

فرهنگ عاشورا(17)
مخالفان بيعت با يزيد
«ويحك!اتامرنى ببيعة يزيد و هو رجل فاسق؟»[3](آيا مرا به بيعت مردى فاسق چون يزيدفرا مىخوانى؟)سيد الشهدا«ع»بيعت با يزيد را به معناى قبول سلطه جور و رضا دادن بههدم اسلام مىديد.از اين رو و براى نجات اسلام و امت از حكومت فاسقان،بيعت نكردو سفر مكه، سپس راه كربلا را در پيش گرفت.
*********
مداح، مداحى، ذاكر
«جامعه مداح و ذاكر و ستايشگران اهل بيت،طبقهاى هستند كه در سايه اين روش،بيشترين تاثير را در تعميق فرهنگ و معارف اسلامى در ذهن مردم دارند...قضيه،فقطقضيه شعر خوانى نيست.مساله،مساله پراكندن مدايح و فضايل و حقايق در قالبى است كهبراى همه شنوندگان، قابل فهم و درك باشد و در دل آنها تاثير بگذارد.»[8]مداحان،به لحاظ آنكه كارشان بر عنصر«صدا»،«شعر»،«اجرا»و«مخاطب»متكىاست،بايد هر چه بيشتر نسبت به آموزش ديدنهاى لازم،پختگى اجرا،تمرين پيوسته،گزينش شعرهاى خوب و پر معنى و زيبا و بديع و ولايى،مطالعه مقتلهاى معتبر و منابعتاريخى،تكيه روى اشعار و مطالب اخلاقى،فكرى و عقيدتى،پرهيز از غلو و مبالغه وگفتن حرفهاى اغراق آميز و غير قابل قبول كه اثر منفى دارد، اهتمام ورزند،از دروغ وتصنع و بازارگرمى بپرهيزند،خلوص و صداقت و مناعت طبع را فراموش نكنند،نوكرىابا عبد الله الحسين و اخلاص نسبت به آن حضرت را از ياد نبرند و از آنجا كه شعر خوباز نظر مضمون،قالب و تعبير،در دلها و افكار،تاثير ماندگار مىگذارد،در شناخت ومطالعه و انتخاب شعرهاى پخته و عميق و زيبا بكوشند تا بهتر بتوانند در اين سمت،بهترسيم چهره الگوهاى كمال و اسوههاى پاكى،يعنى معصومين«ع»بپردازند و خود نيزالگوى اخلاق و تعهد باشند.رسالت مقدس مداحان در عصر حاضر عبارتست از:
-استفاده شايسته از عواطف پاك مردم و جهت دادن به آنها در مسير پاكى وتهذيب و تقوا.
-تعميق محبتها و عشقهاى درونى به انسانهاى اسوه و پاك.
-روشنگرى افكار جامعه و هدايت به ارزشها و خوبيها و تقويت ايمان مردم.
-حفظ و اشاعه فرهنگ شهادت از طريق ياد شهداى كربلا و شهداى انقلاب وجنگ و طرح معارف اسلام و انقلاب و خط امام و رهبرى و مسؤوليتهاىاجتماعى.
*********
مدايح و مراثى
1-محتواى اشعار،بايد از متانت،دقت،اعتبار و استناد برخوردار باشد و ازحرفهاى سست و بىمدرك،يا دروغ و جعليات و مطالب ضعيف و احيانا وهنآميز نسبت به معصومين،بشدت بايد پرهيز كرد.
2-از آنجا كه شعر مدح و مرثيه،عامل انتقال فرهنگ است،بايد سطح آن بالا وارزشمند و عميق باشد تا به جامعه اسلامى و هواداران ائمه،بينش و بصيرت وعمق در فهم و فكر بدهد.
3-اشعار مراثى و مدايح،در عين حال كه بايد استوار و محكم باشد،نبايد چنانمغلق و پيچيده شود كه براى شنوندگان و خوانندگان،گويايى و رسايى خود رااز دست بدهد و نتواند با عامه خلق،ارتباط برقرار كند.
4-به بهانه دينى و مذهبى بودن شعر مدح و مرثيه،نبايد اجازه داد كه شعرهاىضعيف و سست و فاقد قوت ادبى و صلاحيتشعرى رواج يابد.مدايح ومراثى،بايد در نهايت قوت شعرى باشد،آنگونه كه در آثار بزرگان پيش كسوتعصر ائمه و دورههاى بعد،در مرثيه ديده مىشود.
