نویسنده: دکتر کمال پولادی
آنچه در تاریخ اروپا به مدرنیزه شدن و مدرنیته معروف شده است و در زبان فارسی با واژه های نوسازی، تجدد و واژه هایی از این قبیل نامیده شده است عصر جدیدی را در تاریخ بشر بنا گذاشت. پیامدها و پیامهای این حادثه بزرگ به صورت امواج گوناگون و پیاپی به همه جای جهان کشیده شد و همه جا را در مسیر دگرگونی تازه ای قرار داد. آثار تجدد اروپا در شکل استعمار و امپریالیسم و افکار آن در صورتهای آزادی خواهی و مردم سالاری جامعه ایران را نیز هم از پایین در عرصه اقتصادی و اجتماعی هم از بالا در حوزه فکری به سمت پویایی تازه ای برد. این دگرگونی ها اندیشه ی سیاسی را نیز در مقابل پرسشهای جدیدی قرار داد که مستلزم پاسخ های تازه ای بود.
ما درباره ی اندیشه های جدید اروپا که وارد ایران شد وارد بحث تفصیلی نمی شویم. این اندیشه ها متعلق به غرب است و برای اطلاع از چگونگی آنها باید به کتابهای دیگری مراجعه کرد(1). در اینجا تنها به برخی از نمودهای تأثیرگذاری آن اشاراتی خواهیم داشت.
نخستین جوانه های اندیشه ی دولت مدرن در ایران
شکست ایرانیان از روسها گویی سیلی گرانی بود که ایرانیان را از خواب بیدار کرد، چنانکه حمله ی ناپلئون به مصر و اشغال این کشور (که هنوز در ظاهر از ایالات عثمانی بود) همین نقش را برای عربها داشت یا شکست عثمانی ها از اتریش و روسیه چنین اثری برای ترکها داشت. پس از شکست ایرانیان به دست روسها عباس میرزا و وزیرش میرزا ابوالقاسم قائم مقامی (متوفی 1251) اقداماتی را برای اصلاح برخی از امور کشور شامل امور نظامی، مالیاتی، آموزش و پرورش و ارتباطات آغاز کردند. یکی از این اقدامات که تأثیر زیادی در آشنایی ایرانیان با اندیشه های نو داشت فرستادن دانشجویان ایرانی به اروپا برای یادگیری دانشهای نو، در وهله ی اول دانش نظامی، بود. این دانشجویان اندیشه های نوینی را با خود آوردند و بعضاً به طور مستقیم در فعالیتهای اصلاحی و نوخواهی نقش مهمی ایفا کردند.یکی از این دانشجویان اعزامی میرزا صالح شیرازی بود که در انگلستان تحصیل کرد و در برگشت به ایران یک چایخانه و نخستین روزنامه ی ایرانی را تأسیس کرد. میرزا صالح در اروپا زبان انگلیسی، فرانسه و لاتین را آموخت و سخت تحت تأثیر نظام مشروطه انگلستان قرار گرفت و اندیشه های مربوط به آن را به ایران آورد. تأثرات او در این سفر که در نوشته هایش منعکس است شباهت زیادی به احساسات طهطاوی تجددخواه مصری دارد.
نوخواهی به دربار ناصرالدین شاه نیز نفوذ کرد. امیرکبیر اصلاحات مهمی در دستگاه اداری کشور انجام داد و میرزا حسین خان سپهسالار صدرالعظم ناصرالدین شاه که از تجدد خواهان بود شاه را به سفر اروپا برد تا او را با پیشرفتهای اروپا آشنا کند و به نوسازی در دستگاه حکومتی تشویق کند.
در نیمه ی قرن 19 هم در سرتاسر اروپا و هم در کشورهای پیرامون ایران بحثهای پردامنه و پرشوری در جریان بود. از جمله در عثمانی، در مصر، در هندوستان و روسیه نهضت های بیداری آغاز شده بود. ایرانیان پیوندهایی با نهضت های مشروطه خواهی در عثمانی، روسیه و هندوستان برقرار کردند. یکی از مشروطه خواهان معروف به نام نصرالله ملک المتکلمین بعد از سفر به هندوستان کتابی به نام من الخلق الی الحق در نقد سیاست در ایران نوشت و سید جمال الدین روزنامه ای به نام حبل المثین ابتدا در کلکته چاپ کرد. میرزا فتحعلی آخوندزاده (1295-1227) نیز از ایرانیان مقیم قفقاز بود که در روسیه با اندیشه های جدید اروپا آشنا شده بود.
