بی چاره من
بی چاره من به هر چه رسیدم سراب بود افسوس هر چه نقشه کشیدم بر آب بود عمری به انتظار نشستم ولی چه سود وقتی تو آمدی دل من غرق خواب بود
چهارشنبه، 9 تير 1395
بهار من
بهار آمد، بهار من نيامد گل آمد، گلعذار من نيامد برآوردند سر از شاخ، گل‌ها گلي بر شاخسار من نيامد
چهارشنبه، 9 تير 1395
به حال خرابم دعا کنی
کی می‌شود به حال خرابم دعا کنی نام مرا میان قنوتی صدا کنی عمری است کوچه گرد دیار محبتم شاید دلت بسوزد و شاید و عطا کنی با درد هم نشینم و با غصه...
چهارشنبه، 9 تير 1395
بوی گل نرگس
امشب رسد از سامره بوی گل نر گس گل‌ها همه چشمند به سوی گل نر گس بگرفته همه خوی به خوی گل نرگس نرگس زده لبخند به روی گل نرگس
سه‌شنبه، 8 تير 1395
برای رفتن تا آسمان
بالی برای رفتن تا آسمان بده راهی برای دیدن رویت نشان بده ما مردمان ساده دل این زمانه‌ایم اصلا خودت بیا و دعا یادمان بده
سه‌شنبه، 8 تير 1395
بر سر راهت
مى‌نشینم چو گدا بر سر راهت اى دوست شاید اُفتد به من خسته نگاهت اى دوست به امیدى که ببینم رخ زیباى تو را مى‎نشینم همه شب بر سر راهت اى دوست...
سه‌شنبه، 8 تير 1395
بدون شما، ما نمی‌شود
اين من وَ او بدون شما، ما نمي‌شود با تو سكوت، غرق معمّا نمي‌شود با ديده‌اي كه باز به نامحرمان شده مي‌خواستم ببينمت، امّا نمي‌شود اينجا ميانِ...
سه‌شنبه، 8 تير 1395
باغ را زینت کنید
لاله‎های نرگس! امشب باغ را زینت کنید باغ را زینت کنید از باغبان دعوت کنید با گل دامان نرجس لحظه‎ای خلوت کنید تا سحر با آن نگار نازنین صحبت کنید...
سه‌شنبه، 8 تير 1395
آید همی
امشبم دل در فغان آید همی دیده گانم خون فشان آید همی هردم از افلاکیان بر خاکیان مژده می‌آید که جان آید همی بانگ جاءالحق به آواز فصیح
سه‌شنبه، 8 تير 1395
آه شب
كاشكى آه شب اثر مى‌داشت شب تنهايى‌ام، سحر مى‌داشت كاش تا شهر آرزو، يك چند مرغ جان رخصت سفر مى‌داشت قفسم را، به جانب صحرا
سه‌شنبه، 8 تير 1395
آقا قبول کن
ما را به یک کلاف نخ آقا قبول کن یا ایّها العزیز! أبانا! قبول کن آهی در این بساط به غیر از امید نیست یا ناامیدمان ننما یا، قبول کن از یاد برده‌ایم...
سه‌شنبه، 8 تير 1395
آقا بیا
آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد شاید دعای مادرت زهرا بگیرد آقا بیا تا با ظهور چشمهایت این چشم‌های ما کمی تقوا بگیرد
سه‌شنبه، 8 تير 1395
آشنای غربت جمعه
ای آشنای غربت جمعه ظهور کن یک مرتبه ز کوچه ما هم عبور کن حک شد به روی بال قنوت نمازمان این خواهش قدیمی آقا ظهور کن
سه‌شنبه، 8 تير 1395
آرزوى وصال
عمرى به آرزوى وصال تو سوختيم با ياد آفتاب جمال تو سوختيم ما را اگرچه چشم تماشا نداده‌اند اى غايب از نظر! به خيال تو سوختيم اى شام هجر! كى سپرى...
سه‌شنبه، 8 تير 1395
اي يادگار عترت طاها
ای یادگار عترت طاها، ظهور کن آرام جان زهره‌ی زهرا، ظهور کن از رخ بگیر معجر غیبت، عزیز دل روشن‌ترین ستاره‌ی دنیا، ظهور کن
سه‌شنبه، 8 تير 1395
اي مهربان
اي مهربان كه نام تو را يار گفته‌اند چشم تو را فروغ شب تار گفته‌اند از دست‌هاي مهر تو اعجاز چيده‌اند از گام‌هاي سبز تو بسيار گفته‌اند
سه‌شنبه، 8 تير 1395
اي مهربان
اي مهربان، زيباتر از رنگين كمان‌ها اي خواهش قدر تمام كهكشان‌ها اي حرمت دستت پر از حس شقايق اي وسعت چشمت پر است از آسمان‌ها با پرچم سبز عدالت...
سه‌شنبه، 8 تير 1395
ای نهان
اى نهان ساخته از ديده ما صورت خويش بدر از پرده غيب آى و نُما طلعت خويش طاق شد، طاقت ياران بگشا پرده ز رخ اى نهان ساخته از ديده ما صورت خويش
سه‌شنبه، 8 تير 1395
ای گوش زمان‌ها و مکان‌ها به کلامت
ای گوش زمان‌ها و مکان‌ها به کلامت افلاکی و خاکی شده پژواک پیامت هم روح نبوت تو و هم جان امامت یعنی که خداحافظی ات عین سلامت
سه‌شنبه، 8 تير 1395
اولین بار
اولین بار که رنگ عددی پیدا شد جلوه بسیار شد و خوب و بدی پیدا شد چشم وا کردی و پلک ازلیت گم شد چشم را بستی و خواب ابدی پیدا شد با تو هم لیس کمثله...
سه‌شنبه، 8 تير 1395