بزرگ‌ترین آرزو

سه برادر بودند که به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می‌کردند. زن‌های آن‌ها هم با هم خوب و صمیمی بودند؛ به اندازه می‌پوشیدند، به اندازه می‌خوردند، به اندازه خرج می‌کردند و در غم و شادی هم شریک بودند.
پنجشنبه، 11 خرداد 1396
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
بزرگ‌ترین آرزو
 بزرگ‌ترین آرزو

نویسنده: محمدرضا شمس

 
سه برادر بودند که به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می‌کردند. زن‌های آن‌ها هم با هم خوب و صمیمی بودند؛ به اندازه می‌پوشیدند، به اندازه می‌خوردند، به اندازه خرج می‌کردند و در غم و شادی هم شریک بودند.
روزی از روزها، وقتی برادرها برای کار بیرون رفتند، بخت به خانه‌ی برادر بزرگ رفت. عروس بزرگ، از بخت به گرمی استقبال کرد، ولی یادش رفت او را به خانه‌اش دعوت کند. بخت همان جا، جلوی در خانه نشست و گفت: «اومدم با شما خداحافظی کنم. الان هم خیلی عجله دارم. سال‌ها کنارتون بودم و حالا که می‌خوام برم، دوست دارم بزرگ‌ترین آرزوی شما رو برآورده کنم.»
زن کمی فکر و گفت: «آرزوم اینه که به ما ثروت زیادی بدی تا در این دنیا هیچ چیز کم نداشته باشیم.»
بخت همان جا آرزوی او را برآورده کرد و به خانه‌ی برادر وسطی رفت. عروس وسطی به گرمی از بخت استقبال کرد و او را به خانه‌اش دعوت کرد. بخت گفت: «اومدم با شما خداحافظی کنم. حالا قبل از رفتن، هر آرزویی داری بگو تا برآورده کنم.»
زن کمی فکر کرد و گفت: «آرزو دارم تمام کیسه‌ها و جوال‌های ما پر از طلا و نقره و جواهرات بشه...»
بخت، آرزوی او را هم برآورده کرد و به خانه‌ای برادر کوچک رفت. عروس کوچک هم به گرمی از او استقبال کرد و او را به خانه‌اش دعوت کرد. بخت گفت: «من سال‌ها در کنار شما بودم و کمک‌تون کردم. حالا می‌خوام به جای دیگه‌ای برم. اما قبل از رفتن، دلم می‌خواد بزرگ‌ترین آرزوت رو برآورده کنم.»
عروس کوچک گفت: «حالا برای آرزو کردن وقت زیاده. بفرمایید داخل خانه، کمی استراحت کنید.»
بخت گفت: «نمی‌تونم، عجله دارم. زودتر آرزوت رو بگو!»
عروس کوچک به فکر فرو رفت؛ اگر بخت از پیش‌شان می‌رفت، بدبخت می‌شدند. پس دنبال راه‌حلی گشت تا برای همیشه بخت را پیش خودشان نگه دارد. بخت پرسید: «به چی فکر می‌کنی؟ چرا آرزوت رو نمی‌گی؟»
زن جواب داد: «من آرزویی دارم که می‌ترسم نتونی برآورده کنی!»
بخت گفت: «نترس، بگو. هر آرزویی باشه، برآورده می‌کنم.»
زن گفت: «قول می‌دی؟»
بخت خندید و گفت: «قول می‌دم.»
زن گفت: «آرزو می‌کنم تو هرگز از پیش ما نری!»
بخت گفت: «این که نمی‌شه! من چاره‌ای جز رفتن ندارم. یک آرزوی دیگه بگو.»
زن گفت: «من آرزوی دیگه‌ای ندارم. فقط دلم می‌خواد برای همیشه همین جا بمونی!»
بخت، ناچار قبول کرد و برای همیشه همان جا بماند.
منبع‌مقاله:
شمس، محمدرضا؛ (1394)، افسانه‌های این‌ورآب، تهران: نشر افق، چاپ اول.
 
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
راهکارهای ترویج حجاب؛ احیای مسئولیت‌پذیری اجتماعی
راهکارهای ترویج حجاب؛ احیای مسئولیت‌پذیری اجتماعی
ترامپ و مقامات دولتش به استفاده از سلاح هسته ای علیه ایران فکر می‌کنند
play_arrow
ترامپ و مقامات دولتش به استفاده از سلاح هسته ای علیه ایران فکر می‌کنند
نماینده کنگره آمریکا: ترامپ در پایین‌ترین میزان محبوبیت قرار دارد / مردم خواستار پایان جنگ با ایران هستند
play_arrow
نماینده کنگره آمریکا: ترامپ در پایین‌ترین میزان محبوبیت قرار دارد / مردم خواستار پایان جنگ با ایران هستند
جزئیات دستمزد بازیگران سلمان فارسی
play_arrow
جزئیات دستمزد بازیگران سلمان فارسی
عادی‌ترین هدیه عروسی برای داماد در یمن
play_arrow
عادی‌ترین هدیه عروسی برای داماد در یمن
مبلغ کالابرگ چه زمانی افزایش پیدا خواهد کرد؟
play_arrow
مبلغ کالابرگ چه زمانی افزایش پیدا خواهد کرد؟
کارت قرمزی که سریع به زرد تبدیل شد؛ اتفاق خبرساز در لیگ کویت
play_arrow
کارت قرمزی که سریع به زرد تبدیل شد؛ اتفاق خبرساز در لیگ کویت
خلاصه والیبال ایران ۳ - استرالیا ۱
play_arrow
خلاصه والیبال ایران ۳ - استرالیا ۱
پاسخ ترامپ به یک سوال: جنگ در ایران چه زمانی تمام می‌شود؟
play_arrow
پاسخ ترامپ به یک سوال: جنگ در ایران چه زمانی تمام می‌شود؟
ضعیف‌ترین شاه ایران از نظر شهید رشید
play_arrow
ضعیف‌ترین شاه ایران از نظر شهید رشید
تیراندازی مرگبار در آمریکا
play_arrow
تیراندازی مرگبار در آمریکا
ترامپ: فکر می‌کنم ایران مسئول حمله به خط لوله «شرق-غرب» است
play_arrow
ترامپ: فکر می‌کنم ایران مسئول حمله به خط لوله «شرق-غرب» است
کمین نیروهای مسلح یمن در مسیر مزدوران سعودی
play_arrow
کمین نیروهای مسلح یمن در مسیر مزدوران سعودی
شرح حدیثی از امام صادق(ع) درباره فضیلت نماز شب توسط رهبر شهید
play_arrow
شرح حدیثی از امام صادق(ع) درباره فضیلت نماز شب توسط رهبر شهید
کلاهبرداری از طریق رمزارزها
play_arrow
کلاهبرداری از طریق رمزارزها