5-شاعران مديحه سرا و مرثيه سرا،بايد با درك اهميت و والايى مكانتخويش،در حد مطلوب خلوص و تقوا و مناعت طبع و ثبات قدم و عقيده و عشق وولاى به اهل بيت عصمت باشند و بدانند كه شجره نامه آنان به كميتها ودعبلها مىرسد و اگر بخواهند مشمول دعاى ائمه«ع»باشند،بايد شايستگىفكرى و خطى و عملى و اخلاقى آن را در خويش فراهم آورند.
6-شاعر اهل بيت،بايد هميشه با توجه به زمان و مكان و شرايط،رسالت اجتماعىو تعهد شيعى خود را به اثبات برساند و سرودههايش داراى«پيام»و«جهت» باشد.
7-خوب سرودن در باره ائمه«ع»،نياز به غناى فكرى و معلومات عميق شاعردارد.بنابر اين شاعران مرثيه سرا بايد بشدت اهل مطالعه در متون و منابع باشندو شور و شعور را در شعر خويش در آميزند و پخته،پر مطلب و مايهداربسرايند.[17]
*********
مراحل نهضت عاشورا
1-امتناع امام حسين«ع»از بيعت با يزيد و به رسميت نشناختن حكومت وى.دراين مقطع، فراخوانى امام از سوى والى مدينه،گفتگوهاى امام با والى و نيز بامروان قابل مطالعه است.
2-خروج از مدينه به سوى مكه به شكل هجرتى شبانه و مخفيانه،همراهاهل بيت«ع».
3-اقامت چهار ماهه امام در مكه،همراه با سخنرانيها،ديدارها،تبليغات مؤثر وروشنگرى اذهان مردم عليه يزيد و امويان و تبيين علت امتناع از بيعت و هدفاز اين حركت.
4-اعزام نماينده ويژه خود(مسلم بن عقيل)به كوفه،براى زمينهسازى نهضت وبيعت گرفتن از شيعيان هوادار،جهت تشكيل حكومت اسلامى،به دنبالدريافت نامهها و طومارهاى مكرر از سوى كوفيان و سران شيعه و سرانجامقيام مسلم و شهادتش در كوفه و دگرگونى اوضاع شهر.
5-حركت از مكه به سوى عراق و پيمودن منزلگاهها،برخوردهاى ميان راه،خطبهها،توقفها، پيگرى اخبار كوفه،ملاقات با حر.
6-رسيدن به سرزمين كربلا و قرار گرفتن در محاصره نيروهاى دشمن،پيش ازرسيدن به كوفه در دوم محرم،تلاش چند روزه براى جلوگيرى از درگيرى و خونريزى.
7-شهادت امام حسين«ع»و فرزندان و بستگان و اصحابش در حماسه بزرگ روزعاشورا در حمله عمومى و در نبرد تن به تن با دشمن.
8-اسارت اهل بيت و بهرهبردارى تبليغى امام سجاد«ع»و حضرت زينب و عترتپيامبر از شهادت عاشوراييان و رساندن پيام شهادت به مردم،افشاگرى اسرا دركوفه،شام و در طول اسارت،با ايراد خطبهها و سخنان مختلف.
9-پس از بازگشت به مدينه،مجالس ياد و سوگوارى،گريهها و ندبهها و رسواشدن يزيديان و آغاز حركتهاى ضد حكومت در شهرها و مناطق مختلف.
مراحل ديگرى از نهضت كربلا در سالهاى بعد اتفاق افتاد و قيامهاى توابين وديگران بر ضد حكومت اموى از آن جمله بود.در يك نگاه،همه نهضتهاىعدالتخواهانه و ظلم ستيز كه در طول تاريخ و با الهام از شهادت امام حسين«ع»
و حادثه عاشورا پديد آمده و خواهد آمد،از مراحل نهضت عاشورا در امتدادتاريخى آن به حساب مىآيد،چرا كه آن قيام،تنها براى اعتراض به فسادحكومت اموى و يزيد نبود،بلكه درسى براى احياى آزادگى و شرف در همهزمانها بود.امروز نيز مبارزات عاشورايى مسلمانان متعهد بر ضد استكبارجهانى و طاغوتها،تداوم همان نهضتخونين است.
