یکبار برای گسترانیدن دام و گرفتن حیوانات مورد...
شنبه، 21 شهريور 1394
دزدان طمعکار
این سه راهزن شریک، سالها در کمین کاروانها می‌نشستند و به اکثر آنها دستبرد می‌زدند و مال و اموال آنها را به غارت می‌بردند و بین خود تقسیم می‌کردند....
شنبه، 21 شهريور 1394
شغال خرسوار
حکایت می‌کنند که شغالی در کنار باغی لانه ای داشت و هر روز از سوراخ باغی که مجاور به لانه اش بود وارد آن می‌شد و از میوه های باغ سیر می‌خورد،...
شنبه، 21 شهريور 1394
انوشیروان و پیرمرد
... حکایت کنند که در زمانهایی نه چندان دور و در عصر سلطنت انوشیروان دادگر! روزی انوشیروان پادشاه ایران زمین و همراهان و ملازمان وی به همراه خدمه‌اش...
شنبه، 21 شهريور 1394
بیوه زن و عمرابن الخطاب
... زیدبن اسلم می‌گوید: شبی با عمربن الخطاب خلیفه مسلمین در خارج از شهر می‌گشتیم و با هم مشغول صحبت بودیم و در هنگام قدم زدن، درباره مسائل روز...
پنجشنبه، 19 شهريور 1394
قاضی و عضدالدوله
... در سلسله دیلمیان، پادشاهی زیرک تر و باهوش تر از عضدالدوله نبود. او پادشاهی بود دادگر و بسیار زیرک و با ذکاوت که در کارها همیشه با تفکر و...
پنجشنبه، 19 شهريور 1394
وزیر بهرام گور
چنین حکایت کرده‌اند که وقتی زمان پادشاهی بهرام گور رسید او وزیری را برای خود انتخاب کرد و همه امور مملکت را به دست وی سپرد. نام وزیر او را راست...
پنجشنبه، 19 شهريور 1394
مرد مسافر و جواهر فروش
... در روزگاران گذشته در یکی از شهرها چند نفر شکارچی به شکار کردن حیوانات جنگلی و صحرائی مشغول بودند و بدین طریق روزگار خود را می‌گذراندند. آنها...
پنجشنبه، 19 شهريور 1394
داستان شیر و شتر
... در روزگاران بسیار قدیم در جنگلی شیری و گرگی و شغالی و کلاغی در جوار هم زندگی می کردند. هر زمانی که شیر حیوانی را شکار می‌کرد، خودش قسمتی...
پنجشنبه، 19 شهريور 1394