بز زنگوله‌پا

بزی بود زنگوله‌پا، سه بچه داشت: شنگول و منگول و حبه‌ی انگور. هر روز می‌رفت صحرا، علف می‌خورد. سینه‌هاش پر از شیر می‌شدند، برمی‌گشت به بچه‌هاش شیر می‌داد. زنگوله‌پا و بچه‌هاش به خوبی و خوشی زندگی
دوشنبه، 11 ارديبهشت 1396
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
بز زنگوله‌پا
بز زنگوله‌پا

نویسنده: محمدرضا شمس

 
بزی بود زنگوله‌پا، سه بچه داشت: شنگول و منگول و حبه‌ی انگور. هر روز می‌رفت صحرا، علف می‌خورد. سینه‌هاش پر از شیر می‌شدند، برمی‌گشت به بچه‌هاش شیر می‌داد. زنگوله‌پا و بچه‌هاش به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند. یک روز زنگوله‌پا به بچه‌هاش گفت: «شنگول من! منگول من! حبه‌ی انگور من! من دارم می‌رم صحرا. مبادا وقتی نیستم، در رو روی کسی باز کنید!».
بزک‌ها گفتند: «نمی‌کنیم!»
زنگوله‌پارفت. گرگ آمد درِ خانه‌شان، در زد. بزک‌ها گفتند: «کیه در می‌زنه؟»
گرگ گفت: «منم، مادرتون. شیر آوردم براتون».
بچه‌ها گفتند: «نه! تو مادر ما نیستی. صدای مادر ما خیلی قشنگه، اما صدای تو کلفت و ترسناکه».
گرگ صداش را نازک کرد. دوباره در زد و گفت: «منم مادرتون. شیر آوردم براتون».
بزک‌ها گفتند: «اگه راست می‌گی، دستت رو از لای در نشون بده».
گرگ دستش را نشان داد. بچه‌ها گفتند: «نه، نه! تو مادر ما نیستی. دست مادر ما حناییه، تمیزه، قشنگه، اما دست تو سیاهه. ناخن‌هات هم دراز و کثیفه».
گرگ دست‌هاش را حنایی کرد، ناخن‌هاش را گرفت و به بزک‌ها نشان داد.
شنگول و منگول با خوشحالی گفتند: «این مادرمونه».
خواستند در را باز کنند، حبه‌ی انگور نگذاشت. گفت: «اگر تو مادر مایی، سرت رو نشون بده، ببینیم».
گرگ سرش را نشان داد. بزک‌ها گفتند: «نه، نه، تو مادر ما نیستی. مادر ما دو تا شاخ قشنگ داره».
گرگ دو تا شاخه‌ی درخت گذاشت روی سرش و گفت: «من هم شاخ دارم».
شنگول و منگول گفتند: «خودشه، مادرمونه!»
دویدند، در را باز کردند. حبه‌ی انگور قایم شد. گرگ پرید تو، شنگول و منگول را خورد و رفت. زنگوله‌پا که برگشت، دید در باز است. ترسید. به طرف خانه دوید. بچه‌ها را ندید. داد زد: «شنگول! منگول! حبه‌ی انگور! کجایید؟»
حبه‌ی انگور تا صدای مادرش را شنید، بیرون آمد، پرید بغل مادرش و زد زیر گریه. زنگوله‌پا گفت: «گریه نکن! بگو شنگول و منگول کجان؟»
حبه‌ی انگور گفت. زنگوله‌پا عصبانی شد، پرید روی بام. بام به بام رفت، رسید به خانه‌ی روباه. روباه داشت آش می‌پخت. زنگوله‌پا سم‌هاش را محکم به زمین کوبید: «تاپ تاپ تاپ».
روباه با ناراحتی پرسید: «کی تاپ و تاپ و تاپ می‌کنه؟ آشم رو پر از خاک می‌کنه؟»
زنگوله‌پا جواب داد: «منم، منم، بزک زنگوله‌پا. ور می‌جهم دوپا، دوپا. چهار سم دارم روی زمین، دو شاخ دارم توی هوا. کی خورده شنگول من؟ کی خورده منگول من؟ کی می‌آد به جنگ من؟»
روباه جواب داد: «من نخوردم شنگول تو، من نخوردم منگول تو، من نمی‌آم به جنگ تو.»
زنگوله‌پا، دوباره بام به بام رفت تا به خانه‌ی گرگ رسید. گرگ خوابیده بود. زنگوله‌پا سم‌هاش را محکم به زمین کوبید: «تاپ تاپ تاپ».
گرگ از خواب پرید. گفت: «کی داره تاپ و تاپ می‌کنه؟ خونه‌ام رو پر از خاک می‌کنه؟».
زنگوله‌پا گفت: «منم، منم بزک زنگوله‌پا. ور می‌جهم دوپا، دوپا. چهار سم دارم روی زمین، دو شاخ دارم توی هوا. کی خورده شنگول من؟ کی خورده منگول من؟ کی می‌آد به جنگ من؟»
گرگ گفت: «من خوردم شنگول تو، من خوردم منگول تو، من می‌آم به جنگ تو.»
زنگوله‌پا گفت: «بیا کنار چشمه».
گرگ گفت: «برو که اومدم».
زنگوله‌پا یک کیسه شیر و ماست و کره برداشت، رفت پیش دلاک: «آقا دلاک! این‌ها رو بگیر، شاخ‌هام رو تیز کن!»
دلاک گرفت، شاخ‌هاش را تیز کرد. گرگ هم یک کیسه پر از باد برد پیش دلاک. گفت: «این‌رو بگیر، دندون‌هام رو تیز کن.»
دلاک درِ کیسه را باز کرد. باد کیسه خالی شد. با خودش گفت: «ای بدجنس! می‌دونم چی کارت کنم!»
تمام دندان‌های گرگ را کشید و به جاش پنبه گذاشت.
گرگ و بز به طرف چشمه رفتند. زنگوله‌پا گفت: «اول بیا آب بخوریم.»
گرگ گفت: «بخوریم.»
زنگوله‌پا یک قلپ خورد، گرگ یک عالمه. شکمش باد کرد و سنگین شد. زنگوله‌پا گفت: «بجنگیم؟»
گرگ گفت: «بجنگیم.»
عقب رفتند، جلو آمدند و پریدند به هم. گرگ خواست گردن بز را گاز بگیرد، دندان‌هاش ریختند. بز با شاخ‌های تیزش محکم به شکم گرگ زد و پاره‌اش کرد. شنگول و منگول پریدند بیرون. زنگوله‌پا بچه‌هاش را بوسید و با هم به خانه برگشتند.
منبع مقاله :
شمس، محمدرضا؛ (1394)، افسانه‌های این‌ورآب، تهران: نشر افق، چاپ اول.
 
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
تجلیل از ۵۸ نخبه علمی کشور در شصت‌وچهارمین جایزه البرز
تجلیل از ۵۸ نخبه علمی کشور در شصت‌وچهارمین جایزه البرز
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در سوئیس؛ تحلیل آماری بنیادها، هزینه‌ها و مشارکت مردمی
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در سوئیس؛ تحلیل آماری بنیادها، هزینه‌ها و مشارکت مردمی
مفهوم وقف و امور خیریه در سوئیس؛ ساختار بنیادها، انجمن‌ها و شرایط عام‌المنفعه بودن
مفهوم وقف و امور خیریه در سوئیس؛ ساختار بنیادها، انجمن‌ها و شرایط عام‌المنفعه بودن
سقوط پهپاد بمب‌گذاری‌شده رژیم صهیونی در جنوب لبنان
play_arrow
سقوط پهپاد بمب‌گذاری‌شده رژیم صهیونی در جنوب لبنان
افشای سند جنگی دشمن به روایت سیمیاری
play_arrow
افشای سند جنگی دشمن به روایت سیمیاری
جابه‌جایی قلعه ۳۶۰ تنی با نیروی ۱۸۰۰ نفر در ژاپن
play_arrow
جابه‌جایی قلعه ۳۶۰ تنی با نیروی ۱۸۰۰ نفر در ژاپن
سند محرمانه‌ای که از اتاق جنگ دشمن لو رفت
play_arrow
سند محرمانه‌ای که از اتاق جنگ دشمن لو رفت
پزشک قلابی که با سرم بیهوشی وارد خانه‌ها می‌شد!
play_arrow
پزشک قلابی که با سرم بیهوشی وارد خانه‌ها می‌شد!
اژه‌ای: نگوییم نمی‌شود بگوییم می‌شود می‌توانیم و انجام می‌دهیم
play_arrow
اژه‌ای: نگوییم نمی‌شود بگوییم می‌شود می‌توانیم و انجام می‌دهیم
وزیرخارجه سابق آمریکا: نتانیاهو به تصویر اسرائیل در آمریکا و جهان ضربه زد
play_arrow
وزیرخارجه سابق آمریکا: نتانیاهو به تصویر اسرائیل در آمریکا و جهان ضربه زد
پوکر لژیونر ایرانی در لیگ مالزی
play_arrow
پوکر لژیونر ایرانی در لیگ مالزی
آزمایش سیستم چتر نجات رزمی و نظامی هند
play_arrow
آزمایش سیستم چتر نجات رزمی و نظامی هند
سعید اسماعیلی بدون دادن حتی یک امتیاز قهرمان شد
play_arrow
سعید اسماعیلی بدون دادن حتی یک امتیاز قهرمان شد
‏ادعای ترامپ: اگر من نبودم ایران اسرائیل را نابود می کرد
play_arrow
‏ادعای ترامپ: اگر من نبودم ایران اسرائیل را نابود می کرد
بی‌ارزش‌ترین ویدیوهایی که در یوتیوب بازدیدهای میلیونی داشته‌اند!
play_arrow
بی‌ارزش‌ترین ویدیوهایی که در یوتیوب بازدیدهای میلیونی داشته‌اند!