*********
مراسم و سنتها
عزادارى و گريه بر امام حسين«ع»،نوحهخوانى و مرثيه خوانى،تعزيه و شبيه خوانى،سينه زنى و زنجير زنى و قمه زنى،برپايى مجالس در تكيهها،حسينيهها،خانهها و مساجدو تشكيل هيئتها در ايام محرم،نذر و احسان و صدقه و اطعام مردم براى سيد الشهدا،سقايى و چاى و آب و شربت دادن به مردم،ساختن حسينيه و تكيه،ترك بعضى كارهاىمباح در ايام عاشورا مثل:عروسى،ازدواج،آرايش،تميز كردن و جارو كردن خانه،پرداختنبه كسب و كار و دوخت و دوز و خانه تكانى و...،ياد حسين هنگام نوشيدن آب،پوشيدنلباس سياه،سياهپوش كردن اماكن و گذرگاهها و مساجد و حسينيهها،ماليدن گل برپيشانى و سر،پاشيدن كاه و خاشاك بر سر،راه انداختن دستههاى عزادارى در خيابانها،برپايى مراسم شام غريبان،برگزارى مجالس مقتل خوانى و زيارت عاشورا،نذر براىآوردن كودكان خردسال به ياد على اصغر در دستههاى عزادارى،طشت گردانى،تهيه وآذين بندى توقها و علامتها و نخلها،پختن آش نذرى و سفره انداختن،زيارت رفتن،گراميداشت اربعين امام حسين«ع»،سر برهنه و پاى برهنه بودن در عزاى حسينى بويژهعاشورا و اربعين.
*********
مرثيه جن
ايها القاتلون جهلا حسينا
ابشروا بالعذاب و التنكيل
يا اين شعر:
ايا عين جودى و لا تجمدى
و جودى على الهالك السيد
فبالطف امسى صريعا فقد
رزئنا الغداة بامر بدى
و امثال اينگونه مراثى كه در كتب مقتل و روايات آمده است.[19]شهيد مطهرى در اينباره مىگويد:«در«قمقام زخار»،قسمت زيادى از مراثى جنىها را بصورت شعر نقل كردهاست.بعيد نيست كه اين اشعار سراسر انتقاد و حنين و تحريك احساسات،از طرفعلاقهمندان و شيعيان سروده مىشده است و چون از طرف حكومت وقت،تحت تعقيبقرار مىگرفتند،لذا اشعارى كه مىسرودند به نام جنى منتشر مىكردند كه هم پى گم كردهباشند و هم مردم بهتر حفظ مىكردند.»[20] البته شعرهاى مرثيه از قول جن،غير از گريه وعزادارى ملائك و انبيا و كروبيان در عزاى حسينى است كه رواياتش متفاوت است.
در بارگاه قدس كه جاى ملال نيست
سرهاى قدسيان همه بر زانوى غم است
جن و ملك بر آدميان نوحه مىكنند
گويا عزاى اشرف اولاد آدم است[21]
*********
مروان بن حكم
لعنتشده بود.على«ع»هم روزى به او نگريست و فرمود:واى بر تو و واى بر امت محمداز دست تو و دودمانت،آنگاه كه موى سرت سفيد شود.على عليه السلام او را پرچمدارگمراهى مىدانست.[22].
مروان از افراد سرشناس بنى اميه بود و پس از مرگ معاويه،وليد والى مدينه وقتى نامهيزيد را دريافت كرد كه به او دستور بيعت گرفتن از حسين«ع»داده بود،با مروان مشورتكرد.مروان هم گفت همين شبانه در پى حسين«ع»بفرست و اگر بيعت نكرد،گردن او رابزن و پيوسته او را تحريك مىكرد كه به زور از ابا عبد الله الحسين بيعت بگيرد.[23] نسبت بهسيد الشهدا«ع»كينه شديد داشت.چون پس از احضار امام،قرار بر فرداى آن شب شد،مروان،وليد را تشويق مىكرد كه همين امشب كار را يكسره كن.در راه هم وقتى به امامحسين«ع»برخورد و او را به بيعت فرا خواند،حسين بن على«ع»،كلام معروف خويش«على الاسلام السلام،اذ قد بليت الامة براع مثل يزيد...»را خطاب به او گفت،و ميان امامو آن شيطان كين توز،سخنان تندى رد و بدل شد.[24] مروان بعدها به خلافت رسيد و درسال 65 هجرى،در سن 63 سالگى مرد.[25] از كسانى بود كه نسبت به شيعه سختگيرىمىكرد و چون به حكومت مدينه رسيد، هر جمعه در منبر،على«ع»را لعن و سب مىكرد.[26]
*********
مسلم بن عقيل
مسلم بن عقيل،پسر عموى امام حسين«ع»و مورد وثوق وى بود.رشادت و جوانمردى اومشهور بود.در جنگ صفين،در جناح راست لشكر على«ع»بود.امام حسين«ع»در پاسخبه دعوتنامههاى مكرر شيعيان و سران كوفه،نامهاى خطاب به آنان نوشت و مسلم بنعقيل را بعنوان«برادر،پسر عمو و فرد مورد اطمينان خود»به آنان معرفى كرد.مسلمدر نيمه شعبان از مكه به كوفه رفت،در كوفه به تلاش وسيعى براى دعوت مردم بهبيعت با امام پرداخت.آن زمان والى كوفه نعمان بن بشير بود.حدود 18 هزار نفر با اوبه نفع امام بيعت كردند.در ايام فعاليت و قيام حماسى مسلم،والى كوفه عوض شد و ابنزياد به ولايت كوفه و مقابله با حركت مسلم منصوب گشت.جايگاه مسلم در كوفه پنهانبود.ابن زياد به كمك جاسوسان محل اختفاى او را پيدا كرد و به دستگيرى ميزبانشكه«هانى»بود پرداخت.مسلم به عقيل مجبور شد قيام خويش را پيش از موعد علنى كند.
قصر ابن زياد به محاصره در آمد.
ابن زياد،سران شهر را گرد آورد و آنان را با تهديد و تطميع،مطيع خويش ساخت.باايجاد جو رعب و وحشت و دستگيريها،بيم و هراس بر مردم سايه افكند و از دور مسلمپراكنده شدند. مسلم بن عقيل در كوفه،تنها و غريب و بى پناه ماند.شب به خانه طوعهرفت.جايگاه او براى ابن زياد معلوم شد.نيروهايى فرستاد،مسلم از خانه بيرون آمد و دركوچهها و ميدان شهر،يك تنه با سربازان ابن زياد جنگيد تا آنكه گرفتار شد.او را به قصرابن زياد بردند.پس از گفتگوهاى تندى كه رد و بدل شد،به دستور ابن زياد،او را بالاىقصر برده،سر از بدنش جدا كردند و پيكرش را به زير افكندند.[27]سر مسلم را همراه سرهانى نزد يزيد فرستادند.شهادت مسلم بن عقيل،روز هشتم ذيحجه سال 60(روز عرفه)
بود.قبر مسلم در كوفه است.و در سال 1282 قمرى گنبدش كاشى و ضريحش از نقرهشد و اطراف ضريح،مجلل و آينهكارى گشت.محدث قمى پس از ذكر اعمال مسجدجامع كوفه،نماز و زيارتنامهاى براى حضرت مسلم نقل كرده است.با اين شروع:
«الحمد لله الملك الحق المبين...»[28]
*********
مسلم بن عوسجه اسدى
و مسلمانان با سابقه به شمار مىرفت و از آن حضرت روايت هم كرده است.پارسا،شجاعو سواركارى نامى بود و در فتوحات اسلامى شركت مىكرد و در همه جنگهاىامير المؤمنين«ع»حضور داشت.در كوفه براى حسين بن على«ع»بيعت مىگرفت.
مسلم بن عقيل در برنامه كوتاه مدت نهضت،او را در راس عدهاى از طايفه مذحج و اسدقرار داد.[29] در نهضت مسلم،نقش دريافت پول از هواداران و تهيه سلاح براى نهضت را برعهده داشت.جاسوس«ابن زياد»،به نام«معقل»از همين طريق به مخفيگاه مسلم پى برد.
