عزم و ایمان- مرد میدان
عزم و ايمان فخر و آواز است آنک مرد و ميدان توپ و دروازه است آنک عزم و ايمان فخر و آواز است آنک مرد و ميدان توپ و دروازه است آنک گر حريفان داغ...
يکشنبه، 15 شهريور 1388
یه مسجد
یه مسجد ، وسط دو تا مثلث اسیره یه کودک ، زیر چکمه سیاهی می میره یه ضجه ، توی آسمون شب پر می گیره یه مادر ، دوباره ناله رو از سر می گیره گلوله...
يکشنبه، 15 شهريور 1388
تصنیف اسرار عشق
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی تا بی‌خبر بمیرد در دردِ خودپرستی دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم با کافران چه کارَت گر بت نمی‌پرستی سلطان...
شنبه، 14 شهريور 1388
شیرین
بذار همه بپرسن این کیه داره می خونه بذار غم ته ترانه نا گفته نمونه بذار بفهمن این صدای خسته مال من نیست بذار همه بدونن این ترانه مال اونه می...
جمعه، 13 شهريور 1388
نمی دونی
تو چشمات مال من نیست و نگات دنبال من نیست و چشات رو دزدکی دیدم تو قهوه ات فال من نیست و نمی دونی دیگه حالی توی احوال من نیست و نمی...
جمعه، 13 شهريور 1388
حکمت
همه نقاشی شدیم با دستای تو مهربون دوتا رو با هم کشیدی یکی رو بی همزبون به یکی نونوایی دادی به یکی یه لقمه نون به یکی صد تا نشونه یکی بی نام...
پنجشنبه، 12 شهريور 1388
یکی از همین روزا
یکی از همین روزای گم شده یکی از همین روزای بی نشون تو همین ثانیه های در بدر تو همین دقیقه های نیمه جون تو میای میای به دادم میرسی تو میای که...
پنجشنبه، 12 شهريور 1388
فردای تنهایی ( امام علی )
گذر دارد زمان بر جاده شب سوگوار امشب مه از غم كرده روي خويش پنهان در غبار امشب نسيم مويه گر در گوش نخلستان چه مي گويد دو تا شد پشت چرخ از سوگ...
چهارشنبه، 11 شهريور 1388
فرصت بدرود
فرصت شمار صحبت کز این دو راه منزل چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن نتوان به هم رسیدن دل آسمان خون چكان شد از اين غم زمين يكسر آتشفشان شد از...
چهارشنبه، 11 شهريور 1388
سوگ حیدر
ای زمین و هفت گردون خاک تو آسمان سرگشته ادراک تو بعد تو باید به حسرت زار زار خون بگرید بر سر تو ذوالفقار یا علی تو محو مطلق بوده ای با تو حق...
چهارشنبه، 11 شهريور 1388
سرفرازی
وقتي كه در آن ظهر يك دشت دشمن پيش رويت بود وقتي كه تو ماندي و يك كرب و بلا غربت يك خيمه تنهايي در چشمهاي بيقرارت موج ميزد موج ميزد دريايي از...
چهارشنبه، 11 شهريور 1388
ساقی تشنگان
من زاده علی مرتضایم من شاهباز ملک لافتایم فضل و شرف همین بس است برایم که خادمم به درگه حسینی والله ان قطعتمو یمینی خدمتگزار زاده بتولم من باغبان...
چهارشنبه، 11 شهريور 1388
به تو می اندیشم
چيست در زمزمه مبهم آب چيست در همهمه دلكش برگ چيست در بازي آن ابر سپيد روي اين آبي آرام بلند كه ترا مي برد اينگونه به ژرفاي خيال چيست در خلوت...
چهارشنبه، 11 شهريور 1388
وقت سحر
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند وندران ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند من اگر کامروا...
چهارشنبه، 11 شهريور 1388
نوگل نی نوا
بخواب ای نو گل پژمان و پرپر بخواب ای غنچه اقسرده اصغر بخواب آسوده اندر دامن خاک ندیده دامن پرمهر مادر بخواب آسوده اندر دامن خاک ندیده دامن پرمهر...
چهارشنبه، 11 شهريور 1388
منو ببخش
منو ببخش كه نديده مي گرفتم التماس اون نگاه نگرونو منو ببخش كه گرفتم جای دست عاشقتو دست عشق ديگرونو لايق عشق بزرگ تو نبودم خورشيد بانو غافل...
سه‌شنبه، 10 شهريور 1388
بوی خون
بوی خون در كوچه ها آيد همی ياد يار مهربان آيد همی سفره هاي خالی از نان و نمک کو ندای خالص کنا معك امتی از نسل سفيانی به پا پس چرا بر نی شدی...
يکشنبه، 8 شهريور 1388
خاک خونین
چون قدم بر خاک خونين داشتی بذر غيرت در زمين می‌کاشتی زهر عشق حق به حمد آميختی در رکوعت می به ساغر ريختی قبلهء تو عشق و مستی، قتلگاه اين مشايخ...
يکشنبه، 8 شهريور 1388
وطن
اي وطن اي مادر تاريخ ساز اي مرا بر خاک تو روي نياز اي کوير تو بهشت جان من عشق جاويدان من ايران من اي ز تو هستي گرفته ريشه ام نيست جز انديشه...
يکشنبه، 8 شهريور 1388
خیابان خوابها
باز بوی باورم خاکستریست صفحه های دفترم خاکستریست پیش از اینها حال دیگر داشتم هر چه می گفتند باور داشتم پیرها زهر هلاهل خورده اند عشق ورزان...
شنبه، 7 شهريور 1388