آخوندزاده با اندیشه های روسو، منتسیکو و ولتر آشنا بود و تحت تأثیر انقلابیون فرانسه مدافع این اندیشه بود که برای ایجاد تحول باید به آگاه کردن توده های مردم و برانگیختن آنها به انقلاب تکیه کرد. او این نظر را در مقابل نظر کسانی مطرح می کرد که مدافع اصلاحات از بالا، یعنی اصلاحات از جانب حکومت بودند.
قانون؛ رمز پیشرفت کشورها
نخستین تجددخواهان ایران کسانی بودند که یا به خاطر تحصیل یا در رابطه با مشاغل دیپلماتیک و تجارت به اروپا سفر کرده بودند و با پیشرفتهای آنجا آشنا شده بودند. بسیاری از آنها درباره ی علت پیشرفت اروپاییان به فکر و کنکاش پرداخته بودند. جالب این است که آنها غالباً به نتیجه واحدی رسیده بودند؛ و آن این بود که رمز پیشرفت اروپا را باید در یک نکته اساسی دید و آن حکومت قانون است. آنها در راستای همین بینش نظام مشروطه را بهترین وسیله برای تأمین حاکمیت قانون و تضمین پیشرفت کشور به حساب می آورند.سیاستمداران ایرانی که به اروپا سفر کرده بودند همین نظر را داشتند. یکی از این سیاستمداران سپهسالار صدرالاعظم ناصرالدین شاه بود که تلاش کرد یک «مجلس مشورت» تأسیس کند که پادشاه با آن در امور کشوری مشورت کند. او مجلس مشورت را تأسیس کرد، اما به دلیل مخالفت کهنه گرایان درباری این مجلس مدت زیادی دوام نیاورد و تعطیل شد. یوسف خان مستشارالدوله یکی دیگر از سیاستمدارانی بود که در منصب کنسولی به روسیه و اروپا سفر کرد. او در بازگشت رساله ای نوشت با عنوان «یک کلمه» و در آن بر این نکته تأکید کرد که راز پیشرفت اروپا یک کلمه بیش نیست و آن حکومت قانون است(2).
مستشارالدوله در فرانسه مطالعاتی درباره ی قانون انجام می دهد و آن را با قانون اسلام مقایسه می کند و چنین نتیجه می گیرد که قانون در اسلام چنانکه در شکل سنتی بوده است با قانون در فرانسه تفاوت مهمی دارد. این تفاوت باعث می شود که استفاده از قانون شرع در امور کشور دشوار باشد. مستشارالدوله ضمن تحسین قانون فرانسه و تناسب آن با نیازهای عملی جامعه در عین حال معتقد است که قانون اروپا با قانون اسلام هیچ تعارضی ندارد و برای اثبات این نظر خود به شواهدی از قرآن و حدیث استناد می کند. او به نسلی از روشنفکران مسلمان تعلق دارد که به قانون اروپایی علاقمندند و مبانی آن را با پایه های عقیدتی اسلام از جمله اصل شورا همساز می بینند.
در «یک کلمه» سایر نهادهای مشروطه شامل مجلس قانون گذاری و نظارت مجلس بر دولت، تفکیک قوا و انتخابات و تضمین امنیت و آزادیهای فردی نیز مورد بحث قرار گرفته است. نکته جالب در این قسمت از کار او این است که او اصل امنیت و آزادی را قرینه ی قاعده اسلامی امر به معروف و نهی از منکر ارزیابی می کند. کتاب«یک کلمه» در آگاهی مشروطه خواهان و پی ریزی برخی از اندیشه های مشروطه نقش داشته است.
میرزا ملکم خان و مبانی فکری مشروطه
میرزا ملکم خان ناظم الدوله(1326-1249)یکی از کسانی بود که در شکل گیری اندیشه ی مشروطه تأثیر زیادی داشت. او یک مسیحی بود که اسلام آورده بود. سفرهای زیادی به اروپا کرده بود و با مبانی مشروطه آنجا به خوبی آشنا بود. او بخشی از کتاب در آزادی استوارت میل را ترجمه کرده بود. مدتی روزنامه ای به نام قانون را منتشر کرد و از بنیان گذاران فراموش خانه یا انجمن فراماسونری در ایران محسوب می شود. فراماسونری در آن زمان به خاطر دفاعش از آزادی مورد توجه روشنفکران بود و بسیاری هنوز به سررشته های آن آگاهی نداشتند.ملکم خواهان مثل بسیاری از هم عصران ترقی خواه شیفته مظاهر تمدن اروپایی بود. تا آنجا که مربوط به نظام سیاسی جامعه می شود او نیز قانون را اساس همه چیز و رمز ترقی می دانست. او ضمن دفاع از بسیاری از نهادها و مظاهر تمدن غربی که از جریان عرفی گرایان (سکولاریسم) غربی برآمده بود آنها را با اسلام همخوان می دید و می گفت قانون اسلام کاملترین قوانین جهان است(3). بسیاری از اصول مشروطه مثل اصل حاکمیت مردم، قانون اساسی، تفکیک قوا، مجلس شورای نمایندگان در نوشته های او از جمله در رساله تنظیمات او طرح شد و توسط مشروطه خواهان اشاعه و بسط یافت.
