لطافت دهنش در بيان نميگنجد شاعر : خواجوي کرماني حلاوت سخنش در زبان نميگنجد لطافت دهنش در بيان نميگنجد ز من مپرس که آن در بيان نميگنجد معاني که مصور شود ز صورت دوست که تيرقامت اودر کمان نمي گنجد از آن چو کلک ز شستم بجست و گوشه گرفت اگر چه مجلس او در جهان نميگنجد جهان پرست ز درديکشان مجلس او شکوفهئيست که در بوستان نميگنجد درين چمن که منم بلبل خوش الحانش که هيج با تو مرا در ميان نميگنجد چو در کنار مني گو کمر برو ز ميان ترا که...