(1365 -1288 ش)، نویسنده و مترجم. در رشت به دنیا آمد. نام اصلیش ذبیحاللَّه حكیم الهى رشتى است. پس از گذراندن دورهى ابتدایى به همراه پدر، براى ادامهى تحصیل، به فرانسه رفت و زبان فرانسه را به طور كامل آموخت. پس از بازگشت به ایران، به كار تألیف و ترجمه پرداخت و آثار فراوانى از زبانهاى انگلیسى و فرانسه ...
(1368 -1293 ش)، نویسنده، مترجم و استاد دانشگاه. در تهران به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایى و متوسطه، در 1310 ش با محصلین اعزامى رهسپار فرانسه شد و در 1316 ش از دانشگاه دیژن موفق به اخذ لیسانس ادبیات گردید. بعد به آلمان رفت و در 1322 ش دكتراى فلسفه و ادبیات خود را از دانشگاه برلن دریافت كرد. پس ...
(وف 329 ق)، لغوى، نحوى، ادیب و مصنف. اهل هرات بود. از ثعلب و مبرد ادبیات عرب را فراگرفت. شیخ ابومنصور محمد بن احمد ازهرى از شاگردان و راویان وى است. به گفتهى ازهرى او سالها ملازم ابوهیثم رازى بود و نوشتههاى خود را بر او عرضه مىداشت. حموى گوید كه وى نحوى و لغوى بود و در این فن تصنیفات داشت. از آثارش: ...
(وف 1304 ش)، نویسنده. در جوانى به خدمت وزارت امور خارجه درآمد. در 1285 ش وزیر مختار ایران در آمریكا شد. وى وزیر معارف و اوقاف در كابینههاى سپهسالار و وثوقالدوله و مستوفى الممالك بود. از مهمترین كارهاى وى در زمان وزارت فرهنگ و معارف، تأسیس موزهى ملى و تلاش در تأسیس بیمارستانى جهت معالجهى زنان بود. ...
(س دهم ق)، نویسنده و شاعر، متخلص به ملهمى. به گفتهى بعضى از تذكرهها وى ابتدا عجمى تخلص مىكرده است. از بزرگان شیراز بود. از علم سیاق و نویسندگى، آگاهى تمام داشت و اجداد وى نیز در ایران به امر نویسندگى اشتغال داشتند. خود او همواره داراى مناصب عالى بود. اما پس از مدتى از مشاغل دیوانى كناره گرفت و به ...
(ح 1352 -1289 ق)، مورخ، نویسنده، روزنامهنگار و شاعر، متخلص به ادیب. ملقب به ملك المورخین. در تهران به دنیا آمد. نسبش از طرف پدر به میرزا مهدى خان، وزیر نادرشاه، و از طرف مادر به فتحعلىخان ملكالشعراى كاشانى مىرسد. وى از چهارده سالگى به تدوین تاریخ انبیاء پرداخت و پس از فوت پدرش، ملقب به ملك المورخین ...
(ح 1326 -1246 ق)، نویسنده، روزنامهنگار و شاعر. ملقب به ناظمالدوله. در جلفاى اصفهان به دنیا آمد. اصل وى از ارامنه جلفا بود كه پدرش بعدها اسلام آورده و به جدیدالاسلام مشهور شده بود. میرزا ملكم خان پس از اتمام تحصیلات مقدماتى جهت تحصیل به فرانسه رفت و در آن كشور علوم و افكار جدید را فراگرفت. پس از بازگشت ...
(س سیزدهم و چهاردهم ق)، نویسنده. ملقب به خان بهادر و ملك الكتاب. در بمبئى مقیم بود. از آثار وى: «آثار الاحزان» یا «ریاض البكاء»؛ «آداب العیش، درر الاسرار، الف نهار»؛ «آیات الولایة و برهان الهدایة»؛ «تربیت نامه و اندرز نامهها»، در مواعظ؛ «عشرت النساء»، در سلوك زنان با شوهران؛ «كشف الصناعه و مخزن البضاعه» ...
(تو 1300 ش)، موسیقیدان و نمایشنامه نویس. وى پس از طى كردن تحصیلات ابتدایى، به دانشكدهى كشاورزى راه یافت و به اخذ گواهینامه از این دانشكده نایل آمد. ملاح تحت تعلیم و راهنماییهاى دایى خود، كلنل وزیرى، ویولن و سه تار را آموخت و پیشرفتهاى زیادى كرد. در 1324 ش تك نواز ویولن رادیو شد و در اركستر سمفونیك هنرستان ...
(وف 1240 ق)، فقیه و اصولى. جامع معقول و منقول بود. چون معلم حسینعلى میرزا فرمانفرما، پسر فتحعلىشاه قاجار، بود به ملاباشى ملقب گردید و سلسلهاش به این نام معروف شدند. در شیراز درگذشت و در تكیهى خواجه حافظ دفن شد. از آثارش: «بحر الجواهر الخاقانى»؛ «انوار الحقائق»؛ «مقاصد الصالحین»؛ «لوامع الانوار»، در ...
(ز 1251 ق)، مدرس، ادیب و نویسنده. از ادباء معروف آذربایجان و معلم محمد میرزاى ولیعهد (محمد شاه قاجار) بوده و به نام وى كتابى در لغت پارسى با عنوان «برهان جامع اللسان»، در 1251 ق، تألیف كرده است كه این كتاب به «فرهنگ محمد شاهى» نیز معروف مىباشد. در ابتداى كتاب آمده است كه شاهزاده بهمن میرزا در هنگام ...
(1375 -1287 ش)، زبانشناس، استاد دانشگاه، نویسنده، روزنامهنگار، مترجم و شاعر. در تهران به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایى و متوسطه براى ادامه تحصیل به آمریكا رفت. ولى تحصیلات را ناتمام گذاشت و به ایران بازگشت. مجددا در 1310 ش راهى آمریكا شد و در 1317 ش دكتراى خود را در رشتهى زبانشناسى از دانشگاه ...
(ز 1091 ق)، نویسنده و شاعر. معروف به مستوفى. از مردم بافق، میان یزد و كرمان، بود. وى در عهد شاه سلیمان صفوى مىزیست و در امور دیوانى صاحب منصب بود. در 1077 ق به سمت مستوفى اوقاف یزد و در 1079 ق به منصب نظارت اوقاف آنجا رسید. بعد از فوت پسرش دست از كارهاى دیوانى كشید و در 1081 ق به اصفهان رفت و از طریق ...
(1405 -1334 ق)، نویسنده، شاعر، متخلص به محزون. در قریهى دشه، از قراى اورامان، به دنیا آمد. پس از فراگرفتن مقدمات صرف و نحو به عراق رفت و در مدارس كردستان عراق به تكمیل علوم دینى و ادبیات عرب پرداخت. سپس به سنندج بازگشت و از محضر برادر بزرگترش، ملا محمود مفتى، استفاده نمود و به دریافت اجازه نایل گشت. ...
(1243 -1176 ق)، ادیب، مورخ، عالم، مفسر، نویسنده، عارف و شاعر، متخلص به مفتون. در خوى آذربایجان به دنیا آمد. هنگامى كه كریم خان زند براى اطمینان خاطر از جانب امراى آذربایجان، اولاد آنان را به گروگان گرفت، پدر مفتون، او را به جاى برادرش، در ده سالگى، به شیراز فرستاد. وى چهارده سال در شیراز بود و در این ...
(1359 -1293/ 1291 ش)، شاعر و نویسنده. در لاسگرد سمنان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى را در زادگاهش و متوسطه را در تهران به پایان رسانید. سپس به استخدام وزارت دارایى درآمد و پس از دو سال به وزارت فرهنگ منتقل شد. وى ضمن خدمت ابتدا در دانشكدهى الهیات و معارف اسلامى و بعد در دانشكدهى ادبیات دانشگاه تهران ...
(وف 789 ق)، دانشمند، نویسنده و عالم. معروف به معلم. اهل یزد و از وزراى آلمظفر (795 -713 ق)، در عهد امیر مبارزالدین محمد (759 -713 ق) و فرزندش، شاه شجاع (786 -759 ق)، بود. پدر وى از علماى عصر خود از ملازمان امیر مبارزالدین محمد بود. معینالدین پس از كسب مقدمات علوم مدتى در خدمت قاضى عضدالدین ایجى تحصیل ...
(1350 -1294/ 1293/ 1291 ش)، نویسنده، مصحح، مترجم، فرهنگ نویس و شاعر. در رشت به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایى در زادگاهش، تحصیلات متوسطه را در دارالفنون به پایان رساند. سپس از دانشسراى عالى در رشتهى ادبیات فارسى و فلسفه و علوم تربیتى فارغالتحصیل شد. پس از آن مدتى ریاست دانشسراى شبانهروزى اهواز ...
(1379 -1296 ش)، عالم دینى، فقیه اصولى، نویسنده و واعظ. در محلهى پایین خیابان مشهد به دنیا آمد. در كودكى پدر و مادر خود را از دست داد. ادبیات را از محضر محقق نوغانى و میرزا عبدالجواد ادیب نیشابورى و سطح فقه و اصول را از آیتاللَّه شیخ كاظم دامغانى و آیتاللَّه شیخ هاشم قزوینى و آیتاللَّه شیخ مجتبى تنكابنى ...
(س چهاردهم ق)، شاعر و نویسنده. ملقب به حافظ الكتب و معاون الفقراء. پدرش از علما و شعرا و از مریدان جلالالدین محمد مجد الاشراف و مؤذن شاه چراغ بود. میرزا ابوالحسن نیز از فقراى سلسلهى ذهبیه و از سرسپردگان میرزا احمد وحید الاولیاء تبریزى، جانشین مجد الاشراف، بود. از آثار وى: «آثار الاحمدیه»، در شرح حال ...