زاهدان را گذاشتيم به جنگ شاعر : اوحدي مراغه اي ما و جام شراب و نغمهي چنگ زاهدان را گذاشتيم به جنگ ني غم مي خوريم و نه ننگ نه پي مال ميرويم و نه جاه نه به انکار دشمنان دلتنگ نه به اقرار دوستان شاديم نه به بويم غره و نه برنگ نه به شاهيم طامع و نه به مير تيغ ظالم شکارشان در چنگ سر مظلوم و آرمان در پيش خورده از ما خسان، به کاسه شرنگ کرده از ما کسان به کيسه شکر سر، بهل تا همي زند بر سنگ آنکه ما را نميهلد در شهر جان دهيم از براي...