می­ خواهم یک نفر دیگر شوم

عصبانی­ ام، دلم می­ خواهد سر خودم داد بزنم، در اتاقم را بکوبم به هم، چند تا مشت بزنم توی دیوار... با همه دعوا دارم، دلم می­ خواهد یک نفر بهم گیر بدهد تا هرچه توی دلم هست، سرش خالی کنم... چرا من باید این­قدر بدشانس باشم؟ چرا باید از بین دو نفر هم انتخاب نشوم؟ از دست آقای مدیر عصبانی­ ام، از بابا...
چهارشنبه، 21 فروردين 1398
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: ناهید اسدی
موارد بیشتر برای شما
می­ خواهم یک نفر دیگر شوم
عصبانی­ ام، دلم می­ خواهد سر خودم داد بزنم، در اتاقم را بکوبم به هم، چند تا مشت بزنم توی دیوار... با همه دعوا دارم، دلم می­ خواهد یک نفر بهم گیر بدهد تا هرچه توی دلم هست، سرش خالی کنم... چرا من باید این­قدر بدشانس باشم؟ چرا باید از بین دو نفر هم انتخاب نشوم؟ از دست آقای مدیر عصبانی­ ام، از بابا... اصلا چرا نیامد حق من را از مدیر بگیرد؟ چرا باهاش دعوا نکرد که برای چی پسر من را برای مسابقات شنا انتخاب نکردید؟ من که هرچی پول توجیبی داشتم، دادم بلیت استخر خریدم که برای مسابقات استانی و بعد کشوری آماده باشم، بعد همه­ ی مشکلات خانوادگی­ مان می ­آید جلوی چشمم، این‌که چرا بابا پول‌دار نیست؟ چرا من این­قدر بدشانسم؟ و...

می ­آیم دم پنجره تا هوا بخورم، دلم می­ خواهد هرچه زور دارم توی گلویم جمع کنم و داد بزنم. چشمم می­ افتد به آقای حکیمی همسایه ­ی پایینی­ مان. دارد یواش‌یواش می­ آید سمت خانه، توی دستش نان­ سنگک دارد. یک کلاه کشیده روی سرش تا موهای ریخته­ اش معلوم نباشد، یک ماسک هم زده. مامان می­ گوید: آقای­ حکیمی سرطان دارد. اسم سرطان یک جوری است، اسمش که می ­آید، دل آدم می ­ریزد پایین. به این فکر می­ کنم که اگر من جای آقای­ حکیمی بودم، چه­ کار می‌کردم! خودم را توی اتاق حبس می­ کردم، صبح تا شب گریه می­ کردم و مدام به مُردن فکر می­ کردم... اما چرا آقای‌ حکیمی این کارها را نمی­ کند؟ چرا هر روز می ­رود پیاده ­روی؟ چرا سر ظهر می ­رود نان تازه می­ خرد، میوه می­ گیرد؟ چرا من را که توی راه ­پله می­ بیند عوض این­که دعوایم کند، باهام گرم سلام و علیک می­ کند؟

شاید آقای­ حکیمی حواسش نیست که چه بیماری‌ای دارد، شاید بهش نگفتند... اما نه! آن دفعه که دیدمش، سر بی­ مویش را نشانم داد و خندید. گفت: «این هم کار خداست، حکمتش است.» گفت این کلاه را سرش می­ گذارد تا بچه­ هایش ناراحت نشوند و غصه نخورند. چه ­قدر خوب است که بابای من هیچ مریضی ندارد و چهارستون بدنش سالم است! آقای‌ حکیمی رفته است توی آپارتمان خودشان، دیگر توی کوچه نیست؛ اما فکرش دست از سرم برنمی­ دارد.

دلم می ­خواهد بیشتر باهاش حرف بزنم، برایم از حسش بگوید، بگوید چه ­کار می­ کند که همیشه لبخند روی لبش است، بگوید چطور قدم­ هایش را محکم و امیدوار برمی ­دارد؛ برایم بگوید که چه­ کار کرده تا توی زندگی ­اش با هر مشکلی فرو نمی‌ریزد و خودش را نمی‌بازد؛ بگوید که چطور با مشکلات و بیماری ­اش کنار می آید؟ به نظر من که هیچ بیماری نمی ­تواند حریف روحیه ­ی آقای‌ حکیمی بشود.

صدای اذان از بلندگوهای مسجد محله بلند شده است. می­ دانم آقای­ حکیمی هر روز می ­رود مسجد، من هم می­ خواهم بروم. عصبانیتم را فراموش کرده ­ام، انگار که آن آدم ناامید یک ساعت قبل، یک نفر دیگر بوده است. باید زودتر بروم وضو بگیرم، الان است که آقای­ حکیمی از در آپارتمان­شان بزند بیرون، می ­خواهم بهش برسم.

 
نویسنده: هاجر زمانی
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
حال‌وهوای مزار نورانی رهبر شهید در رواق دارالذکر مشهد
play_arrow
حال‌وهوای مزار نورانی رهبر شهید در رواق دارالذکر مشهد
دیدار فرمانده نیروی دریایی سپاه با خانواده شهدای جزیره هرمز
play_arrow
دیدار فرمانده نیروی دریایی سپاه با خانواده شهدای جزیره هرمز
شکست میلیارد دلاری پدافند سعودی‌ها به روایت رسانه موساد
play_arrow
شکست میلیارد دلاری پدافند سعودی‌ها به روایت رسانه موساد
معترضان ایتالیایی یک بزرگراه در ناپل را تسخیر کردند
play_arrow
معترضان ایتالیایی یک بزرگراه در ناپل را تسخیر کردند
انتشار تصاویر جدید از عملیات استشهادی در الخلیل
play_arrow
انتشار تصاویر جدید از عملیات استشهادی در الخلیل
اعتراضات اروپایی به ترکیه نیز سرایت یافت
play_arrow
اعتراضات اروپایی به ترکیه نیز سرایت یافت
درگیری شدید مبارزان فلسطینی با نظامیان صهیونی در الخلیل
play_arrow
درگیری شدید مبارزان فلسطینی با نظامیان صهیونی در الخلیل
تصاویر دیده‌نشده از سردار شهید نائینی
play_arrow
تصاویر دیده‌نشده از سردار شهید نائینی
نمایش جلوه‌هایی از توان پهپادی ارتش ایران
play_arrow
نمایش جلوه‌هایی از توان پهپادی ارتش ایران
نماهنگ/ "گل امید" با نوای حاج محمود کریمی
play_arrow
نماهنگ/ "گل امید" با نوای حاج محمود کریمی
دعوت وزیر علوم از دختران کشور آذربایجان برای تحصیل در ایران
play_arrow
دعوت وزیر علوم از دختران کشور آذربایجان برای تحصیل در ایران
شکستگی سر مهدی طارمی در برخورد با بازیکن کلباء
play_arrow
شکستگی سر مهدی طارمی در برخورد با بازیکن کلباء
آخرین اقدامات نیروهای مسلح یمن برای عقب راندن مزدوران سعودی
play_arrow
آخرین اقدامات نیروهای مسلح یمن برای عقب راندن مزدوران سعودی
خروج بی‌سروصدای نظامیان آمریکا از غرب آسیا
play_arrow
خروج بی‌سروصدای نظامیان آمریکا از غرب آسیا
مدیریت اضطراب مادرانه در داستان حضرت موسی(ع) در قرآن
مدیریت اضطراب مادرانه در داستان حضرت موسی(ع) در قرآن