اي لعل لبت چو بر شکر شير
شکر ز لب تو چاشني گير اي لعل لبت چو بر شکر شير ديوانه شد و بريد زنجير از زلف بريدنت دل من
شنبه، 10 بهمن 1388
اي شمع رخ تو مطلع نور
زين حسن و جمال چشم بددور اي شمع رخ تو مطلع نور چون شمع درآفتاب بي نور با پرتو عارض توخورشيد ماننده‌ي آفتاب مشهور رخسار تو در جهان فروزي...
شنبه، 10 بهمن 1388
خوش بود باده‌ي گلرنگ در ايام بهار
خاصه در سيايه‌ي گلهاي تر اندام بهار خوش بود باده‌ي گلرنگ در ايام بهار روي زيبا و مي روشن و ايام بهار بغنيمت شمر ايدوست اگر يافته‌اي هم...
شنبه، 10 بهمن 1388
اي باد صبح‌دم خبر آشنا بيار
بوي نهفته زان صنم دلربا بيار اي باد صبح‌دم خبر آشنا بيار يک تار مو ازآن سر زلف دو تا بيار ما تا که يابم از دل گم گشته آگهي چشمت بست دست...
شنبه، 10 بهمن 1388
دل ز تو بي‌غم نتوانيم کرد
درد ترا کم نتوانيم کرد دل ز تو بي‌غم نتوانيم کرد غنچه از شوق پيرهن بدريد باد بويش به بوستان آورد لب نباشد نبات پاره بود چون لبت را به...
شنبه، 10 بهمن 1388
«تو » ت و واو نيست
شرح کوتاه چند آرزوي شبه شباني که راه را نمي شناخت ، اما رمه هايش را رها کردو به کوهستان پناه برد ، به اميد خدا کدام پارچه ؟ از کدام طاق بافته...
چهارشنبه، 7 بهمن 1388
بي ستاره
بالش نرم نبود. ليوان را برداشتم تا نوشيدن آب ، خنکم کند؛ يخ هايش آب شده بود، گرم مثل زهر مار. پرده حرير لعنتي ، تکان نمي خورد و از چار چوب...
چهارشنبه، 7 بهمن 1388
گمگشته دل
تا گلم را در ميان بوستان گم کرده ام اختر تابنده اي در آسمان گم کرده ام چشمه ها اي چشم ها رخساره ها گلگون کنيد چشمه سار اشک را در اين ميان...
چهارشنبه، 7 بهمن 1388
قيام آفتاب
ياد آن دوران که راه انقلاب بود روشن همچو نور آفتاب مشعلش افروخت در ظلمت امام در صراط مستقيم يک قيام امتش باعشق او واحد شدند بهر فرمان بردنش...
چهارشنبه، 7 بهمن 1388
مي شود...
... کوچه آرام شب و پله ها ... ...ساکت و بي زمزمه خوابيده اند يک نفر، اين جاست که مشتاق توست! گوشه شهر شلوغ ... ...پشت درختان چنار دروغ......
چهارشنبه، 7 بهمن 1388
حوض زمان
شب است ، پير و جوان مي روند و مي آيند فرشته ها نگران مي روند و مي آيند شبيه ساعت سرخي دو ماهي قرمز ميان حوض زمان مي روند و مي آيند دري که...
چهارشنبه، 7 بهمن 1388
مهمان مي آيد
شنيدند مردي به ايران مي آيد که از لهجه اش لحن قرآن مي آيد قدم بر زمين مي گذارد تو گويي در اين خاک خشکيده باران مي آيد خدا گندم از خاک مي...
چهارشنبه، 7 بهمن 1388
لبخند بي کران
جهان را غرق اقيانوس خواهد کرد لبخندت زماني که بيايد از دياري دور فرزندت تو عطر توام آويشن و نارنج و زيتوني نسيم روزهاي اول خلقت پراکندت سپس...
چهارشنبه، 7 بهمن 1388
اسپند
بگو ستاره نتابد ، پرنده پر نزند که عاشقانگي ات را کسي نظر نزند ! صداي شيهه اسبان بي سوار اي کاش نمک به قلب پر از زخم بيش تر نزند به پيشواز...
چهارشنبه، 7 بهمن 1388
السّلام علیک یا علی بن محمد النّقی
دلا دل از همه برگیر و خلوتی بپذیر مدار از همه عالم امید امدادی مگر زقبله ی حاجات و کعبه ی مقصود ملاذ حاضر و بادی علی الهادی محیط کون و مکان...
چهارشنبه، 7 بهمن 1388
تا فصل حضور امتدادم دادند
رياعي از جذاب ترين ودر عين حال عميق ترين قالب هاي شعر فارسي است. قالبي که مي تواند عميق ترين انديشه ها و نا ب ترين عواطف را در موجزترين عبارات...
چهارشنبه، 7 بهمن 1388
شعر جنگ
نام علیرضا قزوه در عرصه شعر جنگ و بیشتر از آن شعر بعد از جنگ نامی آشناست. بیشتر مخاطبان جدی شعر پس از انقلاب مجموعه از نخلستان تا خیابان را دیده...
چهارشنبه، 7 بهمن 1388
چند توصيه ي به درد بخور براي نويسندگان نوجوان
بعضي نويسنده ها هر روز صبح کار مي کنند، بعضي ها يک ساعت در روز، بعضي ها هم يکبار در هفته يا آخر هفته کار مي کنند، بعضي نويسنده ها اگر يک روز...
يکشنبه، 27 دی 1388
دو شغل متفاوت!
مي گويند روزي آصف الدوله،- والي خراسان - به همراه تعدادي از غلامان خودش با کبر و غرور فراوان از يکي از کوچه هاي تنگ و باريک خراسان عبور مي کردند. در...
يکشنبه، 27 دی 1388
چيزي شبيه گزارش!
به گزارش گزارشگر ما، هنوز مدرسه ها شروع نشده، موج هنرنمايي و نقش آفريني بعضي از دانش آموزان خيلي هنرمند در زمينه هاي خطاطي، حکاکي و نقاشي در...
يکشنبه، 27 دی 1388