اکنون که نشانهي ملاميم شاعر : عطار وانگشت نماي خاص و عاميم اکنون که نشانهي ملاميم زيرا که نه مرد ننگ و ناميم تا کي سر نام و ننگ داريم معشوقهي خويش را غلاميم در شهر ندا زنيم و گوييم واندر طلب نشان و ناميم هم نام به باد داده هم ننگ با رود وسرود و نقل و جاميم ليکن شب و روز در خرابات زيرا که به کار ناتماميم واجب نبود نگار ديدن با عقل و هدايت تماميم ديوانه نهايم حاشلله زيرا که درين چنين مقاميم نيکوست وصال يار با فال چون...