0
جستجوی عبارت   مادر   بیش از   10000   نتیجه در بر داشت.
شير مادر؛ ضدسرطان

شير مادر؛ ضدسرطان

بررسي‌هاي مختلف نشان داده وقتي سيستم ايمني بدن با مصرف شير مادر بر پايه‌هاي محکمي گذاشته مي‌شود، مثل ساختماني که بنيانش قوي است و امکان تخريبش کم، بدن نيز از ابتلا به بسياري از بيماري‌هاي خودايمني مانند ام‌اس و بسياري از سرطان‌ها مثل سرطان خون و غدد لنفاوي مصون مي‌ماند.
شير مادر؛ ضدسرطان

شير مادر؛ ضدسرطان

بررسي‌هاي مختلف نشان داده وقتي سيستم ايمني بدن با مصرف شير مادر بر پايه‌هاي محکمي گذاشته مي‌شود، مثل ساختماني که بنيانش قوي است و امکان تخريبش کم، بدن نيز از ابتلا به بسياري از بيماري‌هاي خودايمني مانند ام‌اس و بسياري از سرطان‌ها مثل سرطان خون و غدد لنفاوي مصون مي‌ماند.
مقام و منزلت مادر

مقام و منزلت مادر

در این مطلب جایگاه مادر از منظر فرهنگ اسلامی بررسی می شود.
مادر بودن

مادر بودن

سر ميز ناهار دور هم نشسته بوديم که يک د فعه دخترم با لحن نيمه شوخي گفت: "مي خواهم خبري بهتون بد م.من و شوهرم خيال داريم عيال وار شويم!نظر شما چيه؟" من با احتياط تمام در حالي که سعي مي کرد م تن صدايم تغييري نکند جواب داد م:"خوب، زند گيتون رو عوض مي کنه."
معيارهاي مادر ايده‌آل

معيارهاي مادر ايده‌آل

همه خانم‌ها وقتي ازدواج مي‌کنند و تصميم مي‌گيرند مادر شوند، آرزوهايي در سر مي‌پرورانند. به جزييات اين روياها و اهدافي که براي آينده فرزند در نظر مي‌گيرند، کاري ندارم اما مي‌توان در يک کلام گفت که همه قصد دارند مادري نمونه و کامل باشند. حال که چنين قصدي در همه مشترک است، بد نيست از دكتر سهامي، فوق‌تخصص روانپزشکي کودک و خانواده، درباره رسم مادر برتر بودن سوال کنيم و نظر ايشان را بدانيم.
فقط شير مادر

فقط شير مادر

متاسفانه بعضي از والدين به دلايلي از قبيل تصور کمبود شير مادر، گريه و بي‌قراري شيرخوار، رفتن به سرکار، امتحان کردن گرسنگي شيرخوار و... گاهي با تجويز کارکنان بهداشتي و درماني و گاهي نيز با تصميم خود، اقدام به استفاده از شيري به غير از شيرمادر، آن هم از طريق بطري مي‌کنند و
روز مادر

روز مادر

من توي فکر هديه ام هديه براي مادرم گل هديه خوبي ست.....پس يک شاخه ميخک مي خرم مي گويم اين گل مال تو مامان خوب و خوش گلم حتما خوشش مي آيد او
مادر

مادر

شيوا زير باران نشسته و چشمانش را هم گذاشته بود تا قطره هاي باران را روي گونه هايش احساس کند، شايد کمي از سوز درونش کم شود. امروز چهل روز از سوگ مادرش مي گذرد، مادري که براي او همه چيز بود؛ عشق، ايمان، محبت، پدر و همه چيز.
مادر

مادر

زمستان از راه رسيده بود. محمد با دستاني پر از ميوه و شيريني به خانه آمده بود، بچه ها با ديدن پدر از شادي به هوا پريدند. محمد، بچه ها را بوسيد. زکيّه و محبوبه، دختران محمد آقا، براي پدر ناز مي کردند. احمد، اسماعيل و مجتبي، پسران محمدآقا نيز پدر را بوسيدند. پدر همه بچه ها را نوازش کرد. سرماي زمستان گرچه در آن سال خيلي سخت بود ولي با بودن پدر و مادر مهرباني که بچه ها داشتند، سرما در خانه آنها راهي نداشت.
مادر

مادر

پسر، رو قدر مادر دان که دائم کشد رنج پسر، بيچاره مادر برو بيش از پدر خواهش که خواهد تو را بيش از پدر، بيچاره مادرز جان محبوب تر دارش که دارت ز جان محبوب تر، بيچاره مادر نگهداري کند نه ماه و نه روز تو را چون جان به بر، بيچاره مادر