در كربلا از ياران شجاع و فداكار امام بود.شب عاشورا كه امام از ياران خواست ازتاريكى شب استفاده كرده،از صحنه خارج شوند،يكى از كسانى بود كه برخاست و ضمناعلام وفادارى و مقاومت تا شهادت،گفت:«و الله لو علمت انى اقتل ثم احيى ثم احرق ثماذرى يفعل بى ذلك سبعين مرة ما تركتك فكيف و انما هى قتلة واحدة ثم الكرامة الىالابد.»[30] به خدا قسم اگر هفتاد بار كشته شوم،سوزانده شوم و خاكسترم بر باد رود،هرگزتو را رها نخواهم كرد،تا چه رسد به اينكه اكنون يك بار كشته شدن است،سپس كرامتابدى است.روز عاشورا،رجز مسلم بن عوسجه در مبارزه چنين بود:
ان تسئلوا عنى فانى ذولبد
من فرع قوم فى ذرى بنى اسد
فمن بغانا حايد عن الرشد
و كافر بدين جبار صمد[31]
كه حاكى از بصيرت دينى و دشمن شناسى او و كافر دانستن جبهه مخالف است.سپاهدشمن چون در نبرد تن به تن ياراى جنگيدن با او را نداشتند،او را سنگباران كردند.چونمسلم به زمين افتاد،رمقى در تن داشت كه حسين بن على«ع»و حبيب بن مظاهر خود را بهاو رساندند. امام او را دعا كرد و حبيب چون نزديك او آمد،مسلم او را توصيه نمود كهمبادا حسين«ع»را تنها گذارد.[32]
پی نوشتها:
1- حياة الامام الحسين،ج 2،ص 209.
2- بحار الانوار ج 44،ص 325.
3- موسوعة كلمات الامام الحسين،ص 284.
4- لغت نامه،دهخدا.
5- وسائل الشيعه،ج 10،ص 469.
6- جامع احاديث الشيعه،ج 12،ص 567.
7- صحيفه نور،ج 8،ص 69.
8- ستودگان و ستايشگران،ص 30 و 31.اين كتاب كه مجموعهاى برگرفته از سخنان آية ا... خامنهاى در ديدارهاىمكرر با وعاظ و مداحان و شاعران و...است،بر محور مداحى و روضه خوانى و مرثيه سرايى و...است و براى مداحانو ذاكران و شاعران اهل بيت،نكات بسيار سودمندى دارد،نشر«حوزه هنرى»،1372.
9 -لغت نامه،دهخدا.
10 -لغت نامه،دهخدا.
11- كتاب«ادب الطف»در 10 جلد از جواد شبر،مجموعهاى است كه به بررسى شعرا و اشعار قرن اول تا چهاردهمپرداخته كه پيرامون امام حسين«ع»و حادثه عاشورا سرودهاند.
12- پيشواى صادق،ص 81.
13- ادبيات و تعهد در اسلام،محمدرضا حكيمى،ص 274.
14- وسائل الشيعه،ج 10،ص 467،بحار الانوار،ج 76،ص 291.
15- رجال شيخ طوسى،ص 289.
16- جامع احاديث الشيعه،ج 12،ص 567.در باره شعر دعبل،بويژه قصيده«مدارس آيات»وى،ر. ك:الغدير،ج 2،ص 350.نيز براى آشنايى با زندگى شاعران برجستهاى چون كميت،دعبل، سيد حميرى و...ر.ك:الغدير،ج 2،3 و4.نمونههايى از مرثيههاى شاعران اهل بيت نيز در سفينة البحار،ج 1،ص 509،آمده است.همچنين در بحار الانوار،ج 45،ص 242،(باب ما قيل من المراثى فيه)و عوالم(امام حسين)،ص 543 تا 590.
17- به بحث مستوفا و تحقيقى علامه امينى در باره شعر در تاريخ اسلام و ديدگاه پيامبر و ائمه«ع»و علماى شيعه وجايگاه والاى شعراى متعهد شيعه نزد امامان و برخورد شايسته دين با شعر موضعدار،در«الغدير»،ج 2،ص 2 تا 24مراجعه كنيد.
18- در اين زمينهها،ر.ك:«ستودگان و ستايشگران»،حوزه هنرى.
19- عوالم(امام حسين)،ص 486.
20- از جمله در«بحار الانوار»ج 45،ص 233(باب نوح الجن عليه)،سفينة البحار،ج 1،ص 190.
21- حماسه حسينى،ج 3،ص 375.
22- محتشم كاشانى.
23- الغدير،ج 8،ص 260 تا 267.
24- حياة الامام الحسين،ج 2،ص 250.
25- همان،ص 256.
26- مروج الذهب،ج 3،ص 89.
27- لغت نامه،دهخدا،به نقل از«الاعلام»و«حبيب السير».
28- قضاياى نهضت او و بيعت مردم و شهادتش در بحار الانوار،ج 44،ص 340 به بعد آمده است،نيز زندگينامه او دركتاب«مبعوث الحسين»محمد على عابدين،انتشارات جامعه مدرسين.
29- مفاتيح الجنان،ص 401.
30- انصار الحسين،ص 93.
31- مناقب،ج 4،ص 99.
32- همان،ص 102.