داستانی از داستان‌های مرزبان نامه

دزدان طمعکار

... حکایت می‌کنند که در زمانهایی نه چندان دور، سه شریک بودند که از راه راهزنی امرار معاش می‌کردند و هر چه را که از این طریق بدست میآوردند، قسمت می‌کردند و سهمی را که برای هرکس قرار می‌دادند بر طبق زحمت و کارآیی
يکشنبه، 29 شهريور 1394
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
دزدان طمعکار
 دزدان طمعکار

 

نویسنده: اسپهبد مرزبان بن رستم بن شهریار
بازنویسی: مهرداد آهو



 

داستانی از داستان‌های مرزبان نامه

... حکایت می‌کنند که در زمانهایی نه چندان دور، سه شریک بودند که از راه راهزنی امرار معاش می‌کردند و هر چه را که از این طریق بدست میآوردند، قسمت می‌کردند و سهمی را که برای هرکس قرار می‌دادند بر طبق زحمت و کارآیی او سنجیده می‌شد.
این سه راهزن شریک، سالها در کمین کاروانها می‌نشستند و به اکثر آنها دستبرد می‌زدند و مال و اموال آنها را به غارت می‌بردند و بین خود تقسیم می‌کردند. روزها به همین منوال می‌گذشت و آنها به شغل راهزنی مشغول بودند تا روزی از این روزها، سه شریک راهزن، پس از حمله به کاروان و غارت آن، برای تقسیم اموال غارت شده در نزدیکی های یک شهر و در کناره های خرابه های آن توقف کردند. آنها پس از اینکه آن پولها و اموال را بین خود تقسیم کردند، مدتی را در آنجا ماندند تا قدری استراحت کنند و پس از تجدید قوا، به راه خود ادامه دهند. درآن حال یکی از سه شریک راهزن به دو نفر دیگر گفت: ای دوستان من! در این مکان خرابه به گمان من، باید گنج هایی پنهان باشد، بیایید تا بگردیم، شاید گنجی پیدا کردیم و به نوایی رسیدیم آن دو شریک دیگر قبول کردند و آنها به گشتن و جستجو در آن خرابه ها پرداختند.
بعد از مدتی جستجو و کند و کاو، در زیر یک سنگ بزرگ صندوقچه ای پیدا کردند و هر سه خوشحال شدند. سپس در آن صندوقچه را با هر مشکلی که بود گشودند و درون آن را پر از طلا و جواهرات دیدند. همگی از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدند. پس یکی از آن سه شریک، رو به دو نفر دیگر کرد و گفت: ای دوستان! بیایید در این مکان مدتی استراحت کنیم و بعد از اینکه چیزی خوردیم و این ثروت بی حد و حساب را بین خود تقسیم کردیم، آن وقت هر کس به سراغ کار خویش می‌رود. یکی از آنها قبول کرد که به شهر مجاور برود و آب و غذا تهیه کند و برگردد و آن دو نفر دیگر در آنجا بمانند. آن مرد راهزن که برای تهیه غذا رفته بود، بعد از اینکه وارد شهر شد، به سراغ بقالی رفت و از او مقداری غذا و آشامیدنی خرید و به سمت آن خرابه ها که دوستانش منتظرش بودند به راه افتاد.
در بین راه با خود اندیشید که اگر من سمّی تهیه کنم و آن را در غذای خریداری شده بریزم و برای دو شریک دیگر ببرم و آنها از آن بخورند و بمیرند تمام آن گنج به من خواهد رسید، پس با این فکر شیطانی به شهر بازگشت و به دکان عطاری رفت و سمّی مهلک تهیه کرد و آن را به صورتی که مشخص نباشد در داخل غذاها ریخت و سپس به سمت خرابه ها به راه افتاد، اما از آن طرف دو شریک دیگر نیز با هم به گفتگو پرداختند و بیکار ننشستند و چون دوستی آن دو با هم عمیق تر بود و شریک سوم نیز که برای تهیه غذا رفته بود، را بیگانه می‌دانستند با هم به توافق رسیدند که در کمین بنشینند و وقتی که آن شریک از شهر آمد، به او حمله ببرند و او را با شمشیر از پای درآورند. پس وقتی که شریک به نزدیکی های خرابه ها رسید آن دو نفر که در کمین او نشسته بودند ناگاه با یک حمله غافلگیرانه او را از پای درآوردند و با شمشیر او را به قتل رساندند و هر دو با غذاهایی که او آورده بود به خرابه ها برگشتند، یعنی همان غذاهایی که آن شریک مقتول از شهر خریده و پر از سم مهلک بود و آنها خبر نداشتند.
آن دو که بسیار گرسنه بودند بر سر غذاها ریختند و تمام غذاها را تا ته خوردند و بعد از لحظه ای هر دو به حالتی ناگوار مردند و پس از مرگ آن دو دیگر کسی نبود که آن صندوقچه را بردارد و از آن استفاده کند زیرا هر سه نفر آنها بر اثر طمع بیش از حد خود، مرده بودند. پس صندوقچه ماند و خرابه ها و جسد آن سه شریک طمّاع و راهزن.
منبع مقاله :
مهرداد، آهو؛ (1389)، 62 داستان از (کلیله و دمنه- سیاستنامه- مرزبان نامه- مثنوی معنوی- تحفةالمجالس- سندبادنامه- قابوسنامه- جوامع الحکایات- منطق الطیر)، تهران: انتشارات سما، چاپ سوم