با این حال نمی توان ملکم خان را دارای یک نظریه منسجم درباره ی مشروطه دانست که بتواند شالوده ی نظری یک نظام مشروطه را با توجه به شرایط جامعه ایران بریزد. با اینکه او سعی داشت نظامهای سیاسی اروپایی را با وضعیت جامعه ی ایران تطبیق دهد ولی نوشته هایش از حد اظهارنظرها و بیان اندیشه های پراکنده فراتر نمی رود.
طالب اف و اندیشه ی روشنگری
عبدالرحیم طالب اف(1330-1250) یکی دیگر از تجددخواهان است که نوشته هایش در انتشار اندیشه ها و اصول مشروطه نقش مهمی داشته است. او که اصلاً تبریزی بود در جوانی به تفلیس رفت و در آنجا به شغل بازرگانی سر کرد. او در تفلیس زبانهای اروپایی و روسی را آموخت و با اندیشه ی ترقی خواهی اروپا آشنا شد. طالب اف با اندیشه های ژان ژاک روسو، ولتر، بنتام و بسیاری از اندیشه پردازان دموکراسی اروپا آشنا بود و آنها را در نوشته های خود مورد استفاده قرار می داد. از کتاب های مهمش احمد یا سفینه ی طالبی و مسالک المحسنین را می توان نام برد.طالب اف نیز از آن دسته تجدد خواهان بود که معتقد بود برای اصلاح جامعه ی ایران باید از اصول نظامهای اروپایی الگوبرداری کرد. با این حال از لزوم تطبیق این اصول با شرایط جامعه ی ایران غافل نبود و علاوه بر این اصول را با اسلام همسو می دید. در نوشته هایش برخی از مفاهیم و اجزاء نظریه ی مشروطه مثل آزادی های اساسی از جمله عقیده، آزادی بیان، آزادی اجتماعات و حدود و ملاحظات مربوط به آن ها را توضیح داده است. در بحثش از قانون، قانون را به دو دسته قانون مادی و معنوی تقسیم می کند یکی قانون معنوی که پیامبران به صورت وحی آورده اند و دیگر قانون مادی مثل قانون مدنی و سیاسی که توسط خردمندان کشور ساخته می شود. او معتقد است که این هر دو قانون برای مردم لازم است. به این ترتیب او درواقع قانون غیردینی را از قانون دینی جدا می کند و برای حوزه ی عرف به قانونی خاص خود قایل است. در ضمن معتقد بود که قوانین مدنی نباید با قوانین شرع در تضاد باشد. بنابراین می توان گفت او از اندیشمندان نمونه وار دوره ی شکل گیری جنبش مشروطه خواهی است. چنین دیدگاهی بود که وجه اصلی نظام مشروطه را ساخت. علامه نایینی این دیدگاه را با اصول شرع و نظریه ی شیعه تطبیق داده است.
پی نوشت ها :
1.درباره ی اندیشه های سیاسی غرب کتابهای زیادی به زبان فارسی نوشته شده و ترجمه شده است. در زمره ی کتابهای درسی دانشگاهی می توان به کتابهای زیر مراجعه کرد:
عبدالرحمن عالم، تاریخ اندیشه ی سیاسی در غرب، جلد دوم (تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1376)؛
کمال پولادی، تاریخ اندیشه ی سیاسی در غرب، جلد اول و دوم (تهران، نشر مرکز، چاپ دوم 1383).
2.عبدالهادی حائری، تشیع و مشروطیت در ایران (تهران، انتشارات امیرکبیر، 1381) ص 33.
3.همان، ص 42.
پولادی، کمال؛ (1387)، تاریخ اندیشه ی سیاسی در ایران و اسلام، تهران: نشر مرکز