زاهدان را گذاشتيم به جنگ

زاهدان را گذاشتيم به جنگ شاعر : اوحدي مراغه اي ما و جام شراب و نغمه‌ي چنگ زاهدان را گذاشتيم به جنگ ني غم مي خوريم و نه ننگ نه پي مال مي‌رويم و نه جاه نه به انکار دشمنان دلتنگ نه به اقرار دوستان شاديم نه به بويم غره و نه برنگ نه به شاهيم طامع و نه به مير تيغ ظالم شکارشان در چنگ سر مظلوم و آرمان در پيش خورده از ما خسان، به کاسه شرنگ کرده از ما کسان به کيسه شکر سر، بهل تا همي زند بر سنگ آنکه ما را نمي‌هلد در شهر جان دهيم از براي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
زاهدان را گذاشتيم به جنگ
زاهدان را گذاشتيم به جنگ
زاهدان را گذاشتيم به جنگ

شاعر : اوحدي مراغه اي

ما و جام شراب و نغمه‌ي چنگزاهدان را گذاشتيم به جنگ
ني غم مي خوريم و نه ننگنه پي مال مي‌رويم و نه جاه
نه به انکار دشمنان دلتنگنه به اقرار دوستان شاديم
نه به بويم غره و نه برنگنه به شاهيم طامع و نه به مير
تيغ ظالم شکارشان در چنگسر مظلوم و آرمان در پيش
خورده از ما خسان، به کاسه شرنگکرده از ما کسان به کيسه شکر
سر، بهل تا همي زند بر سنگآنکه ما را نمي‌هلد در شهر
جان دهيم از براي شاهد شنگننيوشيم پند زاهد خشک
نه به خون کسي کنيم آهنگنه به مال کسي بريم آشوب
نه بر ايينه‌ي کس از ما زنگنه به آيين ما کسي را راه
اوحدي فر و اوحدي فرهنگبر سرير سخن نشسته به کام
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط