دل پرده‌ي عشق توست برگير

دل پرده‌ي عشق توست برگير شاعر : خاقاني جان تحفه‌ي وصل توست بپذير دل پرده‌ي عشق توست برگير دانم که نيرزدت به زنجير تن هم سگ کوي توست داني جستيم و نيافتيم تدبير گفتي که بجوي تا بيابي تقصير نمي‌کني ز تقصير در کار دلي که گمره توست آمد دل من بخست بر خير تيري ز قضاي بد سبق کرد نام تو نوشته بود بر تير آن تير ز شست توست زيرا هم هيچ مگو به هيچ برگير خاقاني اگرچه هيچ کس نيست
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
دل پرده‌ي عشق توست برگير
دل پرده‌ي عشق توست برگير
دل پرده‌ي عشق توست برگير

شاعر : خاقاني

جان تحفه‌ي وصل توست بپذيردل پرده‌ي عشق توست برگير
دانم که نيرزدت به زنجيرتن هم سگ کوي توست داني
جستيم و نيافتيم تدبيرگفتي که بجوي تا بيابي
تقصير نمي‌کني ز تقصيردر کار دلي که گمره توست
آمد دل من بخست بر خيرتيري ز قضاي بد سبق کرد
نام تو نوشته بود بر تيرآن تير ز شست توست زيرا
هم هيچ مگو به هيچ برگيرخاقاني اگرچه هيچ کس نيست


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط