در راه عشق هر دل کو خصم خويشتن شد شاعر : عطار فارغ ز نيک و بد گشت ايمن ز ما و من شد در راه عشق هر دل کو خصم خويشتن شد کان دم که عشق آمد از ننگ تن به تن شد ني ني که نيست کس را جز نام عشق حاصل افلاک سرنگون گشت ارواح نعرهزن شد در تافت روز اول يک ذره عشق از غيب کس را نديد محرم با جاي خويشتن شد آن ذره عشق ناگه چون سينهها ببوييد وان خود چنان که آمد هم بکر با وطن شد زان ذره عشق خلقي در گفتگو فتادند عاشق نمرد هرگز کو زنده در کفن شد در عشق زنده...