 

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
لگوهای ایرانی این‌‎بار وزیر امور خارجه آمریکا را هدف گرفتند!
play_arrow
لگوهای ایرانی این‌‎بار وزیر امور خارجه آمریکا را هدف گرفتند!
وضعیت عربستان بعد از حملات موشکی یمن
play_arrow
وضعیت عربستان بعد از حملات موشکی یمن
ایران چگونه گره اتصال پایگاه‌های آمریکا را کور کرد؟
play_arrow
ایران چگونه گره اتصال پایگاه‌های آمریکا را کور کرد؟
خودزنی پاتریوت آمریکایی در بحرین
play_arrow
خودزنی پاتریوت آمریکایی در بحرین
۵۰ درصد مسیر نجف به کربلا مجهز به سایبان شد
play_arrow
۵۰ درصد مسیر نجف به کربلا مجهز به سایبان شد
گزارشی از کشتی‌های متوقف‌شده در تنگۀ هرمز
play_arrow
گزارشی از کشتی‌های متوقف‌شده در تنگۀ هرمز
از بایرام لودر تا غلامرضای مادر و عباس خاکپور آدم برفی
play_arrow
از بایرام لودر تا غلامرضای مادر و عباس خاکپور آدم برفی
روایت مرحوم اکبر عبدی از احوال پرسی رهبر شهید انقلاب
play_arrow
روایت مرحوم اکبر عبدی از احوال پرسی رهبر شهید انقلاب
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام سیستم دفاع هوایی پاتریوت در اربیل
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام سیستم دفاع هوایی پاتریوت در اربیل
بیلبورد قدردانی اهالی یمن از ایران بخاطر شکست محاصره هوایی
play_arrow
بیلبورد قدردانی اهالی یمن از ایران بخاطر شکست محاصره هوایی
عملیات شکار ترامپ و نتانیاهو
play_arrow
عملیات شکار ترامپ و نتانیاهو
قصه ماندگارترین سکانس «مادر» از زبان زنده‌یاد اکبر عبدی؛ اشکی که علی حاتمی را هم متاثر کرد
play_arrow
قصه ماندگارترین سکانس «مادر» از زبان زنده‌یاد اکبر عبدی؛ اشکی که علی حاتمی را هم متاثر کرد
آخرین تصویر از ماکان نصیری و هم‌کلاسی‌هایش در مدرسه
play_arrow
آخرین تصویر از ماکان نصیری و هم‌کلاسی‌هایش در مدرسه
لحظه عملیات استشهادی یک فلسطینی علیه صهیونیست‌ها
play_arrow
لحظه عملیات استشهادی یک فلسطینی علیه صهیونیست‌ها
حملات پهپادی ایران علیه مواضع دشمن آمریکایی در منطقه
play_arrow
حملات پهپادی ایران علیه مواضع دشمن آمریکایی در منطقه