تقدير که يک چند مرا از تو جدا داشت
تقدير که يک چند مرا از تو جدا داشت
دوشنبه، 14 دی 1388
امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت
امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت
دوشنبه، 14 دی 1388
روز عيد ست به من ده مي نابي چو گلاب
روز عيد ست به من ده مي نابي چو گلاب
دوشنبه، 14 دی 1388
که ره نمود ندانم قباي تنگ ترا
که ره نمود ندانم قباي تنگ ترا
دوشنبه، 14 دی 1388
وقتي اندر سر کويي گذري بود مرا
وقتي اندر سر کويي گذري بود مرا
دوشنبه، 14 دی 1388
يا رب که داد آينه آن بت پرست را
يا رب که داد آينه آن بت پرست را
دوشنبه، 14 دی 1388
من و پيچاک زلف آن بت و بيداري شبها
من و پيچاک زلف آن بت و بيداري شبها
دوشنبه، 14 دی 1388
من به هوس همي خورم ناوک سينه دوز را
من به هوس همي خورم ناوک سينه دوز را
دوشنبه، 14 دی 1388
گذشت آرزو از حد بپاي بوس تو ما را
گذشت آرزو از حد بپاي بوس تو ما را
دوشنبه، 14 دی 1388
سري دارم که سامان نيست او را
سري دارم که سامان نيست او را
دوشنبه، 14 دی 1388
گر چه بربود عقل و دين مرا
گر چه بربود عقل و دين مرا
دوشنبه، 14 دی 1388
سيم خيال تو بس با قمر چکار مرا؟
سيم خيال تو بس با قمر چکار مرا؟
دوشنبه، 14 دی 1388
دلم در عاشقي آواره شد آواره تر بادا
دلم در عاشقي آواره شد آواره تر بادا
دوشنبه، 14 دی 1388
رفت آنکه چشم راحت خوش مي‌غنود ما را
رفت آنکه چشم راحت خوش مي‌غنود ما را
دوشنبه، 14 دی 1388
ديوانه ميکني دل و جان خراب را
ديوانه ميکني دل و جان خراب را
دوشنبه، 14 دی 1388
چه اقبالست اين يارب که دولت داده‌اي ما را
چه اقبالست اين يارب که دولت داده‌اي ما را
دوشنبه، 14 دی 1388
جانا به پرسش ياد کن روزي من گم بوده را
جانا به پرسش ياد کن روزي من گم بوده را
دوشنبه، 14 دی 1388
چو در چمن روي از خنده لب مبند آنجا
چو در چمن روي از خنده لب مبند آنجا
دوشنبه، 14 دی 1388
بسي شب با مهي بودم کجا شد آن همه شبها
بسي شب با مهي بودم کجا شد آن همه شبها
دوشنبه، 14 دی 1388
برقع برافگن اي پري حسن بلاانگيز را
برقع برافگن اي پري حسن بلاانگيز را
دوشنبه، 14 دی 1388