افسانه ي اوپونتيا
اينيا دختر تنگدست و بي چيزي بود، لباس هايش چنان پاره پاره شده بود که پوست بدنش از پشت آن ها ديده مي شد و دخترک نمي دانست چگونه آن را وصله پينه...
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
لطف ماه
نخستين ماه سال اينکا از بيست و يکم دسامبر يعني اول ماه دي آغاز مي شد و اينکاها اين ماه از سال را به ماه آسمان تخصيص داده بودند.
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
خاصيت آب
ياسوما با خود مي انديشيد که: «من گناهکارم. برادرم کوچکم را آزرده ام و با نامزد خود چنان بدرفتاري کرده ام که ديگر نمي خواهد با من ازدواج کند....
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
سرگذشت شگفت انگيز پسر کوئي تومب
کوئي تومب ، برادر تومب، سردار نامدار، در آتش اين حسرت مي سوخت که نام و آوازه اي بلندتر از برادر خويش پيدا کند و مقامي برتر از او بيابد. چون نمي...
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
ازدواج بد فرجام
داستاني هراس انگيز و يادگار دوراني که ساحران و جادوگران دوست داشتند به ديدن مردم ساده و پاکدل بروند و با ترسانيدن آنان سکه اي چند از جيبشان بيرون...
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
برادر بدانديش
دو برادر بودند که با هم سازگار نبودند. سبب اين ناسازگاري اين نبود که يکي از آنان عيب و نقصي در وجود خود داشته باشد و ديگري خوش اندام و زيبا باشد،...
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
داستان دردناک اولانتاي
روزي خوش و هوايي دلکش بود. مرغان بر درختان باغ سلطنتي کوزکو نغمه خواني مي کردند، ليکن در اين روز زيبا و آرام فاجعه اي در شرف وقوع بود.
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
بدگماني
زن و شوهري جوان در کلبه اي دور از آب و آباداني به سر مي بردند و زندگاني را به خوشي و خرمي مي گذرانيدند. آن ها خود را خوشبخت و کامکار مي دانستند...
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
گياه خوشبختي
در دوران طلايي تاريخ اينکاها، در دره اي ميان کوه هاي آند، دهکده ي کوچک و آبادي بود به نام ايتائو که ساکنانش از بام تا شام به کار و کوشش کشور...
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
عصاي زرين
هنوز هم در دهکده هايي که در دامنه هاي پر شيب کوه هاي آند قرار دارند، پيرزنان افسانه ي اينکا ري ساحر را نقل مي کنند. اين افسانه چندان کهنه و قديمي...
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
لاماي پرستشگاه خورشيد
امپراتور هوايناکاپاک، که لقبش «کبير» بود، مرزهاي کشور خويش را بسيار دورتر از کوئيتو برده بود. همه ي ساکنان سرزمين پهناوري که از دشت هاي آمازون...
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
داستان يوپانگي بزرگ
امپراتور پير و بيمار حکومت را به بزرگان کشور سپرده بود و از اين روي هنگامي که شاهزاده يوپانکي، که هنوز در عنفوان جواني بود، از طرف پيران و ريش...
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
خشم خدا
اين واقعه در زماني اتفاق افتاده است که رشته کوه هاي آند جايگاه خدايان بود و به نام آنان خوانده مي شد.
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
دو همزاد که خدايان دوستشان مي داشتند.
هزاران سال پيش از زمان ما، هزاران سالي که از شماره بيرون است، روز و شب با هم در آشتي و سازگاري بسيار به سر مي بردند، زيرا در آن زمان ماه و خورشيد...
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
پيامبر
در يکي از افسانه هاي سرزمين کولا آمده است که در زمان هايي بسيار دور و فراموش شده، پيامبري به نام توناپا در کرانه ي درياچه ي تي تي کاکا به سر...
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
پيدايش کيهان در نگاه اينکاها
پيشترها، بسي پيشتر از زمان ما، ويراکوشا، خداي اينکاها، جهان تيره و تاري را که تازه از آفرينش آن فراغت يافته بود، بدقت نگريستن گرفت.
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
سينکي روکاي مهربان
نامزد تخت و تاج در تالار پرستشگاه به انتظار ورود روحاني بزرگ ايستاده بود. اينکامانکوکاپاک تازه درگذشته بود. او پس از سلطنتي طولاني امپراتوري...
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
نگاهي به تاريخ اينکاها
پيش از آنکه کريستف کلمب آمريکا را کشف کند در شمال غربي آمريکاي جنوبي امپراتوري پهناوري بوده است به نام امپراتوري اينکاها که تمدن و فرهنگي جالب...
سه‌شنبه، 4 آذر 1393
قايق راتا
روزگاري يکي از رؤساي مائوري که « راتا » نام داشت در کلبه اي کنار رود بزرگي زندگي مي کرد. او روي موهايش پرهاي سفيدي از پرندگان قرار داده و روپوش...
يکشنبه، 25 آبان 1393
کودک سرزمين مائوري
اولين ساکنان اين جزاير که رنگشان قهوه اي است و به نام « مائوري » خوانده مي شوند صدها سال پيش به آن سرزمين آمدند و مدت ها به تنهايي در آنجا زيستند....
يکشنبه، 25 آبان 1393