داستانی از لتونی

مادر «خوشبختی»

این قضیه روز قبل از عید اتفاق افتاد. تمام ساکنان خانه به حمام رفته بودند که برای سال نو تمیز و پاکیزه باشند. فقط دختر یتیمی در منزل مانده بود که به جای همه کار می‌کرد؛ کاری که پایان نداشت. عابر پیری وارد منزل شد و گفت:
سه‌شنبه، 30 شهريور 1395
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
مادر «خوشبختی»
 مادر «خوشبختی»

 

نویسنده: یان نی یدره
مترجم: روحی ارباب



 

 

این قضیه روز قبل از عید اتفاق افتاد. تمام ساکنان خانه به حمام رفته بودند که برای سال نو تمیز و پاکیزه باشند. فقط دختر یتیمی در منزل مانده بود که به جای همه کار می‌کرد؛ کاری که پایان نداشت. عابر پیری وارد منزل شد و گفت:
- دخترم. شب بخیر!
- شب بخیر!
- دخترکم، تو از این که دیروقت به حمام بروی نترس. حالا دیگر تو خوشبخت خواهی شد.
پیرمرد قدری استراحت کرد و آبی نوشید و به راه افتاد. نزدیک نیمه شب بود که ارباب خانه با ساکنان آن از حمام برگشتند.
دختر صاحبخانه به دختر یتیم گفت:
- حالا نوبت تو است که به حمام بروی.
دخترک اطاعت کرد و رفت. درست نیمه‌های شب بود که در حمام باز شد و یک پیرزن موسفیدی وارد حمام شد. سلام کرد و نشست و گفت:
- دخترکم، از من نترس. من مادر «خوشبختی» هستم. چرا این قدر دیر به حمام آمده‌ای؟
دختر یتیم جرئت پیدا کرد و گفت:
- پیرزن مهربان، اگر بدانی از روزی که پدر و مادرم مرده‌اند چه قدر به من سخت می‌گذرد. ارباب‌ها مرا خیلی اذیت می‌کنند و زندگانی من از زندگانی یک سگ هم بدتر و سخت‌تر است. هر وقت عید می‌رسد زحمتم دو برابر می‌شود و فقط به من اجازه می‌دهند که به حمام بروم. در حمام از ترس و وحشت پشتم می‌لرزد. از طرفی چه طور من می‌توانم خودم را بشویم در حالی که نه آب گرم مانده و نه کیسه‌ای. با گفتن این حرف‌ها اشک در چشمان دخترک یتیم حلقه زد.
مادر «خوشبختی» او را دلداری داد و گفت:
- ولی دخترم، تو فعلاً مرا بشور. فکر می‌کنم هم آب گرم باشد و هم کیسه.
دخترک خواهش پیرزن را انجام داد و با دقت او را شست. مادر «خوشبختی» از او تشکر کرد و موقع وداع گفت:
- این کیسه را بگیر و در ته صندوق خودت بگذار. فکر می‌کنم بخت و اقبال به سراغ تو بیاید.
دختر یتیم وقتی به منزل آمد همین کار را کرد: کیسه‌ی حمام را در ته صندوق خودش جای داد. صبح که در صندوق را باز کرد مقدار زیادی سکه‌های طلا در آن جا دید. دخترک خیلی خوشحال شد و دوان دوان نزد دختر ارباب رفت و گفت:
- بیا ببین پیرزنی که در حمام شستم چه قدر خوشبختی برای ما آورده. بیا و تماشا کن.
دختر صاحبخانه خیلی حسودیش شد. شب بعد حدود نیمه شب خودش به حمام رفت، در آن جا نشست، و با حالتی اندوهگین منتظر ماند. نیمه‌های شب پیرزن موسفیدی که مادر خوشبختی بود از آن جا می‌گذشت. سلام کرد و از دخترک پرسید که چرا این قدر دیر به حمام آمده است؟ دخترک جواب داد:
- پدر و مادرم اجازه نمی‌دهند که زودتر بیایم.
- پس مرا شست و شو بده.
دختر ارباب دلش نمی‌خواست این کار را بکند، ولی به طمع طلا پیرزن را شست. پیرزن موقع خداحافظی به او گفت:
- در ظاهر تو دختر مهربان و نیکوکاری هستی، ولی باطناً سیاهدل و شروری. تو خوشبخت نخواهی شد؛ گرچه به دنبال خوشبختی می‌روی.
دختر ارباب اوقاتش تلخ شد. بر سر پیرزن داد کشید و رفت به منزل که پول دختر یتیم را بگیرد. ولی در راه پایش به سنگ گیر کرد و زمین خورد و دیگر برنخاست.
ارباب و خانمش وقتی که دانستند دخترشان در نتیجه‌ی حرص و طمع به چنین سرنوشت شومی دچار شده نسبت به دخترک یتیم مهربان شدند و او را به دختری خودشان پذیرفتند و رفتارشان نسبت به او تغییر کرد. دخترک یتیم هم بدی‌های آن‌ها را بکلی فراموش کرد و دختر خوب آن‌ها شد.
منبع مقاله :
نی‌ یدره، یان؛ (1382)، داستان‌های لتونی؛ ترجمه‌ی روحی ارباب؛ تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم



 

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
آیا جهاد فقط جنگ نظامی است؟ ده گونه جهاد در قرآن را بشناسید
آیا جهاد فقط جنگ نظامی است؟ ده گونه جهاد در قرآن را بشناسید
راننده‌ای که کامیونش را وقف برپایی موکب رهبر شهید کرد!
play_arrow
راننده‌ای که کامیونش را وقف برپایی موکب رهبر شهید کرد!
نماهنگ/ "همسایه امام رضا" با نوای محمدرضا و حسین طاهری
play_arrow
نماهنگ/ "همسایه امام رضا" با نوای محمدرضا و حسین طاهری
دسترسی به ابلاغیه‌ها و خدمت قضایی تنها با یک گوشی تلفن همراه!
play_arrow
دسترسی به ابلاغیه‌ها و خدمت قضایی تنها با یک گوشی تلفن همراه!
پاسخ رعدآسای ایران و انفجار در کویت
play_arrow
پاسخ رعدآسای ایران و انفجار در کویت
خلاصه والیبال ایران ۱ - اوکراین ۳
play_arrow
خلاصه والیبال ایران ۱ - اوکراین ۳
روایت حدادعادل از علاقه زیاد رهبر شهید انقلاب به خواندن کتاب
play_arrow
روایت حدادعادل از علاقه زیاد رهبر شهید انقلاب به خواندن کتاب
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام تاسیسات آمریکا در مینا عبدالله کویت
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام تاسیسات آمریکا در مینا عبدالله کویت
مچ‌گیری سنگین عنصر ضدانقلاب از منشه امیر
play_arrow
مچ‌گیری سنگین عنصر ضدانقلاب از منشه امیر
تصاویر دوربین مدار بسته از جنایتکاری که به دار مجازات آویخته شد
play_arrow
تصاویر دوربین مدار بسته از جنایتکاری که به دار مجازات آویخته شد
یورش شهرک‌نشینان صهیونیست به مسجدالاقصی
play_arrow
یورش شهرک‌نشینان صهیونیست به مسجدالاقصی
بی‌قراریِ داریوش فرضیایی در مراسم خاکسپاری مادرش
play_arrow
بی‌قراریِ داریوش فرضیایی در مراسم خاکسپاری مادرش
شلیک موشک‌های سپاه به سمت مواضع دشمن آمریکایی در منطقه
play_arrow
شلیک موشک‌های سپاه به سمت مواضع دشمن آمریکایی در منطقه
از «نشان جهاد» تا «زکات شجاعت»؛ بررسی ابعاد مختلف جهاد در احادیث معصومان (ع)
از «نشان جهاد» تا «زکات شجاعت»؛ بررسی ابعاد مختلف جهاد در احادیث معصومان (ع)
سرگردانی آهوهای خارک در خیابان‌ها از ترس صدای انفجار
play_arrow
سرگردانی آهوهای خارک در خیابان‌ها از ترس صدای انفجار