با غمش خو کردم امشب گرچه در زاري گذشت
با غمش خو کردم امشب گرچه در زاري گذشت
دوشنبه، 14 دی 1388
چون بگيتي هر چه مي‌آيد روان خواهد گذشت
چون بگيتي هر چه مي‌آيد روان خواهد گذشت
دوشنبه، 14 دی 1388
آنجاست دل من و هم آنجاست
آنجاست دل من و هم آنجاست
دوشنبه، 14 دی 1388
مرا داغ تو بر جان يادگار است
مرا داغ تو بر جان يادگار است
دوشنبه، 14 دی 1388
نسيما آن گل شبگير چون است؟
نسيما آن گل شبگير چون است؟
دوشنبه، 14 دی 1388
بيا کز رفتنت جانم خراب است
بيا کز رفتنت جانم خراب است
دوشنبه، 14 دی 1388
ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
دوشنبه، 14 دی 1388
بي شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت
بي شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت
دوشنبه، 14 دی 1388
تقدير که يک چند مرا از تو جدا داشت
تقدير که يک چند مرا از تو جدا داشت
دوشنبه، 14 دی 1388
امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت
امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت
دوشنبه، 14 دی 1388
روز عيد ست به من ده مي نابي چو گلاب
روز عيد ست به من ده مي نابي چو گلاب
دوشنبه، 14 دی 1388
که ره نمود ندانم قباي تنگ ترا
که ره نمود ندانم قباي تنگ ترا
دوشنبه، 14 دی 1388
وقتي اندر سر کويي گذري بود مرا
وقتي اندر سر کويي گذري بود مرا
دوشنبه، 14 دی 1388
يا رب که داد آينه آن بت پرست را
يا رب که داد آينه آن بت پرست را
دوشنبه، 14 دی 1388
من و پيچاک زلف آن بت و بيداري شبها
من و پيچاک زلف آن بت و بيداري شبها
دوشنبه، 14 دی 1388
من به هوس همي خورم ناوک سينه دوز را
من به هوس همي خورم ناوک سينه دوز را
دوشنبه، 14 دی 1388
گذشت آرزو از حد بپاي بوس تو ما را
گذشت آرزو از حد بپاي بوس تو ما را
دوشنبه، 14 دی 1388
سري دارم که سامان نيست او را
سري دارم که سامان نيست او را
دوشنبه، 14 دی 1388
گر چه بربود عقل و دين مرا
گر چه بربود عقل و دين مرا
دوشنبه، 14 دی 1388
سيم خيال تو بس با قمر چکار مرا؟
سيم خيال تو بس با قمر چکار مرا؟
دوشنبه، 14 دی 1388