دلم در عاشقي آواره شد آواره تر بادا
دلم در عاشقي آواره شد آواره تر بادا
دوشنبه، 14 دی 1388
رفت آنکه چشم راحت خوش مي‌غنود ما را
رفت آنکه چشم راحت خوش مي‌غنود ما را
دوشنبه، 14 دی 1388
ديوانه ميکني دل و جان خراب را
ديوانه ميکني دل و جان خراب را
دوشنبه، 14 دی 1388
چه اقبالست اين يارب که دولت داده‌اي ما را
چه اقبالست اين يارب که دولت داده‌اي ما را
دوشنبه، 14 دی 1388
جانا به پرسش ياد کن روزي من گم بوده را
جانا به پرسش ياد کن روزي من گم بوده را
دوشنبه، 14 دی 1388
چو در چمن روي از خنده لب مبند آنجا
چو در چمن روي از خنده لب مبند آنجا
دوشنبه، 14 دی 1388
بسي شب با مهي بودم کجا شد آن همه شبها
بسي شب با مهي بودم کجا شد آن همه شبها
دوشنبه، 14 دی 1388
برقع برافگن اي پري حسن بلاانگيز را
برقع برافگن اي پري حسن بلاانگيز را
دوشنبه، 14 دی 1388
برو اي باد و پيش ديگران ده جلوه بستان را
برو اي باد و پيش ديگران ده جلوه بستان را
دوشنبه، 14 دی 1388
بشگفت گل در بوستان آن غنچه‌ي خندان کجا؟
بشگفت گل در بوستان آن غنچه‌ي خندان کجا؟
دوشنبه، 14 دی 1388
بس بود اين که سوي خود راه دهي نسيم را
بس بود اين که سوي خود راه دهي نسيم را
دوشنبه، 14 دی 1388
آورده‌ام شفيع دل زار خويش را
آورده‌ام شفيع دل زار خويش را
دوشنبه، 14 دی 1388
اي باد برقع برفگن آن روي آتش ‌ناک را
اي باد برقع برفگن آن روي آتش ‌ناک را
دوشنبه، 14 دی 1388
اي صبا بوسه زن ز من در او را
اي صبا بوسه زن ز من در او را
دوشنبه، 14 دی 1388
بهار پرده بر انداخت روي نيکو را
بهار پرده بر انداخت روي نيکو را
دوشنبه، 14 دی 1388
شفاعت آمدم اي دوست ديده‌ي خود را
شفاعت آمدم اي دوست ديده‌ي خود را
دوشنبه، 14 دی 1388
قدري بخند و ازرخ قمري نماي ما را!
قدري بخند و ازرخ قمري نماي ما را!
دوشنبه، 14 دی 1388
جان بر لب است عاشق بخت آزماي را
جان بر لب است عاشق بخت آزماي را
دوشنبه، 14 دی 1388
با يار ز من خبر بگوييد
با يار ز من خبر بگوييد
يکشنبه، 13 دی 1388
ياري دل ما به رايگان برد
ياري دل ما به رايگان برد
يکشنبه، 13 دی 1388