روز كارگر

از كنار خيابان رد كه مي‌شوم، به مغازه‌هاي طلا و نقره فروشي نگاه مي‌كنم. چه برقي مي‌زند طلاهاي توي ويترين. مثل خورشيد مي‌درخشند. چه نگين‌هاي قشنگي دارند اين انگشترهاي نقره. اين نگين آبي را مي‌شناسم. مثل انگشتر باباست. انگشتر فيروزه‌اش را مي‌گويم. اين يكي را هم مي‌شناسم. اسمش عقيق است. چه رنگ قرمز قشنگي دارد. اين طلاها و نقره‌ها، اين فيروزه‌ها و عقيق‌ها كه اين‌قدر زيبا و ارزش‌اند، روزي در دل كوه پنهان بودند و كسي از آنها خبر
شنبه، 29 بهمن 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
روز كارگر

روز كارگر
روز كارگر


 

نویسنده : مليحه آقاجاني




 
از كنار خيابان رد كه مي‌شوم، به مغازه‌هاي طلا و نقره فروشي نگاه مي‌كنم. چه برقي مي‌زند طلاهاي توي ويترين. مثل خورشيد مي‌درخشند. چه نگين‌هاي قشنگي دارند اين انگشترهاي نقره. اين نگين آبي را مي‌شناسم. مثل انگشتر باباست. انگشتر فيروزه‌اش را مي‌گويم. اين يكي را هم مي‌شناسم. اسمش عقيق است. چه رنگ قرمز قشنگي دارد. اين طلاها و نقره‌ها، اين فيروزه‌ها و عقيق‌ها كه اين‌قدر زيبا و ارزش‌اند، روزي در دل كوه پنهان بودند و كسي از آنها خبر نداشت. يك دنيا سنگ روي آنها را پوشانده بود، اما به لطف دانش و با كوشش آدم‌هاي زحمت‌كش، از دل كوه بيرون مي‌آيند. وقتي صداي تيشه و كلنگ كارگران معدن به گوش آنها مي‌رسد، چشم‌هايشان پر از اشك مي‌شود و مي‌فهمند از تاريكي دل كوه نجات پيدا مي‌كنند. كارگران زحمت‌كش معدن آن‌قدر زحمت مي‌كشند و عرق مي‌ريزند تا بالاخره آنها را پيدا كنند. آنها سلامتي‌شان را به خطر مي‌اندازند تا به هدفشان برسند. تا زندگي ما را بهتر و قشنگ‌تر و راحت‌تر كنند. خيلي از وسايلي كه ما در اطراف خود مي‌بينيم، با تلاش فراوان اين كارگران و كارگران ديگر در جاهاي مختلف به دست ما رسيده است و اگر آنها نبودند ما اين راحتي را نداشتيم. حال كه روز كارگر است، بهتر است يك خسته نباشيد درست و حسابي به آنها بگوييم و از صميم قلب به آنها بگوييم: خدا قوت.
ما آدم‌ها براي رفع نيازهاي خود به ديگران نياز داريم. مثلاً به آقاي دكتر نياز داريم تا وقتي بيمار شديم، ما را درمان كند. براي ميوه خوردن بايد از آقاي ميوه فروش، ميوه بخريم. شير و ماست و چيزهاي خوش‌مزه ديگر را بايد از لبنياتي‌ها، تهيه كنيم. براي ساختن خانه سراغ مهندس ساختمان مي‌رويم. بعد از كارگران ساختماني مي‌خواهيم تا خانه ما را بسازند. ما به نجار و لوله‌كش و شيشه‌بُر نياز داريم. همان‌طور كه مي‌بينيد، ما براي زندگي به آدم‌هايي با شغل‌هاي مختلف نياز داريم. همه اين افراد براي كاري كه انجام مي‌دهند، زحمت مي‌كشند. به همين خاطر همه آنها قابل احترام و با ارزشند و براي جامعه مفيدند. فرقي نمي‌كند دكتر و مهندس باشد يا كارگر ساده. مثلاً هيچ فكر كرديد اگر آقاي پيك بهداشت شب‌ها به در خانه ما نيايد و آشغال‌ها را نبرد، چه اتفاقي مي‌افتد؟ بوي بد تمام محله را پر مي‌كند. ميكروب‌ها به محله‌‌مان حمله مي‌كنند و با خودشان مريضي‌هاي جورواجور مي‌آورند. به همين خاطر، ما سلامتي‌مان را مديون آقاي پيك بهداشت هستيم. اگر ما سالم هستيم، به خاطر زحمت‌هاي اوست. ما از او و همه كارگران ديگري كه براي ما و نيازهاي ما تلاش مي‌كنند، تشكر مي‌كنيم.
منبع ماهنامه قاصدک شماره 52



 

نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط