اي مکان تو از مکان بيرون

اي مکان تو از مکان بيرون شاعر : اوحدي مراغه اي سر امرت ز کن فکان بيرون اي مکان تو از مکان بيرون در جهاني و از جهان بيرون در وجودي و از وجود به در از زمين وز آسمان بيرون آسمان و زمين تو داري، تو خويشتن رفته از ميان بيرون فتنه‌اي در ميان فگنده ز عشق نفسي نيستي ز جان بيرون ساعتي نيستي ز دل خالي اي تو از فکر اين و آن بيرون آن و اينت به فکر چون يابند؟ بينشاني و از نشان بيرون بنشيني و از نشستن خود ز آخر و اول زمان بيرون آخر و اولي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
اي مکان تو از مکان بيرون
اي مکان تو از مکان بيرون
اي مکان تو از مکان بيرون

شاعر : اوحدي مراغه اي

سر امرت ز کن فکان بيروناي مکان تو از مکان بيرون
در جهاني و از جهان بيروندر وجودي و از وجود به در
از زمين وز آسمان بيرونآسمان و زمين تو داري، تو
خويشتن رفته از ميان بيرونفتنه‌اي در ميان فگنده ز عشق
نفسي نيستي ز جان بيرونساعتي نيستي ز دل خالي
اي تو از فکر اين و آن بيرونآن و اينت به فکر چون يابند؟
بينشاني و از نشان بيرونبنشيني و از نشستن خود
ز آخر و اول زمان بيرونآخر و اولي و بودن تو
اين سخن رفتش از زبان بيرونچون دل اوحدي زبون تو شد
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط