گروه بندی
برگزیده ها
تازه های مشاوره
افشای رازهای زندگی مشترک توسط همسر؛ بمانم یا جدا شوم؟
راز شوکهای قیمتی ۱۴۰۵؛ از واقعیت هزینههای حملونقل تا اثربخشی کالابرگ الکترونیک
هنگام ادار اگر ادار به پای من اصابت کند، چگونه تطهیر کنم؟
ناتوانی جنسی شوهر بعد از ازدواج؛ راهکارهای عملی، درمان و تصمیمگیری درباره ادامه زندگی
روش اصولی کاریابی برای تصویرگر و نقاش کارتونی
چگونه اسراف انرژی در ادارات و اماکن را گزارش کنیم؟ راهنمای ثبت شکایت در سامانه فؤاد (۱۲۸)
خشم از خانواده به خاطر وسواس نجاست؛ چگونه گذشته را بپذیریم و ذهنمان را آزاد کنیم؟
آیا تغییر نامی که برای فرزند نذر شده، جایز است؟
چرا وسط مسیر خسته میشویم؟ راهنمای کاربردی غلبه بر خستگی تغییر عادت
ابهام در رفتار دوست قدیمی؛ چگونه آرام و بالغ برخورد کنیم؟
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
علاقه به کف پای زن
علت علاقه شدید به لیسیدن کف پای زنان چیه؟
با سلام دختری 12 ساله هستم از کودکی خود ارضایی می...
واژه جاری در کارنامه به چه معناست؟
مشاوره مذهبی: حکم خوردن میوه ی درختی که پای آن ادرار می شود، چیست؟
اگر خود ارضایی رو ترک کنم خدا منو می بخشه چکار کنم؟
مشاوره خانواده: بعد از ازدواج متوجه خیلی از کمبودهای شوهرم شدم و الان اصلا نمیتونم به زندگیم ادامه بدم" چه راهی هست؟
آیا آبی که حین دیدن فیلم و بعد از آن خارج میشود در صورت شهوتی شدن غسل دارد؟
دچار مشکل استفراغ عمدی هستم، بگین چیکار کنم؟
قضا شدن نماز صبح خللی در چهله ی زیارت عاشورا ایجاد می کند؟
جستجوی عبارت مادر بیش از 1494 نتیجه در بر داشت.
دخالت مادر شوهر
سلام ببخشید من در دوران نامزدی قرار دارم و با همسرم رابطه جنسی کامل داشتیم متاسفانه الان متوجه شدم که باهمسرم نمیتونم ادامه بدم چون مشکل خانوادگی داریم ازلحاظ فرهنگی خیلی تلاش کردم تا بینمون اختلاف پیش نیاد متاسفانه مادرشوهرم خیلی دخالت میکنه وهمسرم بینمون هرچی میشه میره به مادرش میگه و مادروپدر همسرم اصلا به فکرعروسی نیستن میخواستم کمکم کنین بگین شرایط طلاقش چه جوری هست واینکه نمیخوام خانواده خودم بفهمن من باهمسرم رابطه کامل داشتیم چی کارکنم لطفا کمکم کنین.ممنون میشم
تازه ازدواج کردم، متاسفانه با مادر شوهر دچار مشکل شدم، ازحرفام رنجیده میشن.
سلام خدمت شما من تازه ازواج کردم نزدیک ۶ماه متاسفانه مادر شوهر دچار مشکل شدم ایشون رومادرم میدونستم ازحرفاشون سعی میکردم رنجیده نشم ولی ایشون مثل دختر نداشتشون نمیدون ازحرفما حتی بی منظور کوچک ترین حرف رنجیده میشن البته جوابتو میدن وپیشه دیگران ام گله گذاری مکنن واگر ازخودم دفاع کنم مظلوم نمایی مکنن ومیزنن زیر گریه وغیر ازاین اگررفتاری که باب میلشون نباش توانجا بدی میگن اون یکی عروس یاپسر ام اینجوری افرین به اون واین باعث میشه بین بچه ها اختلاف بیافته وشدیدا به پوش ماایراد مگیرن ودرک نمیکنم که من یاهمسر بااین سن این پوشو دوست داریم وهیچ امدمی مثل هم فکرنمیکنم سلیقه هاشون مثل هم نیست وبعد ترازهمه این موضوع رو توجمع خانواده خودش(خواهر وبرادر)مطرح میکنن وباعث میشه که دیگر انم این اجازه روبدن درباه ماوروابط مون نظربدن
آیا مادر رضاعی به دامادش محرم است؟
اگر خانواده ای دختری را اورده باشند بزرگ کرده باشند وان دختر به سن ازدواج برسد وازدواج کنه ایا شوهر او به مادرخوانده اش محرم است؟مادرخوانده به این دختر شیر داده است؟
