از جام عشق بين همه باغ و بهار مست
از جام عشق بين همه باغ و بهار مست شاعر : اوحدي مراغه اي دوران دهر عاشق و ليل و نهار مست از جام عشق بين همه باغ و...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل مست و ديده مست و تن بي‌قرار مست
دل مست و ديده مست و تن بي‌قرار مست شاعر : اوحدي مراغه اي جاني زبون چه چاره کند با سه چار مست؟ دل مست و ديده مست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
روي تو، که قبله‌ي جهانست
روي تو، که قبله‌ي جهانست شاعر : اوحدي مراغه اي از ديده‌ي من چرا نهانست؟ روي تو، که قبله‌ي جهانست گر درنگري، بجاي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ماهي، که لبش بجاي جانست
ماهي، که لبش بجاي جانست شاعر : اوحدي مراغه اي گر ناز کند،به جاي آن است ماهي، که لبش بجاي جانست هر چند ز چشم سرنهانست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
حسن خوبان عزيز چندانست
حسن خوبان عزيز چندانست شاعر : اوحدي مراغه اي که رخ يوسفم به زندانست حسن خوبان عزيز چندانست که بخندد لبي که خندانست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
درد دلم را طبيب چاره ندانست
درد دلم را طبيب چاره ندانست شاعر : اوحدي مراغه اي مرهم اين ريش پاره پاره ندانست درد دلم را طبيب چاره ندانست حال...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اين باغ سراسر همه پر باد وزانست
اين باغ سراسر همه پر باد وزانست شاعر : اوحدي مراغه اي جنبيدن اين شاخ درخشان همه زانست اين باغ سراسر همه پر باد وزانست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عشق روي تو نه در خورد دل خام منست
عشق روي تو نه در خورد دل خام منست شاعر : اوحدي مراغه اي کاول حسن تو و آخر ايام منست عشق روي تو نه در خورد دل خام...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر به دست آوريم دامن دوست
گر به دست آوريم دامن دوست شاعر : اوحدي مراغه اي همه او را شويم و خود همه اوست گر به دست آوريم دامن دوست همچو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سروي که ازو و حور و پري بار برند اوست
سروي که ازو و حور و پري بار برند اوست شاعر : اوحدي مراغه اي ماهي که ازو خلق دل زار برند اوست سروي که ازو و حور و...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن بت وفا نکرد، که دل در وفاي اوست
آن بت وفا نکرد، که دل در وفاي اوست شاعر : اوحدي مراغه اي و آن يار سر کشيد که تن خاک پاي اوست آن بت وفا نکرد، که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آنکه رخ عاشقان خاک کف پاي اوست
آنکه رخ عاشقان خاک کف پاي اوست شاعر : اوحدي مراغه اي با رخ او جان ما، در دل ما جاي اوست آنکه رخ عاشقان خاک کف پاي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مرا سر بلندي ز سوداي اوست
مرا سر بلندي ز سوداي اوست شاعر : اوحدي مراغه اي سري دوست دارم که در پاي اوست مرا سر بلندي ز سوداي اوست که بر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل بسته شد به دام دو زلف چو دال دوست
دل بسته شد به دام دو زلف چو دال دوست شاعر : اوحدي مراغه اي بر بوي دانها که بديدم ز خال دوست دل بسته شد به دام دو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در گماني که: به غير از تو کسي يارم هست؟
در گماني که: به غير از تو کسي يارم هست؟ شاعر : اوحدي مراغه اي غلطست اين، که به غير از تو نپندارم هست در گماني که:...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نامرد را مراد بهشتست ازان جهان
نامرد را مراد بهشتست ازان جهان شاعر : اوحدي مراغه اي ما را مراد روي تو از هر جهان که هست نامرد را مراد بهشتست ازان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ماه کشميري رخ من، از ستمکاري که هست
ماه کشميري رخ من، از ستمکاري که هست شاعر : اوحدي مراغه اي مي‌پسندد بر من بيچاره هر خواري که هست ماه کشميري رخ من،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ز عشق اگر چه به هر گوشه داستاني هست
ز عشق اگر چه به هر گوشه داستاني هست شاعر : اوحدي مراغه اي سري چنين نه همانا بر آستاني هست ز عشق اگر چه به هر گوشه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر کرا با تو نه پيوندي و پيماني هست
هر کرا با تو نه پيوندي و پيماني هست شاعر : اوحدي مراغه اي نتوان گفت که در قالب او جاني هست هر کرا با تو نه پيوندي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دلبر، چندين عتاب و جنگ و خشم و ناز چيست؟
دلبر، چندين عتاب و جنگ و خشم و ناز چيست؟ شاعر : اوحدي مراغه اي از من مهجور سرگردان چه ديدي؟ باز چيست؟ دلبر، چندين...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390