آشنايي جمله را، با من چرا بيگانهاي؟ شاعر : اوحدي مراغه اي خانهپرداز من و با ديگران همخانهاي آشنايي جمله را، با من چرا بيگانهاي؟ خود نميگويي که هستي در دو عالم يا نهاي؟ هر دو عالم در سر کار تو کردم، گر چه تو شادمانم چون تو دايم گنج آن ويرانهاي شد دلم ويران ز سنگانداز هجرانت، ولي پس چرا پيوسته با ما ده زبان چون شانهاي؟ گر دل سختت نميماند به سنگ، اي سيم تن از کنار من چرا دوري، اگر دردانهاي؟ شد کنار من پر از در، ز آب چشم چون گهر ...