آنکه او دست و دلت را سبب روزي کرد
آنکه او دست و دلت را سبب روزي کرد شاعر : انوري درگهت را در پيروزي و بهروزي کرد آنکه او دست و دلت را سبب روزي کرد...
شنبه، 28 اسفند 1389
در جهان با مردماني که چون بايد گذاشت
در جهان با مردماني که چون بايد گذاشت شاعر : انوري آن قدر عمري که يابد مردم آزاد مرد در جهان با مردماني که چون بايد...
شنبه، 28 اسفند 1389
گرچه شب سقطه‌ي من هر که ديد
گرچه شب سقطه‌ي من هر که ديد شاعر : انوري پاره‌اي از روز قيامت شمرد گرچه شب سقطه‌ي من هر که ديد گنج بزرگست پس...
شنبه، 28 اسفند 1389
قلتباني هم به خواهر هم بزن
قلتباني هم به خواهر هم بزن شاعر : انوري نيست پيدا گرچه کس پنهان نکرد قلتباني هم به خواهر هم بزن گپ مزن گرد حديث...
شنبه، 28 اسفند 1389
جهان گر مضطرب شد گو همي شو
جهان گر مضطرب شد گو همي شو شاعر : انوري من و مي تا جهان آرام گيرد جهان گر مضطرب شد گو همي شو که مي اندوه فردا...
شنبه، 28 اسفند 1389
هر که به ورزيدن کمال نهد روي
هر که به ورزيدن کمال نهد روي شاعر : انوري شيوه‌ي نقصان ز هيچ روي نورزد هر که به ورزيدن کمال نهد روي گرد قناعت...
شنبه، 28 اسفند 1389
اميرالجبال آنکه با جاه جودش
اميرالجبال آنکه با جاه جودش شاعر : انوري نه گردون براند نه دريا ستيزد اميرالجبال آنکه با جاه جودش به پرويزن ابر...
شنبه، 28 اسفند 1389
کي بود کين سپهر حادثه زاي
کي بود کين سپهر حادثه زاي شاعر : انوري جمله از يکدگر فرو ريزد کي بود کين سپهر حادثه زاي بر جهان آتش بلا بيزد...
شنبه، 28 اسفند 1389
مقبلي آنکه روز و شب ادبار
مقبلي آنکه روز و شب ادبار شاعر : انوري از سر و ريش او همي ريزد مقبلي آنکه روز و شب ادبار روح او از عروق بگريزد...
شنبه، 28 اسفند 1389
روز را رايگان ز دست مده
روز را رايگان ز دست مده شاعر : انوري نيست امکان آنکه باز رسد روز را رايگان ز دست مده که بدان دولت دراز رسد ...
شنبه، 28 اسفند 1389
گر اندک صلتي بخشد اميرت
گر اندک صلتي بخشد اميرت شاعر : انوري ازو بستان کزو بسيار باشد گر اندک صلتي بخشد اميرت که اندر عمر خود يکبار باشد...
شنبه، 28 اسفند 1389
مدت عالم به آخر مي‌رسد بي‌هيچ شک
مدت عالم به آخر مي‌رسد بي‌هيچ شک شاعر : انوري طالع عالم نمي‌بيني که چون منحوس شد مدت عالم به آخر مي‌رسد بي‌هيچ شک...
شنبه، 28 اسفند 1389
گفتم چو لطف بار خدايم قبول کرد
گفتم چو لطف بار خدايم قبول کرد شاعر : انوري جانم ز قهر و غصه‌ي ايام رسته شد گفتم چو لطف بار خدايم قبول کرد روزيم...
شنبه، 28 اسفند 1389
اي خداوندي که درمعراج قدر و منزلت
اي خداوندي که درمعراج قدر و منزلت شاعر : انوري تا به جايي همتت برشد که فکرت بر نشد اي خداوندي که درمعراج قدر و منزلت...
شنبه، 28 اسفند 1389
من واين نفس که با قحبه‌ي رعناي جهان
من واين نفس که با قحبه‌ي رعناي جهان شاعر : انوري چون خسان عشق نبازم نه به سهو و نه بعمد من واين نفس که با قحبه‌ي...
شنبه، 28 اسفند 1389
اوحدالدين که در سوئال و جواب
اوحدالدين که در سوئال و جواب شاعر : انوري بدهد داد علم و بستاند اوحدالدين که در سوئال و جواب بکند چون به فضل...
شنبه، 28 اسفند 1389
افتخار جهان حميدالدين
افتخار جهان حميدالدين شاعر : انوري که خرد مدح تو همي خواند افتخار جهان حميدالدين که نداند همي و نتواند دانکه...
شنبه، 28 اسفند 1389
انوري را خدايگان جهان
انوري را خدايگان جهان شاعر : انوري پيش خود خواند و دست داد و نشاند انوري را خدايگان جهان واندر آن سحر کرد و در...
شنبه، 28 اسفند 1389
وز قدر تو اندر حروف معجم
وز قدر تو اندر حروف معجم شاعر : انوري کلک تو نهد زانکه او تواند وز قدر تو اندر حروف معجم پيش قلمت هر ز بر نداند...
شنبه، 28 اسفند 1389
خداوندا تو مي‌داني که بنده
خداوندا تو مي‌داني که بنده شاعر : انوري نيارد هيچ زحمت تا تواند خداوندا تو مي‌داني که بنده ز گيتي مرجع ديگر نداند...
شنبه، 28 اسفند 1389