مادر شوهرم قدر منو نمیدونه
من ۶ماهه نامزدم وقتی میرم خونه نامزدم اینا همه کارای مادر شوهرمو میکنم حتی نمیزارم دست از سیاه به سفید بزنه ولی مادرشوهرم اصلا قدر کارامو نمیدونه وقتیم میشینم عروس همسسایه هاشو برام تعریف میکنه صد بار هزار بار حرفای تکراری
نامزدمم همیشه باهام خوبه وقتی مادرشوهرم یکم باهاش میشینه اخلاقش عوض میشه اولا خیلی دوسم داشت ولی الان خییییلی سرد شده وقتیم کارای مامانشو میگم ناراحت میشه و طرف مامانشو میگیره خسته شدم دیگه خیلی اذیت میشم خواهش میکنم بگین چیکار کنم؟؟
جلب محبت مادر
میشع راهنماییم کنید خسته شدم هرکاری میکنم بازم مامانم بهم توجه نمیکنه انگاری اضافه ام
مشاوره مذهبی: در صورت روزه گرفتن شیر مادر قطع خواهد شد تکلیف چیست؟
زنی فرزند شیرخواری دارد که به علت کم بودن شیر مادر، فرزندش از ابتدا از شیرخشک به صورت کمکی استفاده میکند. به صورتی که در طول روز تقریبا نیمی از غذای کودک شیر مادر و نیم دیگر شیرخشک است(از آنجایی که شیرمادر را می دوشد و به به فرزندش می دهد،قابل اندازه گیری است و معمولا مقدار شیر مادری که در روز می خورد کمی از مقدار شیرخشک بیشتر است.) همچنین مادر از شیرافزا استفاده میکند که باید در روز سه بار با هر وعده غذایی مصرف شود.
با توجه به اینکه طبق بررسی های علمی انجام شده سیستم ایمنی بدن کودکانی که از شیر مادر تغذیه میکنند به طرز قابل توجهی نسبت به کودکانی که تنها با شیرخشک تغذیه می شوند قوی تر است و فرزندش در بدو تولد مشکل آب آوردن کلیه داشته و تا کنون به صورت کامل رفع نشده است و با علم به اینکه در صورت روزه گرفتن شیر مادر قطع خواهد شد، آیا روزه ماه رمضان بر ایشان واجب است یا خیر؟
آیا بدهی پدر و مادر بر عهده فرزندان است ؟
با سلام میخواستم بپرسم اگر پدر یا مادری سفته امضا کرده باشند و نتوانند دیون خود را پرداخت کنند آیا قانونگذار میتواند از فرزندان بگیرید حالا چه در قید حیات باشند ویا نه و هیچ مالی را هم به ارث نگذاشته باشند
مادر شوهرم دوست دارن هرروز ناهار پیش هم باشیم، من علاقه ندارم
من حدود شیش ماهه که ازدواج کردم وچون پدر همسرام فوت ما بامادر شوهر دریک ساختمان زندگی میکنیم ایشون دوست دارن که من هرروز ناهر پیش هم باشیم ولی من علاقه ندارم چون متعقدام دوری ودوستی ولی ایشون وقتی من ناهار نمیرم گله ام پیش مادرم(من باپسرعمه ام ازدواج کردم)درصورتی که مادرمن اطلاع از زندگی من نداره ویا به خواهراش که عمه من هم هستن میگن واین اواخرهم بشوهرام گفتن وهر جا که باهمیم تیکه میندازن ووقتی حرفی بدون منظور ام میگم سری ناراحت میشن ودر حالت خوب که جوابتو میدن یا میزن زیر گریه دوباره پیش مادرام گله میکنن من نمیدونم باایشون چیکار کنم
با پدر و مادر نامزدم مشکل دارم؛ چطور باید برخورد کنم؟
سلام عرض میکنم خدمتتون خسته نباشید.مشکل من مادرشوهروپدرشوهرم هستن.مادرشوهرم خیلی همسرمو با حرفای مزخرف پر میکنه .الان نامزدیم از همسرم واخلاقاش راضیم ولی خانوادش دخالت میکنن اوایل وقتی بحثمون میشد قهرمیکردیم حتی اگه مقصر من بودم همسرم نازمو میکشید میومد سمتم ولی الان یه ماه هست که مادرش پرش میکنه همسرموکشیده سمت خودش الان بحثمون بشه تامن نرم سمتش نمیاد سمتم عوض شده.چیکار کنم که همسرمو بکشم سمت خودم واقعا نمیدونم چیکارکنم توروخدا کمکم کنید.ممنونم
مشاوره تربیت فرزند: یه مادر عصبی هستم که از این موضوع عذاب میکشم؛ تو رو خدا کمکم کنید.
با سلام. من یه مشکلی بزرگی دارم که شده کابوس من. من یه پسر ۲ سال دارم من خیلی عصبی شدم باهاش بد حرف میزنم وقتی کار بدی میکنه که قبلش کلی بهش هشدار دادم از قبل. نمیدونم چجوری باید خودمو کنترل کنم دارم عذاب میکشم شوهرمم میگه خیلی با بچه بد حرف میزنم . البته شوهرم بیشتر وقت ها نیست. شیفت ۲۴ ساعته کار میکنه یعنی یه روز کامل نیست و ۱ روز کامل خونس . البته باید بگم اون یه روزی هم که هست ما زیاد نمبینیمش چون صبح که میاد میخوابه تا ظهر بعد پا میشه غذا میخوره اگه باشگاه داشته باشه ساعت ۴ میره تا ۹ شب بیاد بچمونو یه پارکی ببریم. یعنی سعی میکنه بچه رو حتما روزی که هست جایی ببره ولی برای من کلا وقت زیادی نداره و همیشه حسرت وقت گذروندن با شوهرم یه غم شده برام بارها باهم صحبت کردیم چه اروم چه با بحث ولی تاثیری روش نداره هرکاری دلش بخواد میکنه هرجا با رفیقاش بخواد بره قرار میزاره میره.از نظر مالی هیچی برامون کم نمیزاره فقط من این کمبودشو خیلی حس میکنم از این همه تنهایی خسته شدم .البته من خودم کودکی شادی نداشتم همش دعوا و توهین و کتک زدن مادرمو تجربه کردم واسه همین ارتباط خوبی باهاش ندارم. همیشه ترسم از اینه که بشم یکی مثل مادرم .همش شبا وقتی میخوابم عذاب وجدان دارم خیلی ناراحتم کلافم هیچکسم ندارم . هیچ جایی هم نمیتونم برم تا بچم بزرگ نشده بخوام کلاسی برم یا باشگاهی برم شوهرمم قبول نمیکنه نگهش داره پی تفریحات خودشه . از نظر شوهرم همین که سقف بالاسری تهیه کرده خورد و خوراک خوبی فراهم کرده من دارم تو خونه خودم پادشاهی میکنم.البته اینم بگم شوهرم خیلی ادم عصبی ولی سعی میکنه خودشو کنترل کنه مخصوصا با بچمون. من ادم فوق العاده ارومی بودم ولی متاسفانه خیلی با بچم بد حرف میزنم کنترل ندارم رو رفتارم البته با شوهرم جرات بد اخلاقی ندارم.من وقتی پسرم ۸ ماهش بود دوباره باردار شدم وتو شرایط فوق العاده سختی بودم چون مادشوهرم بیمارستان بستری بود و کلا شوهرم خونه نبود کسی نبود که مراقبم باشه خانوادمم ازم دورن. شیر نداشتم به پسرم بدم همیشه گشنه بود شیر خشک هم نمیخورد از اونطرفم یه بچه ۶ ماهه تو شکمم که مادر شوهرم فوت کرد کلی ضربه روحی خوردم خیلی با پسرم بدخلقی کردم خودمو زدم حالم خیلی بد بود تو ۶ ماهگی بچم سقط شد از دستش دادم .الان همش فکر میکنم بخاطر من بچم از دستم رفت بخاطر عصبانیتام من با جفت بچه هام بد کردم نمیدونم چجوری باید اون دنیا جوابشونو بدم الان که دارم اینا رو با گریه مینویسم من فقط بخاطر بچم زندم از خودم دیگه چیزی نمونده فقط بخاطر پسرم. همش کابوس میبینم که من رفتم جایی چیزی بخرم یه دفه یادم میوفته که پسرم خونه تنهاس جا گذاشتمش کلی خودمو میزنم و گریه میکنم که بچمو خونه گذاشتم تنهایی الان کلی گریه کرده نکنه چیزیش شده باشه وقتی بیدار میشم از ناراحتی دوست دارم بمیرم. توروخدا کمکم کنید چرا نمیتونم با بچم خوب رفتار کنم طفل معصوم خیلی گناه داره منم نمیتونم کنترلش کنم. از کفگیر هم میترسه وقتی کار بدی میکنه من هیچ جوره نمیتونم حالیش کنم کفگیر برمیدارم میترسه خودش میره البته نمیزنمش با کفگیر فقط واسه اینه که حرفمو گوش کنه میدونم که اشتباه بزرگیه ولی بدجوری درماندم و خسته . تو رو خدا کمکم کنید